مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
دانلود فایل ها در مورد مطالعه تطبیقی جنبش های بنیادگرای ...
ارسال شده در 17 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

بخش اول
یافته­های تطبیقی تحقیق
۳ـ ۱ـ یافته­های تطبیقی تحقیق:
تا این جا، با توجه به داده ­های بدست آمده از سه جنبش بنیادگرا، به نقاط مشترک بین آنها پرداختیم. اما برای فهم دقیق­تر شباهت­ها و تفاو­ت­های موجود میان جنبش­های بررسی شده در این تحقیق، نیازمندیم که آنها را بر اساس نُه عنصر اصلی موجود در چارچوب نظری، بررسی کنیم.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

طبق شواهد بدست آمده در این تحقیق، نمی­ توان ۹ عنصر موجود در نظریه­ آلموند را به عناصری مجزا تفکیک و بدون ارتباط با یکدیگر در یک جنبش تحلیل و بررسی کرد.
در بخش های پیشین ویژگی­های هر جنبش را مطابق با عناصر نه­گانه تحلیل کردیم. در بخش هایی از آن، ارتباط بین عناصر انکارناپذیر بود. مثلاً فرایند گزینش­گری، در جنبش های بنیادگرا بدون اعتقاد به متن مقدس بی معنا بود. یا اگر در جنبشی مانند اکثریت اخلاقی، اعتقاد به هزاره­گرایی پررنگ باشد. این اعتقاد باید به شکل گزینش رهبران این جنبش از متن مقدس فهم شود. بنابراین، برای فهم بهتر هر جنبش باید هر یک از عناصر را در ارتباط با یکدیگر تحلیل کنیم.
یکی از ایرادهای وارد به نظریه آلموند و اپل­بی و سیوان تلاش برای مجزا نشان دادن این نه عنصر است. با این که جداسازی این عناصر می ­تواند به جمع آوری اطلاعات دقیق­تری در مورد هر جنبش منجر شود، برای تطبیق میان جنبش­های بنیادگرا نمی­ توان ارتباط بین این عناصر و همپوشانی آنها با یکدیگر را از نظر دور داشت.
یکی از نتایج مهم این تحقیق دستیابی به سه شاخه (خوشه) از عناصر مرتبط با یکدیگر است که هر یک از آنها عناصر دیگر را تقویت می­ کند و این شاخه­ها ابزار مناسبی را برای تحلیل و مقایسه میان جنبش­های مورد نظر در اختیار ما قرار می­دهد. از طرف دیگر این شاخه ها به نحوی مکانیزم های درونی جنبش های بنیادگرا را برای ما روشن می­ کند. در ادامه با شرح بیشتر در مورد این شاخه­ها بحث خواهیم کرد.
به نظر می­رسد که عنصر واکنش به حاشیه­سازی دین متمایزکننده­ترین عنصر بین عناصر نه­گانه است و به نوعی هستی جنبش­های بنیادگرا را شکل می­دهد. در واقع این عنصر است که با تعریف واکنشی که جنبش نسبت به مدرنیته نشان می­دهد آن را از بقیه­ی جنبش­های غیردینی متمایز می­ کند. حال این واکنش ممکن است به شکل نظامی یا بسیج همگانی یا به شکل دفاعی باشد. اما علت این که این عنصر جزء شاخه­ های اصلی جنبش­های بنیادگرا قرار نگرفت آن است که واکنش به حاشیه­ای­سازی دین صرفاً می ­تواند دینی یا غیردینی بودن جنبش را مشخص کند، اما از ایجاد تمایز بین بنیادگرا بودن یا نبودن جنبش ناتوان است. با این حال، وجود آن برای تحلیل جنبشی بنیادگرا مهم است. از طرف دیگر، هزاره­گرایی و موعودگرایی را نیز نمی­ توان به عنوان یک عنصر اصلی در تحلیل­های خود در نظر گرفت، چون در تمام جنبش­های بنیادگرا عمومیت ندارد، اما وجودش می ­تواند به عنوان تسهیل­گر نقش موثر داشته باشد (آلموند،۲۰۰۳: ۱۰۴). نمونه­ آن را در سه جنبش مورد بررسی در این تحقیق می­توان مشاهده کرد. هزاره­گرایی فقط در اکثریت اخلاقی نقش پررنگی دارد و در دو جنبش دیگر نقش تعیین کننده ­ای نداشته است.
در واقع از بین ۹ عنصر نظریه آلموند دو عنصر یکی به عنوان عنصر متمایز کننده و دیگری به عنوان عنصر حاشیه­ای یا تسهیل­گر به دلایل ذکر شده کنار گذاشته می­ شود. در این جا به نظر می­رسد که از بین هفت عنصر باقی مانده، سه عنصر برای تبدیل کردن جنبش دینی به جنبش بنیادگرا نقشی حیاتی دارند و بقیه­ی عناصر ذیل این سه عنصر معنا پیدا می­ کنند. عنصر اول گزینش­گری[۲۲۸]عنصر دوم مرزبندی­ روشن[۲۲۹] و عنصر سوم خودحق­پنداری[۲۳۰] است. در واقع هر یک از این عناصر پایه­ های شاخه­ای را شکل می­ دهند که عناصر دیگر ذیل آنها معنا و کارکرد پیدا می­ کنند. علت انتخاب این عناصر به عنوان پایه­ های اصلی جنبش بنیادگرا وابستگی هویت و بقای یک جنبش به این عناصر است.
گزینش­گری از این جهت به عنوان پایه­ شاخه­ اول انتخاب شده است که جنبش­های بنیادگرا برای مواجهه با خطرات احتمالی بیرون از خود به تقلیل سنت­های دینی و هماهنگ کردن آنها با شرایط موجود نیاز دارند و این عنصر به خوبی این نیاز را برآورده می­ کند. مرزبندی روشن برای حفظ هویت گروه در مواجهه با جهان بیرون از جنبش که حتی گاهی به عنوان جهان وسوسه گر شناخته می شود اهمیت دارد. اهمیت این عنصر زمانی افزایش پیدا می­ کند که جنبش نمی­تواند به اندازه دنیای بیرونی به اعضای خود پاداشی متناسب با جایگاه شان دهد. خود حق پنداری عنصری است که می ­تواند تصمیم ­گیری درست در جنبش را تضمین کند(همان،۱۰۵-۱۰۳). به ویژه این مسأله زمانی که اعضا به دنبال تساوی در فرایند تصمیم ­گیری هستند فشار مضاعف ایجاد می­ کند. معمولاً این اتفاق واکنش به کمبود منابع مادی و غیر مادی در جنبش است. هر یک از این سه عنصر با کمک عناصر دیگری که ذیل شاخه­ آنها قرار می­گیرد می ­تواند به حفظ و بقای گروه کمک کنند. در ادامه، بعد از توضیح دو عنصر حاشیه­ای، بیشتر به این عناصر و شاخه­ های مربوط به آن خواهیم پرداخت.
۳ـ ۱ـ۱ـ واکنش به حاشیه­ای­سازی دین:
همان­طور که ذکر شد، این واکنش به نوعی بسیج شدن در برابر نیروهای عرفی در جهان مدرن است. حتی گاهی از اوقات جنبش­های بنیادگرا برای جلوگیری از جذب شدن در جامعه­ متکثر و محیط غیردینی و برای حفظ سنت­های دینی دست به واکنش می­زنند. این واکنش گاهی با عناصر دیگر مانند گزینش­گری، ثنویت و بی­خطایی متن مقدس همراه می­ شود تا در برابر تهدید­های بیرونی از خود محافظت کند.
اکثر جنبش­های بنیادگرا خود را در مقابل دولت فاسدی می­بینند که با فعالیت­های مداخله جویانه دنیوی خود در عرصه­ عمومی به دنبال کاهش و کم کردن نقش دین در زندگی عمومی افراد است. معمولاً این دولت­ها ارزش­های دنیوی را با مکانیزم­ هایی مانند آموزش و پرورش دنیوی و منع کردن مناسک و نیایش­های دینی در مدارس ترویج می­ دهند. همچنین رفتارهای گناه آلود مانند سقط جنین، روابط جنسی خارج از ازدواج، هجنس­گرایی و طلاق را تشویق می­ کنند.
تقریباً برای هر سه جنبش بنیادگرای مورد بررسی در این تحقیق (هاردیم، طالبان و اکثریت اخلاقی) جامعه­ مدنی تهدیدی جدی به حساب می ­آید، چرا که درون آنها عناصری وجود دارد که جوانان را از دینداری و دین­ورزی دور می­ کند و علقه های دینی آنها را کاهش می دهد. معمولاً بنیادگرایان مسئول این امور را رسانه­های فاسد مانند: سینما و تلوزیون و ادبیات دنیوی و همچنین احزاب و اجتماع­های داوطلبانه دنیوی می­دانند.
به شکل کلی می­توان جریان­های بیرونی را که منجر به واکنش از طرف بنیادگرایان می­ شود را بر اساس سه جنبش بررسی شده؛ به چهار بخش تقسیم کرد: ۱ـ جریان­های دینی یا قومی ـ ملیتی انحرافی ۲ـ دولت عرفی ۳ـ جامعه مدنی عرفی ۴ـ امپریالیسم یا استعمار جهانی که از نظر آنها در مقابل معتقدان واقعی قرار می­گیرد.
در هر سه جنبش، اهمیت مقابله با رقبای بیرونی مشاهده می­ شود. جنبش­های اکثریت اخلاقی و هاردیم در این زمینه دارای شباهت­های معناداری هستند: هر دو جنبش به خاطر بستر اجتماعی مشابه، عموماً دشمن خود را دولت و جامعه­ مدنی عرفی می­دانند که در حال کم رنگ کردن ارزش­های دینی اند. بین رقبای این دو جنبش جریان­های قومی ـ ملیتی یا امپریالیسم مشاهده نمی شود و جالب است که هاردیم جزء معدود جنبش­های بنیادگرای یهودی است که تضاد قومی ـ ملی در آن وجود ندارد، چرا که برای اکثر بنیادگرایان یهودی اعراب به عنوان دشمنان دیرینه شناخته می­شوند (مانند گوش آمونیم) (آران،۱۳۷۸: ۲۴). نکته­ی دیگر در مورد این دو جنبش آن است که به دلیل بستر متکثری که در آن شکل گرفته­اند، خود این جنبش­ها بخشی از جامعه­ مدنی به حساب می­آیند و اختلاف آنها معمولاً با بخش­های دیگر جامعه مدنی است که تشویق کننده­ ارزش های دنیوی اند. به عنوان مثال، فمنیست­ها به سبب طرفداری از سقط جنین دشمنی مطرح در جامعه مدنی شناخته می­شوند یا برای هاردیم اینجهان باورهایی که مخالف شیوه ­های سنتی آموزش اند، در عرصه­ جامعه­ مدنی گروهی رقیب به حساب می ­آید(اسنوبال،۱۹۹۱: ۱۰۴)(هایلمن،۱۹۹۲: ۱۶۴). اما در مورد طالبان این مسأله صادق نیست؛ یعنی آنها نه تنها از یک بستر متضاد قومی برخاسته بودند، بلکه به دلیل پایبندی شدید قومیتی و نفوذ پشتون والی خود را در تناقض با گروه ­های غیرپشتون قرار می­دادند. با افزایش ارتباط و نفوذ گروه القاعده بین طالبان، بُعد مخالفت و واکنش نسبت به امپریالیسم که در رأس آن آمریکا قرار دارد افزایش پیدا کرد. اما در مورد واکنشی که هر سه جنبش به حاشیه­ای شدن دین نشان دادند گفتنی است که هر سه جنبش دشمن اصلی خود را مدرنیته و مظاهر آن می­دانند و در هر سه جنبش تلاش برای تغییر در نظام آموزشی مدرن جزء اولین اولویت­ها در واکنش به حاشیه­ای­سازی دین بوده است. اکثریت اخلاقی به وسیله­ مکانیزم­ های قانونی به دنبال تغییر در سرفصل­های آموزشی مدارس و افزایش تعلیم آموزه­ها و مناسک دینی و نیایش در مدارس بودند(مژده،۱۳۸۲: ۱۱۲). همچنین طالبان در اولین سال­های تسلط بر افغانستان علاوه بر اینکه تمام مدارس دخترانه را تعطیل و تبدیل به مدارس پسرانه کردند، به شدت به دنبال جایگزین کردن مدارس دینی به جای مدارس مدرن بودند. یکی دیگر از اقدامات طالبان در این زمینه تغییر بخش زیادی از سرفصل­های درسی مدارس به دروس دینی بود. طالبان با وجود دانشگاه به شکل کلی مخالف بودند و تعطیلی دانشگاه کابل جزء اولین اقدام­های این جنبش به حساب می ­آید.
۳ـ ۱ـ۲ـ شاخه اول: گزینش­گری : (بی­خطایی متن مقدس، مرزبندی روشن و الزام­های رفتاری)
چنان که ذکر شد، گزینش­گری به این دلیل به عنوان یکی از شاخه های اصلی در نظر گرفته شد که وجود آن برای بقای جنبش بنیادگرا ضروری است. اما زمانی که جنبش بنیادگرا دست به گزینش­گری می­زند، این عمل را با کمک و استفاده از عناصر دیگر انجام می­دهد، چون در غیر این صورت گزینشی که جنبش به دنبالش است امکان­ پذیر نیست. نکته­ی دیگر آن که نسبت عناصر با یکدیگر نسبتی رفت و برگشتی و تنگاتنگ است. همچنین عناصر یک شاخه می ­تواند با عناصر شاخه­ های دیگر هم­پوشانی داشته باشد. در واقع گزینش گری از کانال عناصر دیگر اتفاق می افتد؛ که در جنبش­های مختلف می ­تواند متفاوت باشد.
به نظر می­رسد که جنبش­های بنیادگرا نیاز به نوعی یقین در برابر دنیای متزلزل و مشکوک مدرن دارند و رجوع به متن مقدس می ­تواند این تزلزل را از بین ببرد. اما رجوع جنبش­های بنیادگرا در سنت­های مختلف دینی به متن­های خطاناپذیر به شکل گزینشی است. یعنی این جنبش­ها به بخش­هایی از متون مقدس رجوع می­ کنند که یقین مورد نیازشان را به ثمر برساند. همراهی گزینش­گری و رجوع به متن­های بی­خطا و لغزش­ناپذیر مستلزم ظهور رفتارهای بدون ابهام و روشنی است. این رفتارهای مبتنی بر برخورد گزینشی با متن مقدس مرز روشنی را بین رفتارهای درست و غلط مشخص می­ کند. گزینشی که بنیادگرایان انجام می­ دهند اهداف استراتژیکی را برای این جنبش­ها به وجود می ­آورد که آنها را از دشمنان­شان مجزا می­ کند. در واقع آنها بخشی از سنت مقدس خود را گزینش می­ کنند تا به نحوی از دیگران و هم­کیشان خود متمایز شوند. این گزینش­گری علاوه بر ایجاد رفتارهای مرزبندی شده مشخص، به شکل مواجهه­ جنبش­ها با مدرنیته و مظاهر آن نیز منتهی می­ شود. یعنی بنیادگرایان با این که مدرنیته را دشمن اصلی خود می­دانند، با توجه به رجوعی که به متن مقدس می­ کنند و یقینی که به دست می­آوردند، از مدرنیته در جهت اهداف خود به شکل گزینشی استفاده می­ کنند.
اگر بخواهیم این شاخه را روی سه جنبش مورد مطالعه پیاده کنیم، ارتباط رفت و برگشتی میان این عناصر را مشاهده می­کنیم. به عنوان مثال، هاردیم جزء جنبش­هایی است که گزینش از تاریخ یهود و عناصر موجود در متن مقدس یهودی مبنای زندگی روزمره اعضای هاردیم را شکل می­دهد و این گزینش نوع مواجهه­ آنها را با افراد بیرون از جنبش مشخص می­ کند و آنها را برای متمایز بودن با غیر از خود ملزم به انجام دادن رفتارهای روشن می­نماید. نمود این وضعیت را در تفسیری که از داستان فینحاس و آیات ۱۱۰ و۱۱۱ کیتوبت در تلمود می توان مشاهده کرد. این آیات دستور عمل خداوند در مورد چگونگی برخورد با اسراییل و افراد غیر­یهودی در دوران تبعید را به یهودیان ارائه می­دهد که به سوگندهای سه­گانه معروف اند. خداوند فرمان داده است که ۱) یهودیان در تبعید نباید به سرزمین فلسطین بازگردند؛ ۲) یهودیانی که بین ملت­های غیر یهود زندگی می­ کنند نباید علیه آنها شورش کنند ۳) همچنین غیریهودیان در عوض نباید یهودیان را مورد آزار و اذیت کنند. خاخام­ها با گزینش و تفسیر خاصی که از این آیات انجام دادند(کرومر،۱۹۸۸: ۱۵۵-۱۵۱)، اول مرزبندی روشنی را بین هاردیمی و غیرهاردیمی مشخص می­ کنند، دشمنان و مخالفان هاردیم را تعیین می­ کنند و با تفسیر از داستان فینحاس؛ به نوعی رفتار خشونت­آمیز نسبت به آنها را مشروعیت می­بخشند. هاردیم با تأکید بر مفهوم تبعید، صهیونیست­ها را دشمن درجه­ اول خود معرفی کرد و تمام رفتارهای خود را از چگونگی برخورد با زنان و مخالفت با آموزش آنها، نوع انتخاب مشاغل، نحوه­ استفاده از مطبوعات و حتی پوشش و نوع غذای مصرفی خود را بر اساس مخالفت با آنها مشخص نمودند. به بیان دیگر، آنها در تمام رفتارهای جزیی خود تلاش می­ کنند خود را از صهیونیست­های این جهان باور متمایز کنند. در هاردیم گزینش گری از کانال مرزبندی روشن با دنیای بیرونی نمود پیدا می کند.
در اکثریت اخلاقی برخورد گزینشی با متن مقدس به اندازه­ هاردیم وجود دارد، با این تفاوت که بخش قابل توجهی از این گزینش برای پیش ­بینی آینده انجام شده است. همان گونه که در بخش مربوط به اکثریت اخلاقی ذکر شد، طرفداران اکثریت اخلاقی فقط انجیل نمی­خوانند، تا تاریخ بیاموزند و یا اصول اخلاقی را درک کنند، بلکه آنها انتظار دارند در متن مقدس سرنخ­هایی برای سرنوشت آینده­ی جهان و آخرالزمان پیدا کنند (لنوهارد،۲۰۱۰: ۶۹). البته با این گزینش مرز بین دوست و دشمن را مشخص و با گزینشی موعودگرایانه صهیونیست­ها را دوست فعلی خود و اعراب را به عنوان دشمن مشترک خویش معرفی می­ کنند. البته ابعاد رفتاری اکثریت اخلاقی در شاخه­ دوم نمود بیشتری پیدا می­ کند.
به شکل کلی، نوع تفسیری که اکثریت اخلاقی از متن مقدس انجام می­دهد به گونه ­ای است که با علم مدرن تناقضی نداشته باشد، یعنی بخش­هایی را که با دستاوردهای علمی تناقض نداشته باشد پررنگ می­ کند و بخش­های متناقض را به جنبه­ های شاعرانه انجیل ارجاع می­دهد. همچنین بخش­هایی که با رستگاری ارتباط آشکاری ندارند، اگر عرف فرهنگی آن را قبول کند، پذیرفته می­ شود. در غیر این­ صورت به آن توجه نمی­ شود. اکثریت اخلاقی خود را متعلق به کلیسایی با قوانین سفت و سخت می­داند و فقط با افراد بیرون از کلیسا به وقت نیاز همکاری می­ کند. آنها دنیای بیرون از خود را پر از کفر و تباهی می­بینند و فقط در شرایطی با افراد بی­اعتقاد و شکاک مواجه می­شوند که امیدوار باشند آنها را به راه راست بازگردانند. مثلاً به همین دلیل سینماهایی را که فیلم آخرین وسوسه مسیح را نمایش می­دادند پلمب کردند. اما اگر بفهمند که مخاطبان­شان کاملاً در گناه فرو رفته­اند ترجیح می­ دهند از آنها دوری کنند، حتی اگر شاهد این باشند که دوستان­شان بعد از کار برای رفع خستگی مشروب می­خورند ترجیح می­ دهند که از آنها دوری کنند، چون روح انسان از دوستانش مهمتر است.
نمونه­ این شکل از گزینش و مرزبندی بین خود و دیگری را در تأسیس دانشگاه لیبرتی به وسیله فالول می­توان مشاهده کرد. او دانشگاهی تأسیس کرد تا جوانان مسیحی واقعی با تعالیم انجیل آشنا شوند. در این دانشگاه تلاش می­ شود علاوه بر تعلیم تفاسیری خاص از کتب انجیلی به دانشجویان، آنها را از نظر روحی برای مقاومت در برابر دنیای وسوسه­گر بیرونی تقویت نمایند. به همین دلیل از دانشجویان و استادان انتظار می­رود به عنوان مسیحی واقعی واجد رفتارهای معینی باشند. به عنوان مثال، داشتن روابط جنسی و یا بوسه­های شهوانی بین دانشجویان ممنوع است و شدیدترین برخوردها را از طرف دانشگاه در پی خواهد داشت. همچنین استادان این دانشگاه قبل از استخدام باید قسم بخورند که به بی­خطایی کتاب مقدس و آفرینش انسان به دست خداوند اعتقاد دارند. در واقع محیط دانشگاه لیبرتی بر مبنای گزینشی خاص از مدرنیته شکل گرفته است(رز،۱۹۹۳: ۴۶۱). انجیل­گرایان با ورود به این دانشگاه از افراد بیرونی متمایز می­شوند و مرز روشنی بین آنها به وجود می ­آید. همچنین پذیرش در این دانشگاه منوط به رعایت قواعد رفتاری معینی است. در واقع این دانشگاه به خوبی می­ تواند این شاخه از عناصر جنبش­های بنیادگرا را تبیین کند.
طالبان­ دوران صدر اسلام و میانه را دوره­ طلایی و مصون از هر نوع خطا تلقی می­ کند و در مورد تفاسیر و تأویل­های دینی این دوره اعتقاد جزم­گرایانه دارد. طالبان در مواجهه با امور جدید و مسائل مستحدثه، اصل را بر حرمت می­ گذارد و برای جواز هر امر جدیدی به دنبال نص خاص و جواز شرعی است. با این بهانه که امور جدید در زمان پیامبر اسلام و خلفای راشدین وجود نداشته، با همه آنها مخالفت و برخورد خصمانه دارد.
تفسیر آنان از مفاهیمی مانند «توحید و شرک» و همچنین برداشت خاص­شان از «تکفیر» مبنایی برای مرزبندی بین طالبان و مخالفین با آنها فراهم می­ کند. طالبان همه فرقه­ها و مذاهب اسلامی غیر از خود را مرتد و کافر می­داند. به طبع این مرزبندی مستلزم رفتار معینی است تا طالبان را از دیگران متمایز کند(حاج بابایی،۱۳۸۲: ۱۰۵-۱۰۲).
تنها الگوی مطلوب نزد طالبان الگوی زندگی جوامع روستایی قرون اولیه­ اسلامی است و رفتار خشک و متحجرانه­ی آنان با زنان و نوع نگرش­شان نسبت به نقش اجتماعی و تربیتی زن در جامعه، ریشه در همین روح سلفی­گری دارد. آنها با گزینش سخت­گیرانه از متن مقدس و تاریخ اسلام رفتارهای معینی را برای افراد تعیین می­ کنند و زندگی خصوصی و حریم شخصی افراد را تحت نظارت خود قرار می­ دهند. آنان از بلندی موی­سر تا کوتاهی موی­صورت و از حمام عمومی تا تردد زن در محیط بیرون از منزل را کنترل می­ کنند. آنها در مسأله­ اعتقاد به توحید و مبارزه با مظاهر شرک، تا آن جا شدت عمل به خرج دادند که حتی نگهداری عکس و اسباب بازی کودکان در منزل را مخالف با عقاید توحیدی اسلام اعلام کردند.
طالبان با نظارت دقیقی که بر رفتار و حتی شکل ظاهر مردم افغانستان در زمان حکومت خود داشت به خوبی ارتباط رفت و برگشتی بین عناصر این شاخه را نشان می­دهد. آنها با گزینشی معین از متن مقدس و تاریخ اسلام و ارائه­ تفسیری رادیکال مرز بین خود و دشمنان­شان را تعیین کردند و اعضای زیر دست خود را برای حفظ این مرزبندی مجبور به رعایت شیوه ­های رفتاری معین کردند. به نظر می­رسد که گزینش­گری در طالبان از کانال اعتقاد به بی خطایی متن مقدس می­گذرد.
در مقایسه بین جنبش­ها نوع گزینشی که اکثریت اخلاقی از متن مقدس انجام می­دهد مغایرتی با علم مدرن و تکنولوژی ندارد، در حالی که در هاردیم و طالبان بر حسب ضرورت و بر اساس فشارهای بیرونی به گزینش مظاهر مدرن دست می­زنند یا خود را با آن تطبیق می­ دهند. در اکثریت اخلاقی مخالفت کمی با تکنولوژی مشاهده می شود. آنها به راحتی از رسانه­های جمعی در جهت اهداف­شان استفاده می­ کنند، اما بین هاردیم و طالبان آنها با شروط و محدودیت­های خاص حاضر به استفاده از این ابزارها می­شوند. در هاردیم مسیر گزینش­گری از کانال رجوع به متون بی خطای مقدس ومرزبندی روشن می­گذرد، در حالی که در طالبان این مسیر از کانال رجوع به متن مقدس و الزامات رفتاری رد می­ شود. همچنین اکثریت اخلاقی گزینش خود را محدود به شکل استفاده از ابزارهای مدرن می­ کند.
به طور کلی نوع مواجهه­ این بنیادگرایان با علم مدرن چندان خصومت­آمیز نیست، به ویژه بخش­هایی از علم که بعد تکنولوژیک پیدا کرده است و باعث بهبود و رفاه می­ شود. نکته­ای که در مورد بنیادگرایان در ادیان ابراهیمی برای مواجهه با علم وجود دارد آن است که همگی می­خواهند علم را در اختیار داشته باشند و در جهت اصلاح وضعیت جامعه مدرن که تفکر دنیوی آن را در مسیر انحرافی قرار داده است به کار گیرند. بنیادگرایان برای حل مسأله­ علم و دین تلاش می­ کنند تا نشان دهند که در اصل علم و دین تناقضی با یکدیگر نداشته­اند و ریشه­ پیشرفت­های علمی در عصر شکوفایی تمدن دینی است (این ایده به ویژه میان اسلام­گرایان رایج­تر است). اگر هم بنیادگرایان در برخورد با علم رویکرد خصومت­آمیزی داشته اند این برخورد مربوط به زمانی است که قدرت سیاسی نداشته اند. اما در صورت دستیابی به قدرت استفاده از آن را برای پیشبرد اهداف­شان لازم و ضروری می­دانند. در واقع بنیادگرایان به دنبال ترکیب سنت و مدرنیته اند. آنها دستاوردهای علم را رد نمی­کنند، مخصوصاً آنهایی را که می ­تواند به اصلاح جهان مدرن و بازسازی آن کمک کند.
رویکرد بنیادگرایان به مدرنیته به سطح معرفت­شناختی بنیادگرایان و مرزی که برای دخالت مدرنیته تعیین می­ کنند باز می­گردد. نوع و سطح مورد اعتراض بنیادگرایان از مدرنیته (به­ ویژه ابعاد علمی و تکنولوژیک) و به نسبت هژمونی و قدرت علم و تکنولوژی در جوامع، متفاوت است. مثلاً نوع مخالفت اکثریت اخلاقی با پیشرفت­های علمی در آمریکای با مخالفت بنیادگرایان در جوامع اسلامی یا یهودی تفاوت دارد.
برای مثال، علومی که به تبیین مجدد آفرینش هستی می­پردازند از طرف اکثریت اخلاقی شدیداً مورد اعتراض قرار می­گیرد، اما در مورد انواع تکنولوژی­ها (مانند رسانه­های جمعی) حساسیتی وجود ندارد (مارتی،۱۹۹۱: ۳۵). اما در جنبش هاردیم بحث تکامل یا علومی که آفرینش هستی را مورد توجه قرار می­ دهند موضوعیت ندارد، چون اعضای هاردیم اساساً به لحاظ تئوریک با علم درگیر نمی­شوند و فقط مشغول مطالعه­ متون مقدس اند. در طالبان نیز به علم فقط به عنوان ابزار نگاه می­­شودو سطح برخورد تئوریک با علم بسیار کمتر از دو جنبش دیگر است. همچنین بنیادگرایان تکنولوژی را در سطح معرفتی ابزاری می­دانند که می ­تواند در جهت اهداف دینی استفاده شود. بنابراین، بنیادگرایان با آن مخالف نیستند و مشتاقانه از آن در جهت اهداف­شان بهره می­برند.
در سه جنبش بررسی­شده ارتباط بین عناصر این شاخه را به شکل­های گوناگون می­توان مشاهده کرد. در هر سه جنبش اعتقاد به متن مقدس بی­خطا و لغزش­ناپذیر و تفسیر و گزینش خاصی که از آن صورت می­گیرد باعث مرزبندی بین اعضای جنبش و افراد بیرونی می­ شود و این مرزبندی رفتارهای معینی را به وجود می ­آورد. در واقع، گزینش­گری عنصری است که عناصر بی خطایی متن مقدس، مرزبندی روشن و رفتارهای معین را به یکدیگر مرتبط می­ کند و در عین حال ارتباط بین این سه عنصر، علاوه بر یقینی که میان اعضا در برابر دنیای متزلزل بیرونی به وجود می ­آورد، حدود و ثغور جنبش و استراتژی جنبش در برابر دنیای بیرونی را مشخص می­ کند و، از همه مهمتر، توجیه مناسبی برای چگونگی استفاده (گزینش) از مظاهر دنیای مدرن در اختیارشان قرار می­دهد. به نظر می­رسد گزینش­گری از مدرنیته بدون توجه به عناصر یاد شده امکان پذیر نیست. به بیان دیگر، این شاخه با گزینش از متن مقدس آغاز و به گزینش از مدرنیته منتهی می­ شود.
۳ـ ۱ـ۳ـ شاخه­ دوم: مرزهای روشن (الزام­های رفتاری ، خود حق پنداری و دوگانه­انگاری)
شاخه­ دوم با حفظ مرزهای گروهی ارتباط دارد که با مجموعه ­ای از رفتارهای متمایز و همچنین اعتقاد به برگزیده بودن و تقسیم دوگانه جهان به تاریک و روشن همراه است. در واقع این مرزبندی جنبش بنیادگرا را از دنیای بیرون از خود متمایز می­ کند و اعضای گروه را توجیه می­ کند که آنها نسبت به افراد خارج از خود حق هستند و این حق بودن را با الزام های رفتاری تقویت می­ کنند. آنها برای اثبات این برگزیده بودن باید بتوانند تصویری رادیکال از جهان بیرون از خود ارائه دهند و آن را به جهانی تاریک و روشن تقسیم نمایند تا این برگزیدگی تقویت شود(آلموند،۲۰۰۳: ۹۸).
وجود مرزهای دقیق و روشن در جنبش­های بنیادگرا می ­تواند پاکدامنی و تقوای اعضای جنبش را تقویت نماید. همچنین پایبندی آنها به آرمان­های جنبش همبستگی میان اعضای گروه را افزایش می­دهد.
این خودحق­پنداری که با پایبندی به رفتاری خاص بروز پیدا می­ کند با دوگانه­انگاری یا ثنویت تقویت می­ شود. تقریباً در اکثر گروه ­های بنیادگرا این دوگانه­انگاری مشاهده می­ شود، اما نمی­ توان از آن به عنوان ویژگی متمایزکننده یا شاخص بنیادگرایی یاد کرد. معمولاً عنصر ثنوی­گری در جنبش­هایی با گرایش­های نظامی پررنگ­تر است یا این گرایش دوگانه­انگارانه نتیجه­ نظامی شدن آنها است. معمولاً این جنبش­ها علیه سنت­هایی که آن را مخالف یا دشمن خود می­دانند دست به فعالیت نظامی می­زنند. مثلاً این نکته در مورد طالبان مصداق عینی دارد، به ویژه زمانی که طالبان با القاعده شروع به همکاری کرد.
در این شاخه سه عنصر رفتارهای معین، خودحق­پنداری و دوگانه­انگاری دست به دست یکدیگر می دهند تا مرز بین جنبش بنیادگرا با بیرون از آن را تعیین کنند. در هاردیم همه این سه عنصر در ارتباط با یکدیگر مرز بین این گروه و صهیونیست­ها را به عنوان دشمن درجه اول هاردیم تعیین می­ کنند. به نظر می­رسد که صهیونیسم محوری­ترین عامل میان عناصر این شاخه در هاردیم است. یعنی اگر رفتار مشخصی وجود دارد ( که از نوع پوشش تا شکل آموزش را شامل می­ شود) یا اگر بر اساس برداشت­هایی که از مفاهیم تاریخی (تبعید) و متون مقدس یهودی صورت می­گیرد، هاردیمی­ها یک جهان تاریک و روشن را ترسیم می­ کنند و برای مرزبندی با صهیونیست­ها خود را در نیمه­ی روشن قرار می دهند.
در اکثریت اخلاقی، عنصر هزاره­گرایی بر بقیه­ی عناصر موجود در جنبش غلبه دارد. به همین دلیل، ارتباط بین عناصر این شاخه نیز با توجه به رویکرد هزاره­گرایانه­ی آنها قابل فهم است. یعنی اکثریت اخلاقی به این دلیل خود را از دیگران برتر می­داند که در زمان ظهور مسیح فقط آنها به عنوان پیروان واقعی انجیل و همچنین یهودیان نجات پیدا می­ کنند. چنین تفکری نگاهی دوگانه­انگارانه به جهان را به وجود می ­آورد. به اعتقاد رهبران اکثریت اخلاقی، یک طرف یهودیان و مسیحیان به عنوان نیروهای خیر (رستگاران) و طرف دیگر (شر یا شیطانی) تمام نیروهای این جهان باور و مسلمانان ( به شکل خاص عرب­ها) قرار دارند. چنین تفکیکی میان خیر و شر رفتارهای معینی را برای اعضای اکثریت اخلاقی طلب می­ کند. نمود این نوع رفتار را در قواعد رفتاری موجود در دانشگاه لیبرتی با تعیین الزام­های رفتاری و سنتی برای زنان در خانواده و مخالفت با سقط جنین می­توان جست. از طرف دیگر، به­خاطر درگیری اکثریت اخلاقی در فعالیت­های سیاسی مثل حمایت از ریگان در انتخابات یا معرفی پت رابرتسون به عنوان کاندید ریاست جمهوری، این انتظار از پیروان جنبش به وجود می ­آید که طبق خواسته­ های جنبش در انتخابات رفتار کنند(کلمبو،۱۳۷۱: ۱۹۱). چنین قواعد رفتاری مرزهای روشنی را بین اکثریت اخلاقی و دنیای بیرون از آن به وجود می ­آورد.
به نظر می­رسد طالبان روند مرزبندی بین خودی و غیرخودی را با عنصر خود­حق­پنداری تقویت می­ کنند. آنها علاوه بر اینکه غیرمسلمانان را به دلیل پایبند نبودن به شریعت اسلامی کافر می­دانند، غیر از خود هیچ فرقه­ی اسلامی­ای را قبول ندارند. آنها حتی بعضی از نیروهای جهادی داخلی را به دلیل فساد و دور کردن مردم از شریعت اسلامی مشرک می­دانستند. یکی از مناسب­ترین روش­ها برای حفظ این مرزبندی از نظر طالبان برخورد نظامی است.
با یک نگاه مقایسه­ ای می­توان ادعا کرد که مرزبندی در جنبش طالبان بیش از دو جنبش دیگر است. طالبان به دلیل دست­یابی به قدرت سیاسی، این مرزبندی و رفتارهای معین منتج از آن را به شکل عملیاتی در جامعه پیاده و برای آنها مجازات رسمی مشخص کرد. طالبان با اینکه مرزبندی بین خود و دشمنانش ( داخلی و خارجی) را با توسّل به مخالفت آنها با شریعت اسلامی توجیه می کرد، حتی برای مواجهه با نیروهای داخلی افغانستان و تعیین مرزش با آنها جزئی­نگر بود. مثلاً طالبان نیروهای داخلی افغانستان را به سه گروه تقسیم کرد. از نظر آنان حزب­های جهادی هم­سو با طالبان، مانند حزب حرکت اسلامی مولوی نبی محمدی و حزب اسلامی یونس خالص که خود را برادران طالبان می­خواندند از مشارکت در حکومت آینده افغانستان برخوردار بودند. دسته­ی دوم حزب­هایی که اعضا و رهبران­شان واجد اوصاف اخلاقی و دین­داری نبودند، ولی در برابر طالبان صف آرایی هم نکردند. آنها جزء حلقه­ی طالبان به شمار نمی­آیند و صلاحیت سهیم شدن در اداره­ی اسلامی طالبان را ندارند، زیرا در امارت اسلامی طالبان مهم­ترین شرط دین­داری و التزام به شریعت اسلامی است. حزب­هایی چون محاذ ملی اسلامی سید احمد گیلانی و جبهه­ی نجات اسلامی صبغت الله مجددی در این طبقه جای می­گیرند. آنان می­توانند همانند مردمان عادی به زندگی خود ادامه دهند، بدون آن که سهمی از قدرت سیاسی داشته باشند. اما دسته­ی سوم حزب­هایی بودند که در برابر طالبان می­جنگیدند. حزب­هایی چون جمعیت اسلامی ربانی، حزب اسلامی حکمتیار و هم چنین حزب­های شیعی(مارسدن،۱۳۷۹: ۹۵). موضع طالبان در قبال دسته­ی سوم ادامه­ جنگ و به محاکمه کشاندن سران و فرماندهان آنان بود. چنین مرزبندی جزئی به این دلیل بود که طالبان به قدرت سیاسی دست یافتند. آنها این روند مرزبندی و پیروی از آن را به تمام جامعه­ افغانستان، که لزوماً پیرو طالبان نبودند، تعمیم دادند. در حالی که در اکثریت اخلاقی و هاردیم مرزبندی و تلاش برای اشاعه­ی رفتارهای معین به فعالیت­های پارلمانی یا فراپارلمانی محدود است.
۳ـ ۱ـ۴ـ شاخه­ سوم : خودحق­پنداری: (خطاناپذیری متن مقدس، اقتدار کاریزماتیک و گزینش­گری)
عناصر این شاخه اعتماد اعضای جنبش را حفظ می­ کند، آن هم در زمانی که یک جنبش با فقدان پاداش­ دهی مناسب با اعضا مواجه است و با وجود این، می­خواهد تا آن جا که امکان دارد تساوی را میان اعضای خود برپا نگه دارد و آنها را در پاداش­های گروهی شریک نماید. راه حل آن ایجاد گروهی از رهبران در یک سلسله مراتب بسیار کوچک و جزئی است(آلموند،۲۰۰۳: ۷۶). در این شرایط بالاترین سطح رهبری جنبش در اختیار فرد یا افرادی قرار می­گیرد که از نظر اعضا باتقواترین افراد و همچنین واجد کاریزما و به نوعی ارتباط با ماوراء الطبیعه باشند. این وضعیت زمانی مؤثرتر است که اعضای جنبش در درون خود واجد هسته و حاشیه­­ای باشد. یعنی اگر جنبشی دارای اعضای هسته­ای باشد، این تفکیک می ­تواند با پاداش دادن اعضای هسته­ای به اعضای حاشیه­ای تقویت شود. اما اگر جنبشی اعضای هسته­ای نداشته باشد در حفظ اعضای خود دچار مشکل می­ شود؛ چون معمولاً جنبش­ها توانایی پاداش­ دهی مادی به اعضا مانند دنیای بیرون از خود را ندارد. جنبش­های بنیادگرا معمولاً با دادن جایگاه و موقعیت می­توانند پایبندی اعضا به گروه را حفظ کنند. در این زمینه هر سه جنبش مورد بررسی در دوره­هایی از رهبر کاریزماتیک بهره­مند بوده ­اند. در میان آنها، طالبان بالاترین میزان برخورداری از رهبری کاریزماتیک را داشت و هاردیم و اکثریت اخلاقی به ترتیب پایین­تر از طالبان می­ایستند.
طالبان جنبشی بود که از ابتدای شکل­ گیری با رهبری کاریزماتیک ملاعمر همراه بوده است. ملاعمر به واسطه­ سابقه­ جهاد و جراحتی که در جنگ با اشغال­گران شوروی داشت، نزد پیروان طالبان به عنوان جانباز جهاد حق علیه باطل شناخته شد. لقب امیرالمؤمنین و فرا قانون بودن حکم­های وی جنبه­ کاریزماتیکش را میان پیروان افزایش داد. بر اساس اعتقاد طالبان، فردی که امیرالمؤمنین می­ شود باتقواترین فرد به حساب می ­آید. گزینش­گری از متن مقدس به وسیله­ ملاعمر صورت می گرفت. بعد از به قدرت رسیدن طالبان و فتح کابل پاداش­ دهی از طرف ملاعمر و شورای رهبری به پیروان طالبان به بهترین صورت اتفاق افتاد.
هاردیم فقط در ابتدای شکل­ گیری جنبش خود از رهبری کاریزماتیک حافظ حیم و در دهه هفتاد از رهبری معنوی خاخام شلیتا استفاده کرد. خاخام حیم، رهبر ایدئولوژیک راهگشایی بود که از متن مقدس تفاسیر و گزینش­هایی را برای توجیه وجود جنبش و تقویت احساس خودحق­پنداری انجام ­داد. البته خاخام شلیتا از نظر اقتدار کاریزماتیک هم­پایه­ حافظ حیم نبود. شلیتا بیشتر رهبری سازمان دهنده بود تا کاریزماتیک و تلاش کرد با افزایش پاداش­ دهی به پیروان ( مثل احیای آموزش های دینی به کودکان و ایجاد کمیته­ای توراتی در دهه هفتاد میلادی) آنها را در جنبش حفظ کند(هایلمن،۱۹۹۲: ۱۱).
چنان که گفته شد، اکثریت اخلاقی از پایین ترین میزان رهبری کاریزماتیک برخوردار بود. در واقع، جری فالول که بنیان­گذار اکثریت اخلاقی نیز به حساب می ­آید، بیشتر به عنوان رهبر سازمان دهنده شناخته می­ شود تا رهبر کاریزماتیک. از طرفی، اکثریت اخلاقی کارش را در بستری متکثر آغاز کرد. چنین بستری ظهور رهبران کاریزماتیک را مشکل می­ کند. همچنین این جنبش، بعد از شکل گیری، خود را بخشی از جامعه­ مدنی آمریکا می­دانست. جری فالول زمانی تلاش کرد مبنایی عام برای رهبری خود به وجود آورد. وی حتی برای رسیدن به اهداف خود با گروه ­های مخالف اکثریت اخلاقی در جامعه مدنی متحد شد. مثلاً اتحاد با فمنیست­ها برای مخالفت با هرزه نگاری و اتحاد با بنیادگرایان کاتولیک برای مخالفت با سقط جنین و اشاعه­ی آن در عرصه عمومی. به این دلایل به نظر می­رسد که اکثریت اخلاقی نسبت به دو جنبش دیگر پایین ترین میزان خود حق­پنداری را دارد.
نکته­ی مهم آنجاست که شدت یافتن فرایند بورکراتیک در جنبش نیز شور و همبستگی موجود در جنبش را از بین می­برد. در واقع رهبران جنبش­های بنیادگرا باید در ارتباط مداوم با پیروان و حتی افراد حاشیه­ای جنبش باشند. این ارتباط حس خودحق پنداری را میان اعضا افزایش می­دهد. افزایش فرایند بورکراتیک­شدن در نسل­های بعدی جنبش را از حالت بنیادگرا تقریباً خارج می­ کند. این نکته به ویژه در مورد جنبش­هایی که با یک رهبر کاریزماتیک شروع به فعالیت کرده اند صادق است.
طالبان با این که فعالیت­های خود را با رهبر کاریزماتیک آغاز کرد و همچنین به قدرت سیاسی دست یافت، انتظار می­رفت که زودتر درگیر فرایند بورکراتیک شود. اما آنها در شیوه­ حکومت­داری هیچ ایده­ خاصی نداشتند. به همین دلیل، در پنج سال حاکمیت خود، به جای بورکراسی از نظام اندیوالی استفاده می­کردند. در این نظام شایسته­سالاری هیچ اهمیتی نداشت و افراد بر اساس نسبت­شان با اندیوال و تأیید ملاعمر می توانستند جایگاهی را کسب کنند. از طرف دیگر، غلبه­ نظام اندیوالی ابزار مناسب برای پاداش­ دهی رهبران به اعضا بود. این مکانیزم مناسبی برای حفظ همبستگی و شور لازم میان اعضا بود.
رهبران جنبش­های بنیادگرا می­توانند علمای دینی باشند مانند هاردیم و اکثریت اخلاقی که نقش خاخام­ها و کشیش­ها در آنها بسیار پررنگ است. در عمل، غلبه­ آنها مانع از فعالیت افراد عامی در سطح رهبری می­ شود. اما وجود علمای دینی برای رهبری امری ضروری نیست. مثلاً در میان اهل سنت علما به واسطه­ زد و بند با نهادهای قدرت نزد طیفی از مردم بی اعتبار شدند و رهبران خودآموخته­ی کاریزماتیک در میان بنیادگرایان اسلامی ظهور پیدا کردند. این ویژگی نزد طالبان کاملاً صادق است. رهبران طالبان نه تنها علمای دینی به حساب نمی­آمدند، بلکه کمترین میزان اطلاعات دینی را داشتند. با اینکه ملاعمر دانش آموخته مدارس دینی پیشاور بود، بخش زیادی از زندگی خویش را در میدان­های مبارزه و جنگ گذرانده بود. به همین دلیل تفاسیر و گزینشی که از متن مقدس انجام می­داد ناپخته و جزم انگارانه بود، اما دانش او به حدی بود که بتواند نیاز خودحق پنداری جنبش را تأمین کند. او طرفدار تفسیر انحصاری از شریعت بود و خویش را آینه­ی تمام­نمای حقیقت اسلام می­دانست. این جمله ملاعمر که «بدبینی و بدگویی علیه ما کفر است زیرا ما دین خدا را اطاعت می­کنیم و در صدد بیان سنت و سیره­ی رسول خدا هستیم»() کمال جزم انگاری و خودحق پنداری طالبان و رهبر آن را بازنمایی می­ کند.
اکثریت اخلاقی و هاردیم هر دو، بر خلاف طالبان، رهبرانی داشتند که عالم دینی به حساب می آمدند. با این تفاوت که رهبران دینی در اکثریت اخلاقی با تفاسیر آخرالزمانی تلاش می­کردند عنصر خودحق­پنداری جنبش را تامین کنند و خاخام های هاردیم با تقویت آموزش های دینی و تشویق پیروان برای پایبندی به مناسک دینی می­کوشیدند. البته وزن حضور و ارتباط اعضا با عالمان دینی در این دو جنبش یکسان نیست. چون آموزش دینی در هاردیم مهم و اجباری است، خاخام­ها به نسبت سطحی که در آن به تدریس مشغول اند رده­بندی می­شوند. همچنین اعضای هاردیم در زندگی روزمره­ی خود به شکل مداوم باید با خاخام­ها در ارتباط باشند. این وضعیت نفود عالمان دینی را برای افزایش همبستگی میان اعضا افزایش می­دهد.
۳ـ ۱ـ۵ـ موعودگرایی و هزاره گرایی
موعودگرایی و هزاره­گرایی عنصری قدرتمند در جنبش­های بنیادگرای دینی محسوب نمی­ شود. در واقع این جنبش­ها بدون این عنصر هم می­توانند شکوفا شوند، مانند هاردیم و طالبان که هزاره­گرایی در آن­ها کم رنگ است. البته اعتقادات آخرالزمانی می ­تواند میان اعضا دل­گرمی ایجاد کند. معمولاً این عنصر زمانی پررنگ­تر است که جهان با بحرانی جدی مواجه شده باشد. این جنبش­ها معمولاً آن را نشانه­ی وعده­ی داده شده آخرالزمانی خویش می­خوانند. از این قبیل است جنگ

نظر دهید »
دانلود فایل پایان نامه : مقالات و پایان نامه ها درباره :راستی نسب - ...
ارسال شده در 17 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

همچنین معروف است آنگاه که خداوند مرگ را آفرید، فرشتگانی که به تماشای آن آمده بودند، همه از هوش رفتند مگر عزرائیل؛ از این رو اختیارمرگ از سوی خداوند به او واگذار شد. در افسانهها آمده است که این فرشته هفت هزار پا و چهار هزار بال دارد و بدن او پوشیده از چشم و زبان است. یک پایش در آسمان و پای دیگرش بر روی پل صراط است. در کل عظمت اندامهای او به حدی است که اگر تمامی آبهای جهان در سر او ریخته شود، قطرهای به زمین نمیرسد (اکبری دائرهالمعارف بزرگ اسلامی، اکبری بیرق، حسن) در منابع روایی، تفسیری، تاریخی و عرفانی درباره علت گزینش عزرائیل برای ستاندن جان از بندگان چنین آمده است: هنگام آفرینش آدم، وقتی سه فرشته دیگر از اجرای فرمان الهی مبنی بر انتقال مشتی خاک از زمین به دلیل زاری و التماس آن، اظهار نا توانی کردند، عزرائیل اعتنایی به تضرع زمین نکردو با قهر و قساوت تمام، یک مشت خاک از زمین برگرفت و مأموریت خود را به انجام رساند. (طبری، ۱/۴۸)

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

«در برخی موارد، درباورعامه یامتون عرفانی و دینی، نقشهای مثبتی نیز برای عزرائیل ذکر شده است؛ از جمله این که: عزرائیل برای تسهیل جان کندن در جلوی چشم فرد روبه موت چیزی را که او دوست دارد میسوزاند تا وی ناامید شده و جان بدهد» در منابع یهودی از ملک الموتهای متعددی نام برده ووظیفه ی عزرائیل تنها گرفتن جان انبیاء ذکر شده است (دایره المعارف بزرگ اسلامی، مقاله عزرائیل اکبری بیرق، حسن) برای تعدد فرشتگان جان ستان، از قرآن نیز مویداتی میتوان یافت( نساء ۹۷؛ انعام ۶۱و ۹۳؛ انفال ۵۰؛ نحل۲۸؛ محمد۲۷) گذشته از پیشینهی کهن باور به پیک اجل در بین ایرانیان اعتقاد به وجود فرشتگان الهی، از ارکان ایمان در بین اسلام است.
(بقره، ۲۸۰)
۴-۶-۱- نقش دو گانه عزرائیل
« به نظر می رسد که عزرائیل و دیگر فرشتگان مقرب الهی تنها در یک نقش ظاهر نمی شوند و این گونه نیست که به یک کار مشغول باشند بلکه ازآن جایی که دارای قدرت و توانایی های بسیاری هستند به امور مختلف جهان می پردازند، هر چند که هر کدام از آن ها دارای مأموریت اصلی می باشند ولی تنها به همان کار نمی پردازند. از این رو که فرشته مرگ که از فرشتگان مقرب الهی است تنها به قبض روح نمی پردازد و افزون برگرفتن جان مردم تحت تدبیرواراده الهی است» (سجده آیه ۱۱و نیز الدرالمنثور، سیوطی، ۶/۵۴۲ و۵۴۳ ) مجمع البیان (۳/۱۵۱ ) به امر تدبیر امور هستی نیز می پردازد.
علامه طبرسی در این باره بیان میکند، عزرائیل از فرشتگانی است که افزون بر قبض روح با کمک دیگر فرشتگان به تدبیر امور جهان نیز میپردازد ؛ زیرا از جمله مدبرات امری به شمار میآید که در آیه ۵ سورهی نازعات به آنها اشاره شده است. (مجمع البیان، ج۹/۶۵۲)
۴-۶-۲- تفاوت دیدار فرشته مرگ با مومنان و کافران
خداوند در آیاتی به چگونگی گرفتن جان کافران و قبض روح ستمگران و مشرکان اشاره می کند ومی گوید که ایشان هنگام جان ستانی، ستمگران را ملامت میکنند( نساء آیه ۹۷،و انعام آیه ۹۳و نحل آیه ۲۸ و نیز المیزان ،۵/۵۰) آیه ۵۰ سوره انفال نیز تبیین میکند که همان قبض روح کافران به وسیله عزرائیل و دیگر فرشتگان ، با ضرب صورت و پشت آنان ،جانشان را میگیرند.
اما فرشتگان دیگر، در هنگام قبض روح متقین و تقواپیشگان، با گفتار خوش همراه با سلام و مژده بهشت جانشان را می گیرند.(نحل آیات ۳۱و۳۲) البته ناگفته نماند که توفی انس و گرفتن کامل جان آدمی در حقیقت از افعال الهی به شمار میآید و خداوند همان ممیت و محیی واقعی است و عزرائیل و دیگر فرشتگان تنها واسطه ومامور قبض روح انسانها به شمار میآیند. (زمر آیه ۴۲ ) از این رو حضرت امام صادق (ع) در تفسیری بر این آیه میفرماید که خداوند تبارک تعالی برای ملک الموت، دستیارانی از فرشتگان قرار داده تا جانها را بگیرند. پس ملک الموت آن جانها را از فرشتگان مرگ دریافت میکند و با ارواحی که خود جانشان را ستانده همراه و ضمیمه میکند و خداوند همه ارواح و جان ها را از ملک الموت دریافت می کند.
(بحار الانوار، مجلسی، ۶/۱۴۴، حدیث۱۵)
۴-۶-۳- مرگ عزرائیل
البته ازبرخی از روایات تفسیری بر می آید که همه موجودات هستی، مرگ دارندو باید مرگ را بچشند هر چند که تفاوتی در شدت مرگ باشد و یا نوعی از مفهوم مرگ را درک کنند. اینان به آیه ۳۵سوره انبیاتمسک میکنند که چشیدن مرگ را به شکلی برای هر نفسی اثبات میکند. در روایتی آمده است که امام صادق (ع) فرمودند: تمام اهل زمین میمیرند. آن گاه پرسیده میشود: چه کسی باقی مانده است؟ ملک الموت میگوید: پروردگارا کسی باقی نمانده مگر فرشته مرگ. پس به او گفته میشود: ای فرشته مرگ بمیر و او میمیرد.
(تفسیر نورالثقلین، ۱/۴۱۹)
از این رو در باورهای مردم ایران عزرائیل از جایگاه خاصی برخوردار است . اولین تجلی این فرشته را می توان در کنایات و ضرب المثلهای رایج در ادبیات شفاهی و کتبی پارسی یافت که گاه با چاشنی طنز همراه است. به عنوان مثال چنین تعبیراتی در بین عموم شایع است:گفتند عزرائیل در بین عموم بچه قسمت میکند (انوری، فرهنگ امثال،۲/ ۹۲۱)یا در مورد شخص مهیب گفته میشود: موی عزرائیل به تنش است. (همان، ۳/۲۱ )
عزرائیل را جواب کردن،کنایه از جان به سلامت بردن (همان ،۸۲۳) بیرحمی این فرشته در کنایات و ضرب المثل ها برجستگی خاصی دارد. مثلاً در بین مردم هزاره وقتی ظالمی مراعات حال مظلومی را نکند، از این مثل استفاده میکنندکه «ایزراییل چی پروای بچیکس». (خاوری،۱۳۷)
۴-۶-۴- فرشتهی مرگ (عزرائیل در دیوان مولانا)
مراد از فرشتهی مرگ، عزرائیل میباشد که با عناوینی چون ملک الموت، جان شکر و فرشته عذاب آمده است. آیات صریح قرآنی (نساء ۹۷، محمد ۲۷، نازعات۶-۱) این موضوع را تأیید میکند در منابع تفسیری و عرفانی از نقش عزرائیل در جان ستانی و جانگیری مواردی آورده شده است.
از عزرائیل نقل شده است که: « ملک الموت چون پیش سلیمان نبی(ع) آمد تیز در یکی نگریست. آن کس بترسید چون ملک الموت برفت. از سلیمان درخواست کرد که باد را بفرمای تا مرا به سرزمین هند ببرد که از نظر ملک الموت بترسیدم. تا باشد که چون باز آید مرا نبیند و فراموش کند. سلیمان بفرمود تا باد وی را به هند برد. چون ملک الموت باز آمد، سلیمان پرسید که چرا چنان تیز درآن مرد نگریستی؟ گفت مرا فرمان بود تا یک ساعت دیگر وی را به هندوستان جان برگیرم. وی را اینجا بدیدم عجیب بماند تا این چون خواهد بود».
(فروزانفر، احادیث و قصص مثنوی، ۱۳۸۱، ۱۴۶)
عموم مردم بر این باورند که عزرائیل شخصاً عامل مرگ و میر و جان ستانی مردم است و عذاب و نکبت و سایر مشقات و سختیها را به عزرائیل نسبت میدهند و طبیبانی را که در شغل خود حاذق و ماهر نیستند، همانند عزرائیل میدانند که عامل مرگ و میر است، غافل از اینکه عزرائیل از جانب خداوند مأمور به انجام این کار است.
« مولانا در بیتی از ابیات خودش از واژه عزرائیل به عنوان فرشته جان ستان فقط قیاس نابجا کرده است».
گفت: عـــــزرائیل میآیــــد، بــــــرو! گفت پایش بس مبارک، شادشو
(همان، ۲۴۶)
۴-۶-۵- جان ستانی عزرائیل
ای شــــده انــــدر سفـــر با صــد رضا خــــود به پـــای خویش، تا سوی القضا
در خیـــالش ملک و عـــزّ و مهتـــــری گفت: عــــزرائیـــل«رو، آری، بــــری»
(مثنوی، ج۱، ۱۰۴)
گفت : « عزرائیل درمــــن این چنیـــن یک نظر انداخت پـــر از خشــم و کین»
گفت:« هین! اکنون چه میخواهی؟ بخواه گفت: «بفرما بـــاد را ای جــان پنـــاه»
تا مرا از اینجـــا به هنــــدوستان بـــرد بود که بنده کآن طــرف شـــد، جان برد
نک ز درویشی گــــریزانانــــد خلـــق لقمه حــرص و امــل زآنانـــد خلــــق
بـــاد را فــــرمود تــــا او را شتـــــاب برد سوی قصــــــر هنـــدوستان بر آب
روز دیگــــر وقت دیـــــوان ولقـــــــا پس سلیمــــان گفت عـــزرائیـــــل را
کآن مسلمـــان را به خشــــم از بهر آن بنگـــریـــدی، تــــا شد، آواره زخــان؟
(همان، ۱۰۴)

نظر دهید »
دانلود مطالب پژوهشی درباره پیش بینی قیمت مسکن در ایران و ...
ارسال شده در 17 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

وضع قانون اسکان کم درآمدها که خلاء آن جداً‌ مشهود است مهمترین اقدامی است که در حین تلاش برای مهار تورم بایستی معمول گردد.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

یک تفکر غلط که بوجود آمده است آنست که تسهیلات کم بهره و یارانه‎ای خرید مسکن را بایستی در اختیار هر قشری قرار بگیرد، در حالی که اساس تعریف چنین ابزارهایی مساعدت و افزایش توان خرید اقشار کم درآمد و با درآمد متوسط جامعه است،
در سیاستهای تأمین مسکن قابل خرید نحوه شناسایی افراد و اقشار هدف، گروه‏بندی افراد و اقشار هدف، گروه‏بندی افراد به لحاظ خدمت قابل ارائه و در نهایت مدیریت این سیاستها یعنی از مسیری است که لازم است برای کمک به اسکان این قشر طی نمود. متأسفانه مقوله شناسایی گروه های مختلف درآمدی موضوعی است که به رغم اهمیت وافر در کشور مورد غفلت واقع شده است. بدون تردید اجرای سیاست اسکان و دیگر سیاستهایی که در آنها شناسایی اقشار جامعه گام اولیه و اساسی محسوب می‏شود (از جمله سیاست نقدی کردن یارانه‏ها، سیاست واقعی کردن قیمت حامل‏های انرژی و پرداخت و توزیع عادلانه یارانه سوخت میان اقشار مختلف درآمدی) بدون انجام این مهم همواره در قالب توصیه‏های سیاستی باقی مانده و هیچ گاه محقق و عملی نخواهد شد. بنابراین شناسایی اقشار مختلف درآمدی از جمله وظایف وزارت رفاه و تأمین اجتماعی می‏باشد. نحوه و چگونگی اعمال این سیاست نیز بسیار مهم و از ظرافت خاصی برخوردار است(۱۲).
درخصوص تأمین مسکن افراد کم درآمد نباید صحبتی را در حاشیه شهر که تمامی اعضای آن کم درآمدند پیش چشم آورد بلکه نظر به اینکه یکی از اهداف سیاست اسکان کم درآمدها رعایت توزیع یکسان این افراد در کلیه نقاط شهر است تا بدین ترتیب این قشر نیز همچون سایر افراد بتواند از امکانات خدماتی ـ تفریحی و آموزشی شهر بهره برند فلذا توصیه می‏شود همچون سیاست معمول در دیگر کشورها به گونه‏ای رفتار شود که افراد کم درآمد در شهر توزیع شده، شرایط به گونه‏ای تهیه گردد که برخی از واحدهای ساخته شده توسط بخش خصوصی در اختیار قشر کم درآمد قرار گیرد.
تفاوت‌های ساختاری بازار مسکن در ایران
از جمله ضروریات زندگی انسان‌ها، خوراک، پوشاک و مسکن است که حداقلی از این گروه کالاها برای ادامه زندگی بشر موردنیاز است. ساختار بازارهای خوراک و پوشاک مشابه بوده و به عبارت دیگر یک تابع تقاضا و عرضه ممتد بلندمدت برای آنها در نظر گرفته می‌شود که با رشد جمعیت، آنها نیز رشد می‌کنند.
در بخش مسکن تفاوت بین وضعیت بازار و همچنین تقاضا برای مسکن در جوامع مختلف عمدتا متاثر از ازدواج و زندگی مشترک است؛ هر چند خانوارهای تک نفره بخشی از این تقاضای مسکن را تشکیل می‌دهند، اما تفاوت تقاضای مسکن بین جوامع مختلف متاثر از فرهنگ و آداب جوامع متفاوت است.
اگر بخواهیم بازار مسکن را در جوامع و کشورهای مختلف تفکیک کنیم یکی از عمده‌ترین و بارزترین تقسیم‌بندی‌ها بین کشورهای دارای پشتیبانی گسترده تامین اجتماعی و کشورهایی است که تامین اجتماعی نقش کوچکی در حمایت از افراد و خانوارها ایفا می‌کنند(۲).
با بررسی وضعیت عرضه و تقاضای بازار مسکن در ایران و کشورهای دیگر مشاهده می‌شود، این بخش در کشور آمریکا شبیه به کشور ایران است، اما با اروپا تفاوت بسیار دارد، به طوری که در اروپا اکثر مردم اجاره نشین دولت یا شهرداری‌ها هستند و مردم مسکن را به‌عنوان یک سرپناه تقاضا می‌کنند اما در آمریکا این چنین نیست.
در آمریکا مانند ایران مسکن یک کالای سرمایه‌ای است، با این تفاوت که در این کشور افراد می‌توانند بدون هیچ پیش‌پرداختی یا با تامین حداکثر ۱۰ درصد از هزینه ملک، از وام‌های بانکی بلند مدت استفاده کنند. در نتیجه در این کشور یک تعادل در بازار مسکن وجود دارد که فقط در دوره بلندمدت گاه با یک جهش روبه‌رو می‌شود اما مجددا به حالت تعادلی خود می‌رسد.
نرخ سود یا بهره در اقتصادهای مختلف اثرات متفاوتی در تقاضا و بازار مسکن دارند؛ در کشورهایی که بخش عمده خرید مسکن از طریق تسهیلات و اعتبارات بانکی صورت می‌گیرد (مانند آمریکا که حدود ۹۵ و شاید تا ۱۰۰ درصد هزینه خرید مسکن از طریق تسهیلات بانکی تامین می‌شود) صاحبان مسکن به دلیل اینکه پرداخت بهره تسهیلات دریافتی، مبلغ بالایی است حاضر هستند مسکن خود را با قیمت کمتری به فروش برسانند به همین دلیل دوران رکود در کشوری مانند آمریکا یک نوع شیب نزولی در قیمت‌ها را به همراه دارد در صورتی که در ایران به دلیل اینکه تسهیلات بانکی نقش بسیار جزئی در خرید مسکن دارد و در واقع خریداران مسکن صاحب و مالک کل یا بخش عمده‌ای از آن هستند، در دوران رکود تمایلی به کاهش قیمت‌ها نشان نمی‌دهند؛ در نتیجه خط نرخ قیمتی در ایران خطی در محور افق است، اما به محض اینکه دوران رونق آغاز می‌شود یک جهش در منحنی تقاضا، افزایش قیمت‌ها را به همراه خواهد داشت؛ بنابراین این افت و خیزها در واقع نوساناتی است که در اقتصاد بازار مسکن این نوع کشورها مشاهده می‌شود(۸).
تامین اجتماعی و حمایت در اقتصاد کشورهایی مانند ایران و آمریکا ضعیف است در حالی‌که در کشورهایی مانند اروپای شمالی حمایت از طریق دولت نگرانی برای حال و آینده افراد و خانوارها به وجود نمی‌آورد؛ این تفاوت مهم موجب ایجاد تفاوت در بازار مسکن این دو گروه از جوامع شده به صورتی که در ایران، آمریکا و کشورهای مشابه، تمایل به سرپناه یکی از انگیزه‌های مهم پس‌انداز از طریق حمایت برای آینده تلقی می‌شود؛ در نتیجه عمده متقاضیان مسکن در ایران و کشورهای مشابه به دنبال خرید و مالکیت آن هستند، به طوری که حدود ۸۰ تا ۸۵ درصد از خانوارها مالک مسکن و حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد نیز اجاره نشینی یا انواع دیگر استفاده از مسکن را پیشه کرده‌اند. در حالی که در اروپا به ویژه اروپای شمالی برعکس این آمار صادق است؛ یعنی حدود ۸۰ تا ۸۵ درصد مردم اجاره نشین دولت یا شهرداری‌ها هستند و تقاضای آنها عمدتا برای مسکن به‌عنوان یک سرپناه است نه تامین آتی(۹).
این تفاوت موجب شده که بازار برای مسکن در کشورهایی مانند ایران و آمریکا دچار افت و خیزهای بیشتر شود و معمولا عرضه و تقاضای مسکن یک دوران رکود و سپس رونق را در بلندمدت طی می‌کند.
تاکید می‌شود وضعیت و شرایط بازار مسکن در اقتصاد ایران به صورتی است که به دلیل تامین اجتماعی پایین، مردم مسکن را تنها به‌عنوان سرپناه تقاضا نمی کنند بلکه مسکن را به‌عنوان یک نوع دارایی و پس‌انداز می‌دانند، بنابراین تقاضا همواره در بازار مسکن بالا خواهد بود و از آنجا که سیستم اعتباری در ایران نمی‌تواند پاسخگوی این تقاضا باشد، عرضه نیز پاسخگوی نیاز نیست.
باید گفت هر زمان درآمدهای نفتی به اقتصاد کشور سرریز می‌شود، بازار مسکن تاحدودی تحت تاثیر این درآمدها قرار می‌گیرد و دچار تغییر می‌شود و در مجموع نتیجه نهایی به‌دست آمده در مذاکرات را می‌توان در همین راستا تحلیل کرد، اما این موضوع یعنی توافق هسته‌ای تاثیر کوتاه‌مدت و مستقیم بر بازار مسکن نخواهد داشت.
بررسی وضعیت ساخت و ساز، قیمت و بازار مسکن
با ارائه بسته پیشنهادی خروج اقتصاد از رکود توسط دولت یازدهم در سال گذشته، تحلیلگران انتظار دارند تحولاتی در بخش های کلیدی کشور رقم بخورد و سال۹۴، آبستن رویدادهای اساسی در اقتصاد کشور باشد. این در حالی است که سال جاری با اخبار احتمال لغو تحریم ها آغاز شد تا فرصتی طلایی برای جذب
سرمایه های داخلی و خارجی و توسعه بخش های مختلف ایجاد شود. در این میان، سیاست ها و برنامه های داخلی کشور به ویژه در بخش مسکن به گونه یی پیش رفت که راهگشای گذر از مسیر پرفراز و نشیب رکود باشد. راه اندازی صندوق های زمین و ساختمان در سطح استان های کشور، افزایش و اعطای محدود سقف تسهیلات ساخت مسکن از سوی برخی بانک ها و رفع محدودیت های لیزینگ مسکن در سال گذشته و راه اندازی سیستم پیش خرید در سال جاری حاکی از آن است که وزارت راه و شهرسازی دولت یازدهم با جذب بخش خصوصی به دنبال ساماندهی و رونق بخشی به بازار مسکن و صنعت ساختمان است. چراکه خروج مسکن از رکود با اتکا به تجربه و توان مالی بخش خصوصی امکان پذیر است. در عین حال، اطلاعات پروانه های ساختمانی صادرشده توسط شهرداری های کشور طی نیمه نخست سال۹۳ که از سوی مرکز آمار منتشرشده نشان می­دهد بخش خصوصی متقاضی ۵/۹۸درصد کل پروانه های صادرشده در مناطق شهری کشور بوده است. سهم تعاونی ها از این فعالیت اقتصادی در مدت مشابه حدود ۸/۰درصد و برای دولت ۷/۰درصد بوده است(۱۰).
براساس این گزارش طی ۶ ماه نخست سال گذشته، در مناطق شهری کشور حدود ۶۴هزار و ۱۸۶پروانه صادر شده که تعداد ۵۷هزار و ۳۶۴پروانه معادل ۴/۸۹درصد مربوط به احداث ساختمان و ۶ هزار و ۸۲۲ فقره نیز برای افزایش بنا بوده است. به این ترتیب، با وجود تلاش دولت برای تشویق بخش خصوصی جهت مشارکت در رونق ساخت و ساز، تعداد پروانه های صادرشده برای احداث ساختمان نسبت به نیمه دوم سال ۹۲ حدود ۹/۴۷درصد کاهش یافته است.
همچنین در نیمه اول سال۱۳۹۳، مساحت زیربنای تعیین شده در پروانه های ساختمانی صادره از سوی شهرداری های کشـور بـالغ بـر ۱/۳۷۶۶۲ هـزار مترمربع بوده است. از این میزان حدود ۱/۳۵۱۰۹هزار مترمربع از مساحت زیربنای پروانـه ها مربـوط بـه پروانـه های احـداث سـاختمان و ۲۵۵۳هزار مترمربع مربوط به
پروانه های افزایش بنا است.
بررسی پروانه های صادرشده برای احداث ساختمان در هر یک از استان های کشور حاکی از آن است که بیشترین پروانه صادرشده با سهم ۵/۱۴درصد و صدور ۸هزار و ۳۱۴فقره پروانه در استان تهران و کمترین با سهم ۵/۰درصد و صدور ۳۰۷پروانه در استان ایلام بوده است. براساس این آمار، بعد از استان تهران، ساخت و ساز به ترتیب در استان های اصفهان، خراسان رضوی و فارس مورد استقبال سرمایه گذاران بخش خصوصی بوده است. همچنین کمترین درخواست ها به ترتیب در استان های هرمزگان، گلستان و سمنان بوده است.
همان طور که آمار نشان می دهد سهم کلان شهر تهران از پروانه های صادرشده در کل کشور حدود ۲/۱۰درصد است. از این میزان تقاضا برای صدور پروانه ساخت و ساز در تهران، ۵هزار و ۸۲۶فقره برای احداث ساختمان و ۳۵ فقره برای افزایش بنا بوده است.
بر این اساس، پروانه های احداث ساختمان نسبت به نیمه دوم سال۹۲ به میزان ۵۶درصد کاهش داشته است. بیشترین سهم از پروانه های صادر شده برای احداث ساختمان در شهر تهران، مربوط به شهرداری منطقه۴ با صدور ۵۷۵پروانه و کمترین سـهم مربوط به شهرداری منطقه ۲۱ با ۱۲۰فقره بوده است. در این میان سهم بخش خصوصی برای درخواست مشارکت در ساخت و ساز پایتخت بالغ بر ۷/۹۸ درصد بوده و مابقی
درخواست ها معطوف به تعاونی ها و زیرمجموعه های دولت است. به این ترتیب، مجموع مساحت زیربنای تعیین شـده در پروانـه های احـداث سـاختمان صـادر شـده از سـوی شـهرداری تهران بالغ بر ۳/۹۱۱۸هزار مترمربع بوده است که نسبت به نیمه دوم سال۹۲ حدود ۵/۴۸درصد کاهش یافته است(۸).
براساس اطلاعات مرکز آمار از پروانه های ساختمانی صادر شده توسط شهرداری های کشور در نیمه نخست سال گذشته، بیشترین پروانه های صادر شده با کاربری مسکونی بوده به طوری که حدود ۳/۸۳درصد این
پروانه ها برای ساخت واحدهای مسکونی است. البته ۴/۸درصد کل پروانه برای واحدهای مسکونی توام با کارگاه صادر شده است. پس از واحدهای مسکونی، بیشترین سهم مربوط به واحدهای تجاری با صدور۳هزار و ۷۵۲فقره بوده است. این رقم درخصوص واحدهای صنعتی، آموزشی ، بهداشتی-درمانی به ترتیب ۷۶ ،۵۰۴ و ۵۱فقره است. براساس این گزارش پیش بینی می شود، بیشترین تعداد واحدهای مسکونی در استان های تهران، اصفهان، فارس احداث شود. این در حالی است که کمترین میزان نوسازی مسکن در استان های ایلام، گلستان و کهگیلویه و بویراحمد رخ خواهد داد.
به همین ترتیب، بخش اعظم پروانه های ساختمانی شهر تهران نیز برای احداث ساختمان های مسکونی صادر شده اند. از کل پروانه های صـادر شـده برای احداث ساختمان از سوی شهرداری های شـهر تهـران ۴هزار و ۹۸۳فقره برای احـداث ساختمان های مسـکونی، ۶۰۳مورد برای احداث ساختمان های مسکونی و کارگاه توام، ۱۲۴فقره واحدهای بازرگانی، ۱۰مورد واحد صنعتی، ۴مورد آموزشی و ۲مورد بهداشتی- درمانی صادر شده است. براساس این گزارش پیش بینی می شود
بیشترین تعداد واحدهای مسکونی در منطقه۵ به میزان ۵هزار و ۲۶۶مورد و کمترین میزان در منطقه ۲۱ حدود ۹۵۸ واحد خواهد بود(۷).
تاثیر میزان سرمایه گذاری بخش خصوصی در صنعت ساختمان
روزهای نخستین سال۹۴ برای اقتصاد ایران با اخبار هسته ای و احتمال لغو تحریم ها در آینده ای نزدیک همراه بود. تا بسیاری از ناظران و تحلیلگران بر این باور باشند که بخش های مختلف اقتصادی روزهای خوبی را در پیش رو خواهد داشت. گرچه گمانه زنی ها درباره آینده بازار های مختلف و به ویژه بازار مسکن پس از اجرایی شدن توافق هسته ای متفاوت است با این حال، بررسی وضعیت شرایط اقتصادی بخش مسکن در حال حاضر حاکی از آن است که این بازار همچنان با رکود مواجه است. به طوری که آخرین گزارش بانک مرکزی از نماگرهای اقتصادی نشان می دهد رکود سال های اخیر حاکم بر بازار مسکن باعث شده سرمایه گذاری بخش خصوصی در بخش ساختمان های تکمیل شده مناطق شهری طی سه ماهه سوم سال۹۳ نسبت به پاییز سال۹۲ حدود ۸/۸درصد کاهش یابد. این در حالی است که میزان سرمایه گذاری بخش خصوصی در این بخش از ساختمان طی تابستان سال گذشته نسبت به بهار ۸/۹درصد رشد داشت. اما در پاییز۹۳ سرمایه گذاری در بخش ساختمان های تکمیل شده ۷ درصد کاهش را تجربه کرد(۸).
با این حال، بررسی ها نشان می دهد سرمایه گذاری بخش خصوصی در ساختمان های تکمیل شده در پاییز۹۳ بیش از سه ماهه نخست سال گذشته بود.
این در شرایطی است که سرمایه گذاری بخش خصوصی در ساختمان های شروع شده پیش از تکمیل رشد قابل توجهی داشته است. باتوجه به اینکه نسبت به تابستان سال گذشته سرمایه گذاری در ساختمان های شروع شده با کاهش بیش از ۱۵درصدی مواجه بود اما در پاییز به استناد آمارهای بانک مرکزی این رقم به ۱۱و۴ دهم درصد افزایش یافت.
در کل، بخش ساختمان در سال۹۲ روزهای خوشایندتری را نسبت به سال گذشته تجربه کرده چرا که استقبال سرمایه گذاران خصوصی از بازار مسکن بیشتر بوده است. بررسی آمارهای منتشر شده توسط بانک مرکزی درباره مشارکت بخش خصوصی برای سرمایه گذاری در سال گذشته حاکی از آن است که این حوزه با ادامه شرایط کنونی ممکن است با کمبود عرضه بیشتری مواجه شود. باتوجه به اینکه نظام بانکی در ارائه وام ساخت و تعیین تکلیف وام خرید مسکن تعلل می ورزد، قطعا کمبود عرضه تهدیدی برای بازار به حساب نخواهد آمد اما با رشد طبیعی تقاضا در آینده ممکن است عدم آمادگی بخش عرضه به افزایش قیمت مسکن منجر شود.
شرایط زمانی وخیم تر می شود که در کنار کاهش سرمایه گذاری، عرضه کاهش یافته و قیمت مسکن افزایش می یابد. گزارش نماگرهای اقتصادی بانک مرکزی از تعداد پروانه های صادرشده در مناطق شهری روند کاهشی را نشان می دهد.
به طوری که طی پاییز گذشته نسبت به پاییز۹۲ این شاخص حدود ۶/۳۶درصد کاهش یافته است. این در حالی است که چنین روند کاهشی را می توان به تفکیک در تهران، شهرهای بزرگ و سایر مناطق شهری کشور شاهد بود. بنابراین انتظار می رود وزارت راه و شهرسازی و مقامات بانکی کشور در اجرای سیاست های حمایتی از تولیدکنندگان و تقویت مالی از تقاضاکنندگان سرعت عمل نشان داده و از برنامه های بیشتر و متنوع تری رونمایی کند.
رشد سرمایه گذاری خصوصی
گزارش بانک مرکزی از نماگرهای اقتصادی در رابطه با سرمایه گذاری کل بخش خصوصی در ساختمان های جدید مناطق شهری طی پاییز سال گذشته نسبت به پاییز۹۲ با رشد ۹/۲درصدی همراه بوده است. با این حال، این میزان سرمایه گذاری نسبت به تابستان سال گذشته حدود یک درصد کاهش یافته که ادامه روند کاهشی با نرخ ۷/۳درصدی از تابستان سال۹۳ آغاز شده است. مقایسه سرمایه گذاری ها در سال۹۳ نسبت به سال۹۲ نشان می دهد، استقبال بخش خصوصی از بازار مسکن شرایط مطلوب تری را داشته است. چرا که در سال۹۳ علاوه بر اینکه حجم سرمایه گذاری ها افزایش یافته، در این مدت سرمایه کمتری از بازار مسکن خارج شده است. این در حالی است که مقایسه سالانه سرمایه گذاری در بازارها روند رو به رشد را نشان می دهد(۲).
باتوجه به پتانسیل بازار مسکن پایتخت، استقبال سرمایه گذاری بخش خصوصی از بازار تهران پررنگ تر بوده است. چرا که میزان سرمایه گذاری در تهران در مدت مشابه نسبت به پاییز۹۲ حدود ۶/۱۱درصد رشد یافته است. به این ترتیب، در پاییز سال گذشته نسبت به فصل تابستان هم سرمایه گذاری در ساختمان های تهران ۷/۶درصد رشد یافت تا کمبود سرمایه گذاری تابستان نسبت به بهار جبران شود. چرا که در تابستان سال گذشته فعالان صنعت ساختمان پایتخت شاهد کاهش ۶/۱۴درصد سرمایه گذاری بخش خصوصی در این بخش بودند. با این حال، سال۹۳، در مقایسه با سال گذشته شرایط بهتری را برای اهالی صنعت ساختمان داشت. چرا که حجم سرمایه افزایش یافته و دیگر خبری از خروج سرمایه از این صنعت نبود(۳).
با وجود اینکه در سرمایه گذاری طی مقاطع مختلف افزایش و کاهش های غیرمنظمی را شاهد بوده ایم اما روند کاهشی صدور پروانه های ساختمانی تقریبا ادامه داشته است. بررسی آمار تعداد پروانه های ساختمانی صادر شده در مناطق شهری در گزارش نماگرهای بانک مرکزی حاکی از آن است که در آینده ساخت وساز در سطح شهرها کاهش خواهد داشت. چرا که در پاییز سال۹۳ تعداد پروانه های صادرشده از سوی شهرداری ها نسبت به مدت مشابه در سال۹۲ حدود ۶/۳۶درصد کاهش یافت تا همچنان رکود حاکم بر صنعت ساختمان کشور ادامه داشته باشد(۶).
این در حالی است که روند صدور تعداد پروانه طی سال گذشته با روند کاهشی ۶/۲۸درصد در بهار آغاز شد و با کاهش مجدد ۷/۱۳درصدی در فصل تابستان ادامه داشت تا اینکه در سه ماهه سوم سال گذشته دوباره ۵/۲۶درصد کاهش یافت. مقایسه سالانه تعداد پروانه های ساختمانی صادر شده در مناطق شهری نشان
می دهد، روند کاهش تعداد پروانه ها از سال۹۱ با نرخ ۴/۲درصد آغاز شده است.
بررسی تعداد پروانه های ساختمانی صادر شده در کلان شهر تهران طی سه ماهه سوم سال۹۳ کاهش ۴/۵۶درصدی نسبت به مدت مشابه در سال۹۲ را نشان می دهد.
این در حالی است که مقایسه آن نسبت به تابستان سال۹۳ به کاهش ۱۷درصدی اشاره دارد.
این در حالی است که تعداد پروانه ها طی تابستان نسبت به بهار حدود ۵/۳۴درصد کاهش یافت تا به این ترتیب برای ماه­ها و سال­های آتی بازار مسکن و صنعت ساختمان شرایط رکودی را رقم بزند.البته بررسی روند پروانه ها در سال۹۲ نیز حاکی استقبال کم رنگ سرمایه گذاران بخش خصوصی برای ورود به حوزه ساخت و ساز است.
بررسی وضعیت صدور پروانه ها در دیگر کلان شهرها و شهرستان های کشور نیز حاکی از رفتار مشابه سرمایه گذاران خصوصی برای فعالیت در حوزه ساختمان است. با این حال، نقطه آغاز تصمیم سرمایه گذاران برای خروج از بازارساخت و ساز به سال۹۱ بازمی گردد

نظر دهید »
دانلود مطالب پایان نامه ها با موضوع مطالعه ...
ارسال شده در 17 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

که ممکن است مرکزی[۳۴] ، ایالتی[۳۵] یا محلی[۳۶] باشد. تامین مالی ممکن است تحت شرایط خاصی ایجاد شود مثل تطابق با الزامات سیاسی خاص یا فعالیت درون چارچوب قانونی.
۲-۱۸-۱-۲-وام ها و قرض ها[۳۷]
که ممکن است کوتاه مدت باشند.( تا یک سال ) یا بلند مدت باشند( تا ۲۰ سال) وام ها یاقرض ها ممکن است به عنوان تامین مالی بدهی[۳۸] شناخته شود. نکته ای که باید به آن توجه کرد این است که آن پول نقد آماده ایی را برای سرمایه گذاری بر روی تسهیلات فراهم می کند و درآمدی برای تولیدکردن دارایی هاست. از طرفی دیگر ، آن ممکن است بار بهره [۳۹]را موجب شود. و ممکن نیست همیشه درآمد زایی داشته باشد.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

۲-۱۸-۱-۳- انتشار سهام جدید[۴۰]
یا یک شناوری عمومی[۴۱] که به عنوان تامین مالی صاحبان سهام [۴۲]شناخته می شود.برعکس قرض گرفتن پرداخت بار بهره یا بازپرداخت اصل پول را به قرض دهند تحمیل نمی کند. به هر حال ، کنترل را به سهامدار تحویل می دهد و یک انتظاری وجود دارد که یک سودی باید پرداخت شود.
۲-۱۸-۱-۴- درآمدهای تقسیم نشده ( د رآمدهای نگهداری شده ) [۴۳]
پولی است که دومرتبه سرمایه گذاری در سازمان ورزشی شده است. نکته ای که باید به آن توجه کرداین است که پرداخت بهره ای ندارد و کنترل در زمانی که سرمایه مورد استفاده قرار می گیرد، حفظ می شود. برای سازمان های ورزشی غیر انتفاعی[۴۴] ، نگهداری درآمدها واجب و ضروری است، ازآنجایی که آن یک الزام قانونی است.
۲-۱۸-۲- تامین مالی بازگشتی [۴۵]
شامل پولی است که فعالیت های روزانه را تامین مالی می کند. که از منابع متعددی می آید که وابسته به نوع سازمان ورزشی است.
۲-۱۸-۲-۱- حق عضویت[۴۶]
که ممکن است جوان بالغ[۴۷] ، عضو پیوسته[۴۸] ، فامیل یا دسته بندی های مشابه باشد. نکته ای که اینجا باید به آن توجه کرد این است که آنها اغلب صادقانه خویشاوند پایدار محسوب می شوند و بنابراین یک منبع نقد فوری محسوب می شوند. اعضا همچنین یک عملکرد بازاریابی را بوسیله ی ایجاد کردن یک پایگاه مشتری مرکزی[۴۹] ارائه می کنند.
۲-۱۸-۲-۲- هزینه ی ورود تماشاچیان[۵۰]
شامل دسته هایی از جوانان بالغ ، فامیلان ، گروه های خاص ، حق بیمه [۵۱]، می شود. نکته ای که باید به آن توجه کرد، زمانیکه درجه ی بالایی از انعطاف وجود دارد، بدلیل تغییر الگوی حضور[۵۲] و تفاوت هایی در برنامه های بازی ها مجبور می شویم تنوع زیادی هم وجود داشته باشد.
۲-۱۸-۲-۳- تسهیلات شرکتی[۵۳]
شامل صندوق ها[۵۴] و میزبانی ها(مهمانوازی)[۵۵].نکته ای که باید به آن توجه کرد این است که سرمایه زیادی نیاز است اما نقاط قوتی وجود دارد که ارتباطات تجاری ایجاد می شود و می تواندحق اجاره ایی بیمه[۵۶] هزینه شده باشد.
۲-۱۸-۲-۴- حق الزحمه ی بازیکنان [۵۷]و هزینه هایی شامل حق وردی ها[۵۸] ( ورودی ها ) ، اجاره ی تجهیزات[۵۹]
نکته ای که باید به آن توجه شود این است که درآمد وابسته به تقاضا است و کاربر به خاطر تجربه اجرت می گیرد.
۲-۱۸-۲-۵- اقدامات افزایش سرمایه ایی خاص [۶۰]
از دیگر منابع تامین مالی بازگشتی است که ممکن است شامل حراج[۶۱] ، فروش چیزها ی بی اهمیت و…باشد. نکته ای که باید به آن توجه کرد این است که بار بر روی کارمند و اعضایی است که ترتیباتی می دهند و به امور رسیدگی می کنند.به هر حال ، این دسته از وقایع ممکن است از طریق بالابردن نرخ اجناس[۶۲] درآمد زا و سودآور باشد.
۲-۱۸-۲-۶- لاتاری و قمار[۶۳]
مثل بخت آزمایی، شراب خواری، ماشین های قمار و…نکته ی مهم این است که اجازه نیاز است و اغلب الزام است. حاشیه سود پایین است و رقابت سخت از دیگر طرف های دعاوی وجود دارد.
۲-۱۸-۲-۷- تجارت [۶۴]
مثل خاطرات [۶۵]، شال گردن ، تی شرت ها ، ژاکت ها ، تجهیزات چاپ[۶۶] . نکته ی مهم این است در حالیکه می تواند یک افزایش کوتاه مدتی بر درآمد داشته باشد آن می تواند غیر مسطح[۶۷] همراه با افت[۶۸] در زمینه ی موفقیت باشد.
۲-۱۸-۲-۸- حامیان مالی و پشت نویسی [۶۹]
از دیگر منابع خوب هستند که ممکن شامل اسم شب ها ، شرکا، نشان ها ، پشت نویسی محصولات، معاملات مخالف باشد. به هر حال ممکن است سازمان کنترل خود را از دست بدهد و وابسته به درآمد حامیان مالی باشد و بوسیله ی تقاضا های شرکا متفاوت است.
۲-۱۸-۲-۹-کترینگ [۷۰]
ممکن ست شامل غذا ها یا نوشیدنی هایی می شود که همان جا سرو می شود و یا برده می شود. نکته ای که باید به آن توجه کرد این است که آن کاربر[۷۱] است اما به خاطر اینکه یک محیط غیر رقابتی ارائه می کند، حاشیه سود بالایی را حفظ خواهدکرد.
۲-۱۸-۲-۱۰- حق پخش رسانه[۷۲]
مثل تلویزیون و رادیو و اخیرا بیشتر اینترنت و حق جریان تلفن[۷۳] همراه است. نکته ایی که باید توجه شود این است که آن را به بر ورزش های حرفه ای بر مبنای شنوندگان زیاد متمرکز شود و ممکن است با بیشتر موسسات ورزشی و باشگاه ها غیر مرتبط باشد.در همین زمان آن ممکن است منبع درآمدی بزرگ و منحصر به فردی برای لیگ های ورزشی حرفه ای باشد.
۲-۱۸-۲-۱۱- درآمد سرمایه ای[۷۴]
مثل بهره بدست آمده و سودهای سهام : به هر حال نکته این است که قیمت های سهام می تواند در کوتاه مدت تغییر کند، و زیان می تواند به خاطر سطح ریسک ایجاد شود . بعلاوه نرخ سود ممکن است پایین باشد.
۲-۱۸-۲-۱۲- بخشش های دولت[۷۵]
ممکن مرکزی ، یا ایالتی یا محلی باشد. نکته ای که باید به آن توجه کرد این است که اغلب در ورزش های مختلف متفاوت است و سال به سال متفاوت است و مثل بودجه ی سرمایه ایی دولت باید شرایط خاص ایجاد شود. (استوارد[۷۶]،۲۰۰۷ : ۲۵-۲۰)
۲-۱۹- تامین مالی باشگاه های فوتبال
هر سازمان ورزشی برای پیشبرد برنامه ها و پروژه های خودنیاز به حمایت مالی دارد؛ این حمایت ها موجب می شود تا سازمان ورزشی به آرمانهایش نایل شود. بخش مهم این منابع از محل منابع دولتی تأمین می گردد. درآمدهای دیگری نیز از سوی سازمان های بین المللی و درآمدهای بازاریابی،‌ حق عضویت ها، اعانات، قابل حصول است. امروزه بسیاری از سازمان های ورزشی برای تأمین منابع مالــی موردنیاز خود به سوی شرکت هایی می روند که علاقمندهستند به صورت داوطلبانه و برای تبلیغ نام شرکت خودشان به ورزش کمک کنند.(حسینی،۱۳۸۶ :۱۰) علاوه براین توانمندی باشگاه ها برای تولید ارزش و ساختار درآمدی آنها برای خرید و فروش بازیکنان، فروش محصولات فرعی ( پیراهن ، لوازم ورزشی و…) حمایت های مالی هواداران ، حق پخش تلویزیونی ،بلیت فروشی و تبلیغات به گونه ای است که می تواند تامین کننده ی منابع مالی آن ها باشد.
۲-۲۰- تامین مالی باشگاه های فوتبال اروپا
در بیشتر موارد تبدیل به اوراق بهادار کردن مورد استفاده قرار می گرفت،درمراحل بعدی توسعه ی استادیوم های فوتبال درالویت تامین مالی قرار داشت. فرایند تیدیل به اوراق بهادار کردن می تواند با اوراق قرضه شهرداری ها مقایسه گردد که به منظور تامین مالی پروژه ها مورد استفاده قرار می گرفت.تبدیل به اوراق بهادارکردن به باشگاه ها در بلند مدت سود خوبی می دهد .مدیران مالی و باشگا ها باید به خوبی تفکر کنند زمانی که بخواهند تبدیل به اوراق بهادار کردن را آغاز کنند.به خاطر اینکه این فرایند احتمال دارد بسیار خطرناک باشد.تبدیل به اوراق بهادار کردن باید بوسیله ی دارایی ها برگردانده شود.امروزه ، لیورپول در فکر ساختن استادیوم جدیدی بوسیله ی تبدیل به اوراق بهادار کردن است. آرسنال هم اکنون این کار را انجام داده است و ۳۵۷ میلیون پوند از این طریق تامین مالی شده است. (Deloitte&Touche Annual, 2002:45)
۲-۲۰-۱- فوتبال حرفه ایی در غرب اروپا بر چهار منبع تامین مالی اصلی تاکید می کند
درآمد های روز مسابقه ( قبض ها ی ورودی و فروش بلیط های تمام فصلی)
حق پخش تلویزیونی
حامیان مالی ( اسم گذاری برند بر روی لباس ها و دور استادیوم)
دیگر درآمدهای تجاری – بازرگانی ( تجارت های پروانه دار، خدمات کنفرانس ، کترینگ ) (دلویتی[۷۷]، ۲۰۰۸: ۱۲)
۲-۲۱- منابع مالی و هزینه های سازمان لیگ حرفه ایی فوتبال ژاپن
حق عضویت
حق پخش تلویزیونی
حامیان مالی
صدور مجوز

نظر دهید »
منابع پایان نامه درباره :استقلال دیوان بین المللی ...
ارسال شده در 17 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

«هر کس حق دارد با برابری کامل طی یک دادرسی عادلانه و علنی از سوی دادگاهی مستقل و بی طرف در مورد حق ها و تعهدها و هر اتهام کیفری مطرح شده علیه او تصمیم گیری شود»؛ بند نخست ماده ۱۴ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی مقرر می دارد:
«همه در برابر دادگاهها و دیوان های دادگستری برابرند. هر کس حق دارد که به دادخواهی او عادلانه و علنی در دادگاهی صلاحیتدار، مستقل و بی طرف و تشکیل شده مطابق قانون رسیدگی شود و آن دادگاه در باره حقانیت اتهام های کیفری علیه او یا اختلاف های مربوط به حق ها و تعهدهای او در امور مدنی تصمیم گیری کند…».
به همین ترتیب کنوانسیون اروپایی حفظ حقوق بشر و آزادیهای بنیادین در ماده ۶ خود از حق دادرسی عادلانه سخن گفته و در بند یکم چنین بیان داشته است:
«همه اشخاص حق دارند که دادگاهی مستقل و بی طرف که بر پایه موازین قانونی ایجاد شده باشد، به گونه‌ای عادلانه،‌ علنی و در مهلتی معقول به دعوای آنان رسیدگی کند…».
افزون بر این موارد این حق در بسیاری از قوانین اساسی ملی نیز درج گردیده و از پیش شرط‌های مهم حق بر دادرسی عادلانه محسوب می شود. با توجه به موارد ذکر شده در فوق ضروری است تا محاکم کیفری، به ویژه دیوان بین المللی کیفری که مرجعی تازه تأسیس و نوپا در عرصه بین المللی است در رسیدگی های خود کمال دقت را به عمل آورد تا به صورت مستقلانه و بی‌طرفانه وارد عمل شود و تحت نفوذ و یا فشار خارجی قرار نگیرد تا بتواند ضمن رعایت این حق بشری، اعتماد و اطمینان جهانیان را نسبت به کارکرد صحیح خود و حرکت در مسیر اهداف اساسنامه جلب نماید.
گفتار سوم: مقایسه استقلال با بی طرفی
اگر چه دو مفهوم مستقل بودن و بی طرف بودن تفاوت لغوی و اصطلاحی با یکدیگر دارند ولی ملازمه و تأثیر و تأثر عمیقی بر یکدیگر دارند در واقع بازگشت این دو به یک حق می باشد و وجود این دو در کنار یکدیگر به مثابه معیاری واحد، تضمین کننده یک محاکمه عادلانه و منصفانه خواهد بود بنابراین نقض هر کدام عدم تحقق محاکمه ای عادلانه و غیر جانبدارانه را در پی خواهد داشت.

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

با این حال هر دوی این ها مفاهیم و مقتضیات خاص خود را داشته و از این نظر با هم متمایز هستند. در واقع صفات مستقل بودن و بی طرف بودن مبین دو مفهوم اند، مستقل بودن به فقد رابطه بین قاضی با دستگاه اداری اشاره دارد و بی طرف بودن به موضع قاضی در رابطه با طرفین دعوی توجه دارد. اگر چه این دو مفهوم متفاوتند ولی اغلب متفقاً و بدون مرز شخصی بین آنها مورد بررسی قرار می گیرند.
استقلال را می توان کلاً به عنوان قاعده ای تعریف کرد که در آن به عدم رابطه بین قاضی و اشخاص تصریح شده باشد که به موجب قانون یا در عمل دارای اختیاراتی هستند که می توانند در برخی تصمیمات وی تزلزل ایجاد نمایند. با این حال منظور هر دو جلب اعتماد قاطبه مردم نسبت به دستگاه عدالت بوده و استقلال به خودی خود وسیله ای برای حفظ بی طرفی می باشد.[۱۰]
بنابراین از بررسی رابطه و تمایز مقایسه استقلال با بی طرفی می توان نتیجه گرفت که استقلال خود پیش شرط بی طرفی است. البته بی طرفی صرفاً با استقلال تضمین نمی شود ولی با فقدان استقلال، بی طرفی نیز مفقود می‌گردد. بی طرفی علاوه بر استقلال دارای تضمین های دیگری هم است، همان گونه که استقلال حائز معیارهای خاص خود است. از این رو مفاهیم استقلال، بی طرفی، عینی بودن و عادلانه بودن دادرسی با یکدیگر رابطه متقابل دارند. استقلال پیش شرط و شرط اساسی بی طرفی است اگر چه تضمین کاملی برای آن نیست،بی‌طرفی نیز تضمینی مهم اگر چه ناکافی برای عینی بودن محاکمه است و عینی بودن نیز تضمین عادلانه بودن دادرسی به شمار می رود.[۱۱]
گفتار چهارم: آشنایی با مفهوم بحران
در این قسمت، پس از آشنایی مختصری که از مفهوم استقلال در طی گفتارهای قبلی به عمل آمد ضروری است تا با مفهوم بحران و عوامل مؤثر در آن به جهت پیوند موضوع پایان نامه با آن (بحران دارفور) آشنا شویم. لذا گفتار حاضر را به این موضوع اختصاص می دهیم.
بحران یکی از مفاهیم پیچیده است که علی رغم مطالعات زیادی که در باره آن انجام شده، تعریف شفاف و روشنی از آن ارائه نگردیده است و براساس هر موضوع و شاخه ای، تعریف متفاوت پیدا می کند. براساس تعاریف مرتبط با نظام بین الملل بحران در دو دسته فرایند و ترکیب ساختار- تعامل قابل تعریف است. در فرایند، بحران، نقطه عطفی تلقی می گردد که در آن دوره‌ای غیر عادی از تعاملات تعارض آمیز شدید ظاهر می شود و منجر به تغییر حالت در جریان فعالیت‌های سیاسی داخلی و بین المللی و به طور کلی بر ثبات و یا تعادل نظام می گردد.
در تعاریف مربوط به ساختار- تعامل یک بحران وضعیتی تلقی می شود که ویژگی بارز آن، تغییر اساسی در فرایندهایی است که ممکن است بر متغیرهای ساختاری نظام تأثیر بگذارد.[۱۲] به طور کلی باید گفت که بحران عبارتست از غیر عادی شدن یک فرایند و به وجود آمدن چالش هایی در برابر یک ساختار به گونه ای که نشانگر بی ثباتی و عدم تعادل زیاد باشد و یا در نوع کنش ها بین دو یا چند کنشگر دگرگونی با تشدید احتمال مخاصمات نظامی به وجود آید.[۱۳]
در ادبیات سیاسی و روابط بین المللی، «بحران» مرحله ای از اختلاف سیاسی، حقوقی، اقتصادی و یا اجتماعی است که می تواند منجر به تغییرات اساسی گردد. لذا بررسی و تجزیه و تحلیل علل پیدایش و بروز مناقشات و بحران ها اعم از بحرانهای داخلی، منطقه ای و بین المللی و شناسایی ویژگی ها و ماهیت آنان از اهمیت ویژه ای برخوردار است.[۱۴]
اهتمام به کنترل و مدیریت بحرانها نیز حائز اهمیت اساسی است. نکته مهم و قابل توجه در مدیریت بحرانها به ویژه در بحرانهای داخلی این است که چنانچه به صورت صحیح، هوشمندانه و مدبرانه انجام گیرد می تواند ضمن کاهش لطمات و صدمات مادی و معنوی، به حل و فصل مسالمت آمیز آنها بیانجامد و در غیر این صورت نه تنها زمینه ورود و مداخله قدرتهای منطقه ای و فرا منطقه ای را فراهم می آورد بلکه می تواند به یک فاجعه عظیم انسانی نیز تبدیل گردد.
در مخاصمات مسلحانه داخلی، علاوه بر حقوق بین الملل عرفی (قواعد آمره)، ماده ۳ مشترک بین کنوانسیون‌های چهارگانه ژنو و پروتکل الحاقی دوم به کنوانسیونهای مزبور محاکم است و هر گونه تخلف از آنها نه تنها موجب مسئولیت بین المللی دولتها و افراد می شود بلکه در صورت نقض جدی آنها،‌ به اتهام ارتکاب به جنایات بین المللی از سوی مراجع ذیصلاح بین المللی تحت تعقیب، بازداشت،‌ محاکمه و مجازات قرار خواهند شد.[۱۵]
در تجزیه و تحلیل عوامل و شرایط شکل گیری هر بحران، عوامل مختلفی دخالت دارد. این عوامل ممکن است ناشی از انسان، محیط و یا تأثیرات متقابل این دو باشد که از یک سو در سه سطح داخلی، منطقه ای و بین‌المللی قابل بررسی است و از سوی دیگر خود بحران ممکن است بر همین سطوح نیز تأثیر بگذارد. در کنار این عوامل نباید از تأثیر عوامل و ساختار غافل شد. زیرا هم عامل انسانی و هم محیط تاریخی، جغرافیایی، اجتماعی و فرهنگی؛ زمینه ساز موقعیت هایی می‌شوند که در آن محیط،‌ اقدام و عمل صورت می گیرد.[۱۶]
گفتار پنجم: مشخصه های بحران و مخاصمه مسلحانه داخلی
مخاصمه مسلحانه غیر بین المللی، اغلب منازعه ای است میان حکومت و گروه یا گروههایی که به مقابله مسلحانه با آن برخواسته اند، به منظور سهم خواهی در حکومت یا دگرگونی در ساختار سیاسی جامعه که از راه های متعارف و منطبق با قانون اساسی میسر نیست. این نوع مخاصمه بر مخاصمات مسلحانه بین المللی پیش گرفته و فجایع انسانی بزرگتری را به بار آورده است.
آخرین تعریفی که از مخاصمات مسلحانه داخلی یا غیر بین المللی و در پی کنفرانس دیپلماتیک بین سالهای ۷۷-۱۹۷۴ میلادی برگزیده شد، این عبارت بود که مخاصمات با شدت درگیری های کم و بیش نظیر مخاصمات مسلحانه بین المللی.[۱۷] پروتکل دوم الحاقی به کنوانسیون‌های ۱۹۴۹ ژنو نیز تعریف جامع و مانعی ارائه نکرده است اما دو معیار برای توصیف مخاصمه داخلی ارائه داده است که عبارتند از:
اینکه نیروی مخالف بخشی از سرزمین دولتی که با آن می جنگد را به کنترل خود در آورده.
اینکه قوای مخالف و شورشی قادر به اجرای مقررات پروتکل باشد.
دادگاه کیفری بین المللی برای یوگسلاوی سابق در رای مشهور خود در ۲ اکتبر ۱۹۹۵ در قضیه تادیچ،‌ تعریف جدیدی از مخاصمه داخلی ارائه داد که همان تعریف را نویسندگان اساسنامه دیوان بین المللی کیفری در تعریف خود از مخاصمات داخلی برگزیدند. این تعریف عبارت بود از:
«یک مخاصمه مسلحانه داخلی زمانی واقع می شود که یک مخاصمه مسلحانه طولانی میان نیروهای حکومت و گروه های مسلح سازمان یافته یا میان خود این گروه ها در قلمرو دولت استمرار یابد.».[۱۸]
یکی از علل طولانی شدن مخاصمات داخلی و زمان بر بودن حل و فصل این نوع مخاصمات و بحران ها در مقایسه با مخاصمات بین المللی،‌ احترام به دو اصل تعیین سرنوشت و عدم مداخله در مخاصمات داخلی است.
در مجموع مخاصمه مسلحانه داخلی یا غیر بین المللی که در قلمرو یک کشور روی می دهد، در واقع همان جنگ داخلی است.[۱۹] که آثار ناشی از آن نیز حائز اهمیت است.
هر مخاصمه و درگیری حداقل از دو جنبه دارای اثر است:
«یکی از لحاظ آثاری که بر روابط در حقوق عمومی ایجاد می کند و دیگری از نظر آثاری که بر روابط در حقوق خصوصی به جای می گذارد».[۲۰]
متأسفانه بیشتر مخاصمات مسلحانه داخلی در کشورهای جهان سوم روی داده است که البته ریشه ها و عوامل پیدایش آنها متفاوت بوده است. در دوران جنگ سرد، ایدئولوژی محرک اصلی بسیاری از مخاصمات داخلی بود. رهبران دو گروه شرق و غرب به منظور گسترش نفوذ و قدرت خود و در رقابت با یکدیگر به تحریک گروه های شورشی اقدام و با دادن انواع کمکهای مالی و تسلیحاتی تلاش می کردند تا رژیم های وابسته به طرف دیگر را سرنگون سازند.
مبارزه با استعمار و تلاش برای دستیابی به استقلال به ویژه در دوران پس از جنگ جهانی دوم و نیز مبارزه با بی عدالتی در بسیاری از کشورهای جهان سوم منشأ برخی از این مخاصمات بود. با پایان دوره جنگ سرد، منشأ ایجاد و گسترش این نوع مخاصمات نیز تغییر یافت. در دو دهه اخیر اکثر مخاصمات مسلحانه ناشی از اختلافات قومی و مذهبی است و البته عوامل اقتصادی و توسعه نیافتگی در ابعاد مختلف سیاسی و فرهنگی و دخالت عوامل منطقه ای و فرامنطقه ای نیز نقش موثری داشته اند.[۲۱]
مبحث دوم: مبانی
پس از آشنایی مختصر و ابتدایی که از مفاهیم استقلال، بی طرفی و بحران در طی گفتارهای قبل به عمل آمد. در این مبحث به ترتیب به تبیین ویژگی های استقلال قضایی، عوامل تأثیرگذار بر استقلال و همچنین چگونگی شکل گیری مخاصمات مسلحانه و عوامل موثر در پیشگیری از مخاصمات مسلحانه داخلی خواهیم پرداخت.
گفتار اول: ویژگی های استقلال قضایی
استقلال قضایی جهت تحقق کامل و موثر در مرحله عملی، دارای ویژگی ها و خصوصیاتی است که رعایت التزام به آنها در هر شرایطی موجب تضمین و رعایت بیشتر آن در نظام عدالت کیفری و در نتیجه تحقق و تضمین بیشتر دادرسی عادلانه می گردد از جمله این ویژگی ها که بایستی مورد توجه قرار گرفته و در تضمین هر چه بیشتر استقلال قضایی مورد عمل قرار گیرند، «آشکار بودن[۲۲]» و«تعلیق ناپذیری[۲۳]» آن در شرایط اضطراری است که در ذیل به صورت مختصر به شرح هر یک از آنها می پردازیم.
الف) آشکار بودن استقلال قضایی
استقلال قضایی در اسناد مختلف بین المللی و قوانین داخلی مورد تأکید قرار گرفته است ولی صرف تضمین و تاکید بر معیارهای استقلال قضایی در اسناد مختلف نمی تواند ما را به وجود واقعی استقلال قضایی در یک نظام عدالت کیفری قانع نماید بلکه برای حصول اطمینان از وجود استقلال قضایی به طور واقعی، یک ویژگی اساسی لازم است و آن لزوم ظاهر بودن استقلال قضایی در عمل است که از آن با عنوان آشکار بودن یاد می‌شود.
معیارهای مختلف دادرسی عادلانه در اسناد و قوانین مختلف مورد شناسایی قرار گرفته است، ولی عادلانه بودن یک فرایند قضایی زمانی اطمینان آور می شود که نمود بیرونی داشته باشد. استقلال قضایی نیز به عنوان معیار اساسی دادرسی عادلانه چنین است. به عبارت بهتر تا هنگامی که ما در ظاهر امر، رفتار و ترکیب مستقل را از جانب نهادها و افراد متولی امر قضا نبینیم، نمی توانیم به استقلال قضایی واقعی و باطنی آنها اطمینان پیدا کنیم.
مستقل بودن نه تنها باید در قوانین و اسناد حقوقی تضمین شود، بلکه ظاهر دادرسی و ساختار نهادها، ترکیب محاکم و رفتار مقامات قضایی نیز باید مستقل و غیر جانبدارانه به نظر برسد. مستقل بودن یک دادگاه و مقامات قضایی آن به لحاظ ساختاری به نحوی که بتوانند با استقلال قضایی کامل به اتخاذ تصمیم بپردازند کافی نیست،بلکه این داشتن رفتار ظاهراً مستقل است که موجب برانگیخته شدن اعتماد عموم مردم و طرفین دعوی نسبت به دستگاه عدالت می گردد.[۲۴]
ب) تعلیق ناپذیری استقلال قضایی
کنفرانس جهانی حقوق بشر در اعلامیه وین و برنامه اقدام خود بر تعهد رسمی همه دولتها بر اجرای تعهداتشان برای ارتقاء احترام و رعایت همه حقوق و آزادیهای بشری طبق منشور سازمان ملل متحد، سایر اسناد مربوط به حقوق بشر و حقوق بین الملل تاکید نموده و عنوان می دارد که ماهیت جهانی این حقوق و آزادیها غیر قابل تردید است و حفظ و حمایت آنها اولین مسئولیت دولتهاست.
حقوق دادرسی عادلانه نیز از جمله تضمین های حقوق بشری مقرر در اسناد بین المللی است که ماهیت جهانی داشته و حفاظت و حمایت از آنها اولین مسئولیت دولتهاست. اصولاً حق بر دادرسی عادلانه به حدی مهم و اساسی است که کمیته حقوق بشر جهت تضمین هر چه بیشتر معیارهای آن و به حداقل رساندن احتمال نقض آن از سوی دولتها تأکید نموده که «حق شرط کلی نسبت به حق دادرسی عادلانه مجاز نیست».[۲۵]
اگر چه دادرسی عادلانه با توجه به بند ۲ ماده ۴ میثاق حقوق مدنی و سیاسی تعلیق پذیر است، ولی برخی از معیارهای آن مثل منع شکنجه و اصل برائت و عطف به ما سبق نشدن قوانین مسلماً تعلیق ناپذیرند. و برخی از این معیارها نیز موضوع برخی کنوانسیونهایی است که وفق مفاد آنها تعلیق به صورت کلی مجاز نیست. در واقع حق بر دادرسی عادلانه از جمله حقوقی است که صرفاً برخی از معیارهای آن در شرایط بحرانی مورد تعلیق قرار می گیرند، چرا که اصولاً دادرسی عادلانه خود تضمین موثری برای حقوق تعلیق ناپذیر به شمار می‌رود.[۲۶]
از سوی دیگر طبق مفاد بند ۱ ماده ۵ میثاق، مقررات آن نبایستی به نحوی تفسیر شود که حقی ایجاد کند که بتوان به استناد آن حقوق شناخته شده از جمله حقوق غیر قابل تعلیق را تضییع یا محدود نمود. از این رو تفسیر بند ۲ ماده ۴ میثاق به نحوی که کلیت دادرسی عادلانه و به خصوص استقلال قضایی را قابل عدول معرفی کند،ممکن است به دولتها این حق را در شرایط اضطراری بدهد که با نقض معیارهای دادرسی عادلانه و به راه انداختن دادگاههای فوق العاده و غیر مستقل، اقدام به ایجاد توازن قدرت و یا تصفیه سیاسی- عقیدتی نسبت به مخالفان از طریق سلب خودسرانه حیات و آزادی آنها نموده و یا بر خلاف شرط بند ۱ ماده ۴ در خصوص عدم تبعیض، در شرایط اضطراری با محاکمه گروهی افرادی خاص در محاکم فاقد استقلال قضایی مبادرت به اعمال تبعیض از هر حیث نسبت به بخشی از جمعیت خود نمایند.
براین اساس به طور کلی تعلیق پذیری کلیت حق بر دادرسی عادلانه را نمی توان سازگار با تعهد و مسئولیت دولتها در قبال حقوق بشر دانست.[۲۷]
علاوه بر این در خصوص تعلیق حق برخورداری از محکمه مستقل و بی طرف باید گفت که استقلال و بی‌طرفی محاکم را نمی توان جزء شرایطی دانست که رعایت و احترام به آنها موجب تشدید شرایط اضطراری و بحرانی در جامعه شود. به عبارت بهتر به طور منطقی نمی توان یک رابطه علیتی بین عمل و احترام به استقلال قضایی به عنوان معیار دادرسی عادلانه و ایجاد یا تشدید شرایط اضطراری در یک جامعه پیدا نمود.
از آنجا که امروزه حق محاکمه شدن نزدیک محکمه مستقل و بی طرف نه تنها در معاهدات بسیاری به رسمیت شناخته شده بلکه بخشی از حقوق بین الملل عرفی است، لذا کشورهایی که ملحق به این معاهدات نشده و یا آن را امضا ننموده اند ملزم به رعایت آن در سیستم قضایی خود هستند.[۲۸] و به عبارتی بهتر امروزه دادرسی عادلانه را می توان جزو تعهدات جهانی و همگانی دولتها محسوب نمود و اجماع جهانی نیز به تدریج در خصوص تعلیق‌ناپذیری معیارهای آن در حال شکل گیری است.
گفتار دوم: عوامل تأثیرگذار بر استقلال
وقتی صحبت از استقلال قاضی یا نهاد قضایی در نظام داخلی می شود، منظور عدم وابستگی نهاد قضایی به قوای مقننه، مجریه و نهادهای قدرت از یک طرف، و طرفین اختلاف و دعوا از طرف دیگر می باشد. ولی با توجه به اینکه، در نظام بین المللی، نهادهای مزبور شکل نگرفته اند و تابعان اصلی حقوق بین الملل را دولتها و سازمانهای بین المللی تشکیل می دهند، بنابراین عواملی غیر از عوامل ذکر شده در قبل، از جمله دولتها، سازمانهای بین المللی و … می توانند استقلال محاکم کیفری بین المللی را تحت الشعاع قرار دهند که در ذیل به شرح برخی از این عوامل خواهیم پرداخت.
الف) دولت ها
از آنجایی که دادگاههای بین المللی اغلب اوقات به صورت مستقیم توسط دولتها تأسیس می‌شوند، طبیعتاً دولتها به عنوان پدید آورنده این نهادها از نفوذ و تأثیر بسیار بالایی در تصمیم گیریها و فعالیتهای این مراجع برخوردارند که گاه این نفوذ و کنترل خود را به طور مستقیم و از طریق مشارکت در تصمیم گیریهای این مراجع اعمال می نمایند و گاه به صورت غیر مستقیم و از طریق توصیه، تهدید و سایر فشارها از محکمه مزبور می خواهند که در جریان رسیدگی به پرونده‌ای خاص نظر آنها را تأمین نماید که اگر یک چنین نفوذ و کنترلی از سوی دولتها نسبت به این محاکم نهادینه شود، پایه های مشروعیت آن در باور عمومی مردم سست خواهد شد و طبعاً انتظار اجرای عدالت از سوی چنین محاکمی انتظار نابجایی خواهد بود و تا زمانی که اصلاحات ساختاری نسبت به چنین محاکمی واقع نشود، نهاد مزبور از این نقیصه رنج خواهد برد و بجای آنکه رسیدگی های آن بر پایه حق و عدالت واقع شود تابع سیاست قرار می گیرد.[۲۹]
ب) سازمان های بین المللی
سازمانهای بین المللی دولتی در زمره اعضای جامعه بین المللی و برخوردار از شخصیت حقوقی بین المللی هستند و در

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 116
  • 117
  • 118
  • ...
  • 119
  • ...
  • 120
  • 121
  • 122
  • ...
  • 123
  • ...
  • 124
  • 125
  • 126
  • ...
  • 185

مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

 پولسازی پنهان شبکه های اجتماعی
 بازسازی رابطه پس از خیانت زنان
 کسب درآمد تضمینی از یوتیوب
 اشتباهات فروش دوره های آنلاین
 طراحی صفحه فرود حرفه ای
 آموزش استفاده از Leonardo AI
 هشدارهای درآمدزایی طراحی گرافیک
 معرفی نژاد جک راسل تریر
 خطرات وابستگی عاطفی
 نشانه های سردرگمی رابطه ای
 دوره تربیت سگ حرفه ای
 انتخاب کلینیک دامپزشکی معتبر
 افزایش فروش آنلاین عصبی
 جلوگیری از ابهام در رابطه
 غذای خانگی سویا برای سگ
 انتخاب شامپوی مناسب گربه
 بادام زمینی در غذای سگ
 حمام کردن خرگوش خطرناک
 به روزرسانی تگ Alt تصاویر
 رضایت بیشتر در رابطه عاشقانه
 ویژگی های رابطه پایدار
 معرفی نژاد دوبرمن پینچر
 روانشناسی مرد پس از خیانت
 درآمدزایی از محتوای تخصصی یوتیوب
 سئو حرفه ای برای درآمد بیشتر
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • فایل پایان نامه با فرمت word : مطالب پژوهشی درباره دادرسی در دعاوی حقوقی مربوط به چک- ...
  • راهنمای نگارش مقاله دانشگاهی و تحقیقاتی درباره آنتالپی تبخیر- فایل 3
  • دانلود فایل پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین در رابطه با بررسی تأثیر ...
  • پایان نامه ارشد : فایل های پایان نامه درباره تاثیر انگلستان در ایجاد بحران ...
  • فایل پایان نامه با فرمت word : منابع دانشگاهی و تحقیقاتی برای نگارش مقاله : شناسایی و دسته‌بندی عوامل ...
  • منابع کارشناسی ارشد در مورد بررسی کارایی واحدهای کنسانتره در ...
  • راهنمای نگارش مقاله در رابطه با بررسی تاثیربازده مورد ...
  • راهنمای نگارش مقاله با موضوع طراحی مواد سلولی، با حداکثر سختی ...
  • دانلود پژوهش های پیشین در رابطه با مقایسه رابطه ...
  • منابع دانشگاهی و تحقیقاتی برای نگارش مقاله نقش ارزیابی عملکرد در دستیابی ...
  • دانلود مقالات و پایان نامه ها با موضوع استفاده از روش‌های ...
  • دانلود پروژه های پژوهشی در رابطه با شناسایی عوامل ...
  • بررسی پایان نامه های انجام شده درباره : بررسی تأثیر ...
  • پایان نامه ارشد : پژوهش های پیشین درباره :بررسی و مقایسه توکل و ...
  • دانلود منابع پایان نامه درباره مقایسه تاثیر آزمایشگاه حقیقی و ...
  • راهنمای ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی در مورد : طراحی و پیاده سازی سیستم ...
  • پایان نامه های کارشناسی ارشد درباره :بررسی ...
  • پژوهش های انجام شده با موضوع طراحی و ...
  • فایل های پایان نامه درباره بررسی فرهنگ و ...
  • دانلود پایان نامه درباره بررسی تطبیقی فضایل اخلاقی ایمانی در ...
  • دانلود پایان نامه درباره مطالعه و بررسی عوامل موثر بر ...
  • دانلود فایل ها با موضوع : بررسی رابطه بین ...
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان