مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
دانلود پروژه های پژوهشی درباره بررسی چگونگی تأثیر عضویت ...
ارسال شده در 17 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

سوم. تغییر در گرایش‌ها: استفاده از اینترنت ممکن است موجب تغییر گرایش‌ها و ارزش‌ها شود و این‌گونه بر مشارکت تأثیر بگذارد. این تغییر می‌تواند از طریق تعاملات و تبادلات چندوجهی بین افراد مثلاً در فروم‌ها یا چت‌روم‌ها، صورت گیرد. ویژگی تعاملی اینترنت به‌ویژه در نسل دوم وب بارزتر است (همان).
چهارم. بسیج سیاسی: بنابر نظر برخی، اینترنت ابزار جدیدی برای بسیج سیاسی فراهم می‌کند. اولاً بسیج از طریق اینترنت کم‌هزینه‌تر از بسیج رودررو یا تلفنی است. درواقع هزینۀ فرستادن ایمیل یا به‌عضویت‌درآوردن افراد در بولتن‌ها و خبرنامه‌ها عملاً صفر است. ثانیاً بسیج اینترنتی نامتمرکز است، چراکه هرکسی می‌تواند با فرستادن ایمیل یا کامنت‌گذاشتن در فروم یا وب‌سایتی افراد را به مشارکت دعوت کند. به‌علاوه این نوع فراخوان به‌جز اندکی وقت به منبع دیگری نیاز ندارد. بنابراین با دسترسی به اینترنت «هم در کمیت بسیج یعنی افزایش تعداد درخواست‌های مشارکت برای فرد و هم در کیفیت آن یعنی تنوع فرستندۀ درخواست‌ها و نوع فعالیت‌ها تغییر ایجاد می‌شود» (همان: ۸۶۹). طبق نظریۀ وربا هم با افزایش امکان بسیج، امکان مشارکت افزایش می‌یابد. اندویزا دو استدلال موجود درمقابل ادعاهای این مکانیسم را نیز بیان می‌کند: اول. پیام‌هایی که از طرف افراد ناشناس برای فرد می‌رسد، معمولاً به‌عنوان اسپم[۱۱۷] شناخته می‌شود، لذا ممکن است فرستادن درخواست مشارکت در فعالیتی به‌این‌صورت بی‌تأثیر باشد و حتی تأثیر معکوس داشته باشد. دوم. این فرضیه که بسیج بیشتر به مشارکت بیشتر منجر می‌شود با این پیش‌فرض همراه است که همۀ انواع بسیج تأثیر یکسانی بر مشارکت دارند. این درحالی است که به‌نظر می‌رسد ارتباط رودررو مؤثرتر از دیگر انواع کم‌هزینۀ بسیج است، لذا درصورت توقف روش‌های مؤثرتری مانند ارتباط رودررو، افزایش بسیج اینترنتی شاید لزوماً به افزایش مشارکت منجر نشود (همان).

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

۲.۲. فیس‌بوک و مشارکت سیاسی
فیس‌بوک در زمرۀ سایت‌هایی است که با عنوان سایت‌های شبکۀ اجتماعی شناخته می‌شوند. همان‌طور که پیش‌تر نیز اشاره شد سایت‌های شبکۀ اجتماعی دسته‌ای از ابزارهای تکنولوژی اطلاعاتی‌ارتباطی هستند که برای کاربران امکانِ داشتن شبکۀ وسیعی از ارتباط‌ها را فراهم می‌کنند و از این جهت درمقایسه با تکنولوژی‌های ارتباطی ابتدایی‌تر منحصربه‌فرد هستند (ژانگ، ۲۰۱۳؛ الیسون[۱۱۸]، ۲۰۱۰) در تعریفی کلاسیک، این سایت‌ها سرویس‌های شبکه‌محوری هستند که برای کاربر پروفایل عمومی یا نیمه‌عمومی ایجاد می‌کنند و کاربر می‌تواند فهرست ارتباط‌هایش و نیز محتواهایی را که دیگران در سیستم ایجاد کرده‌اند، ببیند و در آن‌ها جست‌وجو کند (بوید و الیسون، ۲۰۱۱). فیس‌بوک، گوگل‌پلاس، توییتر، یوتوب و اینستاگرام ازجملۀ این سایت‌ها هستند.
رشد این سایت‌ها در سال ۲۰۰۹ توجه‌برانگیز شد، زمانی‌که پنج سایت بزرگ شبکۀ اجتماعی در هر ماه بیش از ۲ میلیارد بازدید داشتند (کافمن، ۲۰۰۹؛ مک‌کارتی، ۲۰۰۵). با فراگیرشدن این سایت‌ها، به‌تدریج استفاده از آن‌ها در کمپین‌های انتخاباتی و میان رأی‌دهندگان گسترش یافت. ۲۰میلیون توییتِ پست‌شده با هشتگ[۱۱۹] #election 2012 نمونه‌ای از گستردگی استفادۀ سیاسی از این سایت‌ها در ایام انتخابات است (ژانگ، ۲۰۱۳).
درمیان سایت‌های شبکۀ اجتماعی، فیس‌بوک با بیش از ۱ میلیارد و ۲۰۰ میلیون عضو فعال تا مارس ۲۰۱۴ محبوب‌ترین است. هر کاربر فیس‌بوک پروفایلی شامل اطلاعات شخصی دارد که با آن شناخته می‌شود. او می‌تواند حداکثر ۵ هزار دوست[۱۲۰] و تعداد نامحدودی دنبال‌کننده[۱۲۱] داشته باشد. هر کاربر وال[۱۲۲] دارد که می‌تواند روی آن استتوس[۱۲۳]، نوت[۱۲۴]، لینک[۱۲۵] خبر، ویدئو و عکس پست کند. این پست‌ها در فید[۱۲۶] یا خبرخوان دوستان و دنبال‌کننده‌های او به‌نمایش درمی‌آید و آن‌ها می‌توانند آن را لایک[۱۲۷] کنند، زیر آن کامنت[۱۲۸] بگذارند و آن را به ‌اشتراک[۱۲۹] بگذارند. تمام این فعالیت‌ها در فید سایر دوستان کاربر مشاهده‌پذیر است.
علاوه بر این ویژگی‌ها که بیانگر ارتباط بین دوستان فیس‌بوکی است، فیس‌بوک مکان‌های عمومی‌تری مانند صفحه‌ها و گروه‌هایی دارد که کاربران غیردوست می‌توانند در آن‌ها باهم در ارتباط باشند. این صفحه‌ها و گروه‌ها را کاربرانی با موضوع یا هدف خاصی می‌سازند و در آن محتواهایی را به‌اشتراک می‌گذارند. کاربران می‌توانند این صفحه‌ها و گروه‌ها را دنبال کنند و محتواهای آن‌ها را لایک کنند، به‌اشتراک بگذارند، زیر آن کامنت بگذارند، به کامنت‌های دیگر کاربران پاسخ دهند و با آن‌ها بحث کنند. بدین‌ترتیب بحث و تعامل بین افراد ناآشنا با هم در فیس‌بوک امکان‌پذیر می‌شود. این بحث‌ها معمولاً برای همیشه و گاه برای مدتی در این صفحات وجود دارد و برای عموم مشاهده‌پذیر است.
پژوهش‌های متعددی تأثیر فیس‌بوک و دیگر سایت‌های شبکۀ اجتماعی بر مشارکت سیاسی را بررسی کرده‌اند. مثلاً گیل د زونیگا (۲۰۱۲) در پژوهش خود نشان داد که دنبال‌کردن اطلاعات از طریق سایت‌های شبکۀ اجتماعی به‌طور مثبت و قوی بر سرمایۀ اجتماعی، مشارکت مدنی و مشارکت سیاسی آنلاین و آفلاین، هریک به‌طور جداگانه تأثیر می‌گذارد. این پژوهش با کنترل عواملی مثل متغیرهای دموگرافیک، استفاده از رسانه‌های سنتی، میزان هویت حزبی، دانش و تأثیرگذاری سیاسی و… که طبق تحقیقات قبلی به‌طور مستقل بر مشارکت تأثیر می‌گذارند، انجام شد (گیل د زونیگا، ژانگ و ولنزولا، ۲۰۱۲).
بود (۲۰۰۸) در پژوهش خود دو فرضیه را در نظر می‌گیرد و هر دو را تأیید می‌کند: اول. رفتارهایی در فیس‌بوک که تولید سرمایۀ اجتماعی را افزایش بدهد، امکان مشارکت سیاسی آفلاین را افزایش می‌دهد. این رفتارها شامل این موارد هستند: تعداد دوستان فیس‌بوکی، اینکه فرد هرچندوقت‌یک‌بار فیس‌بوکش را چک یا آپدیت کند، نسبت دوستان فیس‌بوکی که فرد در زندگی واقعی خود هم آن‌ها را می‌شناسد و تعداد گروه‌هایی از فیس‌بوک که فرد عضو آن است. دوم. رفتارهایی در فیس‌بوک که شبیه رفتارهای آفلاین سنتی هستند، امکان مشارکت آفلاین را افزایش می‌دهند. رفتارهایی مانند پست‌کردن مطالب روی پروفایل و اطلاع‌دادن به دوستان برای انجام همان کار (بود، ۲۰۰۸)
هائو (۲۰۱۴) طی پیمایشی در سنگاپور نشان داد استفادۀ خبری از سایت‌های شبکۀ اجتماعی رابطه‌ای مثبت و قوی با مشارکت سیاسی و مدنی آفلاین و آنلاین دارد (هائو، ۲۰۱۴). ژنوس (۲۰۱۴) نیز در مطالعۀ خود روی سه کشور پیشرفتۀ آمریکا و بریتانیا و استرالیا رابطۀ مثبتی را بین استفاده از رسانه‌های اجتماعی و مشارکت سیاسی جوانان به دست آورد (ژنوس، ۲۰۱۴).
ژانگ (۲۰۱۰) در پیمایشی تلفنی به این نتیجه رسید که وابستگی به سایت‌های شبکۀ اجتماعی با افزایش مشارکت مدنی رابطۀ مثبت دارد، ولی با افزایش مشارکت سیاسی رابطه ندارد. بحث‌های بین‌فردی سیاسی هم هر دو نوع مشارکت سیاسی و مدنی را افزایش می‌دهد. این پژوهش با کنترل عوامل دموگرافیک، احساس تأثیرگذاری، گرایش و علاقۀ سیاسی انجام شد (ژانگ، ۲۰۱۰). دمیتروا (۲۰۱۱) نشان داد انواع متفاوت رسانه‌های دیجیتال در کنار انگیزه‌های متفاوت افراد در استفاده از این رسانه‌ها، تأثیرات متفاوتی بر مشارکت و دانش سیاسی می‌گذارد، لذا چیزی به نام تأثیر کلی رسانه‌های دیجیتال وجود ندارد (دمیتروا، ۲۰۱۱). گیبسون (۲۰۱۳) در مطالعۀ خود بر سایت‌های شبکۀ اجتماعی در استرالیا نشان داد فقط ارتباطات آنلاینی منجر به بسیج در مشارکت سیاسی می‌شود که در فضای آفلاین واقعی وجود دارد (گیبسون، ۲۰۱۳). فنتون (۲۰۱۱) نیز در مطالعه‌ای اتنوگرافیک به این نتیجه رسید که منطق مشارکت خودمحوری که از طریق رسانه‌های اجتماعی توسعه می‌یابد، اساساً می‌تواند برای گروه‌های سیاسی تهدید باشد تا فرصت (فنتون، ۲۰۱۱).
وسنیک آلوجویک (۲۰۱۲) رابطۀ مشارکت سیاسی از طریق وب نسل دوم با مشارکت سیاسی آفلاین را در اروپا با مطالعه روی فیس‌بوک بررسی کرد. این پژوهش رابطۀ مثبتی را بین مشارکت سیاسی آنلاین و آفلاین نشان داد، به‌این‌معنی که هرچه افراد در مشارکت آنلاین از طریق فیس‌بوک (پست‌کردن، لایک‌کردن، دنبال کردن و فرستادن اطلاعات سیاسی و مشارکت در بحث‌های سیاسی) بیشتر مشارکت کنند، به‌صورت آفلاین هم در سیاست بیشتر مشارکت می‌کنند (وسنیک آلوجویک، ۲۰۱۲)
ون‌وینگاردن (۲۰۱۲) با مرور مفصلی بر تعاریف سنتی مشارکت سیاسی، به ناکارابودن تعاریف سنتی برای انواع جدید مشارکت و در نتیجه تغییر تعریف مشارکت به‌مرور زمان اشاره کرده است. این مطالعه سپس برای یافتن معنای مشارکت سیاسی آنلاین در فیس‌بوک، طی مصاحبه‌های عمیقی با کاربران جوان این سایت معنای آن را از نظر خود کاربران بررسی کرد. (ون‌وینگاردن، ۲۰۱۲). بکافیگو (۲۰۱۳) مشارکت سیاسی آنلاین کاربران توییتر در این سایت را بررسی کرد و به این نتیجه رسید که هم فعالان فعلی سیاسی و اعضای احزاب و هم گروه‌های اقلیت حاشیه‌ای، مشارکت سیاسی آنلاین دارند (بکافیگو، ۲۰۱۳).
الیسون (۲۰۱۰) در پژوهش خود درپی نشان دادن تأثیر استراتژی‌های متفاوت فیس‌بوکی بر سرمایۀ اجتماعی بود. طبق نتایج این مطالعه سه استراتژی استفاده از فیس‌بوک وجود دارد: ایجاد ارتباطات جدید با غریبه‌ها، حفظ ارتباطات نزدیک قدیمی و پیگیری اطلاعات اجتماعی درمورد اطرافیان. طبق این پژوهش فقط پیگیری اطلاعات است که بر سرمایۀ اجتماعی تأثیر دارد و نه ارتباط با غریبه‌ها و دوستان نزدیک (الیسون، ۲۰۱۰).
وون (۲۰۱۳) در پژوهش خود تأثیر استفاده‌های متفاوت از فیس‌بوک بر دو نوع سرمایۀ اجتماعی بین‌گروهی[۱۳۰] و درون‌گروهی[۱۳۱] پاتنام[۱۳۲] را بررسی کرده است.[۱۳۳] این مطالعه شش استفاده از اینترنت را از هم متمایز کرده است: پیگیری اطلاعات، تفریح، ارتباطات، حفظ وابستگی‌های اجتماعی، فرار و اپلیکیشن‌های فیس‌بوکی.[۱۳۴] نتایج این پژوهش نشان داد که شدت استفاده از فیس‌بوک و استفاده از فیس‌بوک برای وابستگی‌های اجتماعی رابطۀ مثبتی با سرمایۀ اجتماعی بین گروهی دارد، درحالی‌که استفاده از فیس‌بوک برای فرار رابطۀ منفی با سرمایۀ اجتماعی درون‌گروهی دارد (وون، ۲۰۱۳).
ویسرز (۲۰۱۴) نشان داد که مشارکت سیاسی در فیس‌بوک، دیگر اقسام مشارکت آنلاین را گسترش می‌دهد؛ یعنی قدرت بسیج‌کنندگی فعالیت فیس‌بوکی بیشتر و دراصل محدود به فعالیت آنلاین می‌شود. استثنای مهم برای بسیج مشارکت آفلاین اعتراض آفلاین است. این مطالعه همچنین رابطۀ دوجانبه‌ای بین پست‌کردن پیام در فیس‌بوک و اعتراض آفلاین به‌دست آورد و درنتیجه تأثیر بسیج‌کننده و تقویت‌کنندۀ فعالیت سیاسی فیس‌بوکی را تأیید کرد (ویسرز، ۲۰۱۴).
در انتخابات ۲۰۰۸ آمریکا بود که اهمیت نسل دوم وب و سایت‌های شبکۀ اجتماعی در سیاست نمودار شد؛ چراکه این اولین انتخاباتی بود که فیس‌بوک در آن وجود داشت و کاندیداها و احزاب هم کمپین‌های آنلاینی به‌ویژه در فیس‌بوک تشکیل دادند (کارلیس، ۲۰۱۳). تأثیرگذاری فیس‌بوک بر این انتخابات به‌گونه‌ای بود که برخی حتی این انتخابات را انتخابات فیس‌بوکی نامیدند (کای، ۲۰۱۳) پس از این انتخابات چندین پژوهش تأثیر سایت‌های شبکۀ اجتماعی بر انتخابات را بررسی کردند؛ مانند فرناندس (۲۰۱۰)، وولی (۲۰۱۰)، کاگبرن (۲۰۱۲)، تونر (۲۰۱۱)، ویتاک (۲۰۱۱) و کارلیس (۲۰۱۳).
فرناندس (۲۰۱۰) و وولی (۲۰۱۰) هر دو در پژوهش‌های خود گروه‌های فیس‌بوکی را حول این انتخابات تحلیل محتوا کردند. وولی (۲۰۱۰) از پژوهش خود نتیجه گرفت که رسانه‌های اجتماعی نه‌تنها فضایی را برای اظهارنظر افراد فراهم می‌کنند، بلکه این اظهارنظرها اغلب متکثر است (وولی، ۲۰۱۰). فرناندس (۲۰۱۰) نیز در پژوهش خود بر این نکته تأکید کرد که بحث‌هایی که در اجتماع‌های آنلاین فیس‌بوکی درمی‌گیرد با فعالیت‌های آفلاین افراد درآمیخته است؛ چراکه افراد معمولاً درمورد فعالیت‌های سیاسی که در دنیای واقعی انجام می‌دهند، بحث می‌کنند و لذا می‌توان گفت که اجتماع‌های مجازی دارند به اجتماع‌هایی واقعی تبدیل می‌شوند (فرناندس، ۲۰۱۰).
تونر (۲۰۱۱) در پیمایشی چگونگی تأثیر نسل دوم وب بر این انتخابات را بررسی کرد و نتیجه گرفت که منابع متفاوت اینترنتی حتی درمیان نسل دوم وب، تأثیرهای متفاوتی بر کاربر می‌گذارند (تونر، ۲۰۱۱). ویتاک (۲۰۱۱) در پیمایشی حول این انتخابات به این نتیجه رسید که فعالیت سیاسی افراد در فیس‌بوک انواع کم‌هزینه و سطح پایین مشارکت سیاسی مانند دنبال‌کردن اطلاعات سیاسی را شامل می‌شود؛ هرچند این انواع مشارکت درنهایت منجر به افزایش مهارت‌های‌های مدنی افراد و لذا افزایش مشارکت سیاسی می‌شود (ویتاک، ۲۰۱۱).
کارلیس (۲۰۱۳) نیز در مطالعۀ خود دربارۀ انتخابات ۲۰۰۸ آمریکا طی پیمایش و تحلیل محتوای پروفایل‌های کاربرانی از فیس‌بوک، به این نتیجه رسید که عوامل تعیین‌کنندۀ مشارکت سیاسی در تئوری‌های منابع و سرمایۀ اجتماعی درمورد مشارکت آنلاین صدق نمی‌کند؛ چراکه اولاً بعضی از عوامل تعیین‌کنندۀ سنتی مشارکت مانند درآمد والدین و جنسیت و قومیت در فضای فیس‌بوک تعیین‌کننده نیستند و ثانیاً تعداد دوستان فیس‌بوکی که هر فرد دارد ارتباطی با مشارکت سیاسی فرد ندارد (کارلیس، ۲۰۱۳).
درمورد انتخابات ۲۰۱۲ آمریکا نیز دو پژوهش مطرح وجود دارد. یکی مطالعۀ ژانگ (۲۰۱۳) است که در پیمایشی آنلاین نشان داد استفاده از همۀ انواع سایت‌های شبکۀ اجتماعی ازجمله فیس‌بوک، گوگل‌پلاس، توییتر و یوتوب با مشارکت آنلاین و آفلاین رابطۀ مثبت دارد (ژانگ، ۲۰۱۳). پژوهش دیگر مطالعۀ تونر (۲۰۱۳) است که به نتایجی کمی متفاوت دست یافته است. این پژوهش در پیمایشی نشان داد استفاده از منابع آنلاینی مانند گوگل‌پلاس و توییتر و وبلاگ‌ها که محیطی برای ارتباط و تعامل بین شهروندان فراهم می‌کنند، تأثیر مثبت و درخورتوجهی بر مشارکت سیاسی دارند؛ اما منابع آنلاینی مانند روزنامه‌های آنلاین و سایت‌های شبکه‌های تلویزیونی و یوتوب که کمتر چنین محیطی را برای کاربران ایجاد می‌کنند، مشارکت را افزایش نمی‌دهند. این مطالعه همچنین نشان داد که فیس‌بوک اساساً متفاوت از توییتر و گوگل‌پلاس است و مشارکت را افزایش نمی‌دهد (تونر، ۲۰۱۳).
۱.۲.۲. مکانیسم‌های تأثیرگذاری
پیش‌تر در بخش ۱.۱.۲ به بحث‌های نظری انجام‌شده درمورد مکانیسم‌های تأثیرگذاری اینترنت بر مشارکت سیاسی اشاره کردیم. برخی پژوهش‌ها به‌طور خاص درمورد فیس‌بوک بحث کرده‌اند که در ادامه آن‌ها را مرور می‌کنیم.
بود (۲۰۰۸) در مقالۀ خود برای بررسی تأثیر تعاملات غیررسمی در فیس‌بوک بر مشارکت سیاسی، از نظریۀ سرمایۀ اجتماعی پاتنام (۱۹۹۵) و چند مطالعۀ دیگر استفاده کرده است. طبق نظریۀ پاتنام سرمایۀ اجتماعی تأثیر مثبتی بر مشارکت مدنی دارد. مطالعات دیگران نیز نشان داده است که تعاملات غیررسمی با گسترش مهارت‌ها، به‌اشتراک‌گذاری نظرات، مصاحبت افراد و نیز ایجاد شبکه‌های وظایف متقابل نقش مهمی در تولید سرمایۀ اجتماعی دارند. این تعاملات غیررسمی به‌ خصوص در شبکه‌های بین‌فردی اتفاق می‌افتد، هرچند تولید سرمایۀ اجتماعی در این شبکه‌ها پیامد قصدنشدۀ تعامل بین افراد است. بود از این بحث‌ها نتیجه می‌گیرد که از طرفی شبکه‌های بین‌فردی، سرمایۀ اجتماعی مرتبط با سیاست را یعنی آن نوع از سرمایۀ اجتماعی که مشارکت سیاسی را هموار می‌کند، تولید می‌کند و از طرف دیگر افزایش سطح سرمایۀ اجتماعی، منجر به افزایش تمایل شهروندان به مشارکت در سیاست می‌شود. اما همان‌گونه که بود می‌گوید منظور از شبکه‌های بین‌فردی در این بحث‌ها، شبکه‌های رودررو است و مسئله همچنان درمورد شبکه‌های مجازی ازجمله فیس‌بوک حل‌نشده است. بود در ادامه با بهره گرفتن از مطالعات دیگران سه دلیل را در تأیید تأثیر مثبت فیس‌بوک بر رفتار سیاسی مطرح می‌کند: اول. فیس‌بوک بین کاربران خود نوعی احساس اجتماع ایجاد می‌کند، چراکه به افراد با فرهنگ‌ها و وابستگی‌های یکسان اجازه می‌دهد به یکدیگر نزدیک شوند. دوم. فیس‌بوک می‌تواند مسائل سیاسی را به خانه‌های افراد بیاورد، چراکه افراد می‌توانند در فیس‌بوک درمورد مسائل مهم روز به‌گونه‌ای بحث کنند که متناسب با زندگی روزمره باشد. سوم. فیس‌بوک هزینۀ دسترسی به اطلاعات را کاهش می‌دهد. صمیمیت موجب افزایش اعتماد می‌شود و اعتماد جزئی ضروری جهت باورپذیرکردن اطلاعات برای فرد است. فیس‌بوک از هر دو عنصر صمیمت/ اعتماد و اطلاعات برای کاهش هزینۀ کسب اطلاعات درخوراعتماد برخوردار است. به‌علاوه خبرخوان فیس‌بوک اطلاعات به‌اشتراک‌گذاشته‌شده توسط دوستان را در اختیار افراد می‌گذارد و به‌طور مضاعف هزینۀ کسب اطلاعات را کاهش می‌دهد (بود، ۲۰۰۸).
کورنوی (۲۰۱۲) عضویت در گروه‌های فیس‌بوکی را مکانیسمی برای مشارکت سیاسی معرفی کرده است. عضویت در گروه‌ها فرصتی را برای اعضا فراهم می‌کند که درمورد مسائل سیاسی بحث کنند. بحث‌کردن هم احساس تأثیرگذاری را میان شهروندان افزایش می‌دهد که به افزایش مشارکت سیاسی می‌ انجامد. به‌علاوه بحث بین اعضای گروه، افراد را ناگزیر از ابراز عقاید می‌کند و آن‌ها مجبورند هنگام ابراز عقایدشان دلایل خوبی در دفاع از آن بیان کنند و این فرایند افراد را به تفکر بیشتر مجبور می‌کند (کورنوی، ۲۰۱۲).
کارلیس (۲۰۱۳) در پژوهش خود با بهره گرفتن از نظریۀ پاتنام می‌گوید که سرمایۀ اجتماعی پیامد زندگی اجتماعی است که مشارکت‌کنندگان را قادر به کنش مؤثرتر با یکدیگر برای دنبال‌کردن اهداف جمعی می‌کند. کارلیس نتیجه می‌گیرد که سرمایۀ اجتماعی تولیدشده در شبکه‌های اجتماعی آفلاین و آنلاین باید تأثیر مثبتی بر مشارکت سیاسی داشته باشد. به عقیدۀ کارلیس تکنولوژی رسانه‌های اجتماعی مانند فیس‌بوک به‌طور اساسی فضایی را که در آن کاربران مشارکت می‌کنند، تغییر داده است و ابزارهایی را برای ساده‌کردن مشارکت فراهم کرده است. اولاً این تکنولوژی‌ها به افراد اجازه می‌دهد شبکه‌های ارتباطی ایجاد کنند، بر این شبکه‌ها تأثیر بگذارند و از آن‌ها تأثیر بپذیرند. ثانیاً رسانه‌های اجتماعی هزینه‌ها و موانع تولید محتوا درون محیط شبکه‌ای را برای کنشگران آنلاین حذف می‌کنند. در این میان فیس‌بوک به‌علت ویژگی‌های منحصربه‌فردش مانند وال و خبرخوان، به‌عنوان مکانیسمی برای رساندن صدای افراد در بعد وسیع در حوزۀ عمومی آنلاین جایگاه ویژه‌ای دارد (کارلیس، ۲۰۱۳).
ویسرز (۲۰۱۴) در مطالعۀ خود به کمک مدل بردی[۱۳۵]، وربا[۱۳۶] و اسکلزمن (۱۹۹۵)[۱۳۷] توضیح داده است که چگونه فعالیت سیاسی در فیس‌بوک منابع لازم برای مشارکت سیاسی را فراهم می‌کند. اولاً افراد از طریق فعالیت سیاسی در فیس‌بوک می‌توانند روی مهارت‌های مدنی خود تمرین کنند. مهارت‌هایی مثل شکل‌دادن به نظرات خود و دفاع از آن، آموختن چگونگی مواجهه با نظرات مخالف و نیز گسترش دانش سیاسی که برای مشارکت سیاسی مؤثرتر لازم است. ثانیاً افراد از نظر روانی به مشارکت تحریک می‌شوند. فعالیت‌هایی همچون مطالعه یا پست نظرات سیاسی بر علاقه و دانش افراد درمورد مسائل خاص سیاسی و اجتماعی تأثیر می‌گذارد که می‌تواند به مشارکت در دیگر فعالیت‌های آنلاین و آفلاین منجر شود. ثالثاً افراد می‌توانند شبکه‌های عضوگیری خود را گسترش دهند. مثلاً افراد با پیوستن به گروه‌های سیاسی یا اجتماعی فیس‌بوکی پیوندهای اجتماعی فیس‌بوکی جدیدی می‌سازند و امکان دریافت اطلاعات بسیج و درخواست برای مشارکت در فعالیت‌های سیاسی برای آن‌ها افزایش می‌یابد. البته این سؤال همچنان بی‌پاسخ مانده است که آیا فعالیت فیس‌بوکی به همین رسانه محدود می‌شود و به سکون‌گرایی[۱۳۸] یا کلیک‌گرایی[۱۳۹] محدود می‌شود، یا اینکه پتانسیل بسیج انواع دیگر مشارکت را دارد (ویسرز، ۲۰۱۴).
۳.۲. جمع‌بندی
در مرور این پژوهش‌ها چند مسئله آشکار شد که به آن می‌پردازیم. یکی اینکه در این مطالعات به‌طور کلی دیدگاه بدبینانه کمتر به محک تجربه گذاشته شده است و کفۀ ترازوی پژوهش‌های تأییدکنندۀ دیدگاه خوش‌بینانه سنگین‌تر است. همچنین در سال‌های اخیر بیشترِ پژوهش‌ها بر دیدگاه سوم میانه که قائل به تأثیر دوجانبۀ اینترنت است، صحه گذاشته‌اند، دیدگاهی که مورد نظر پژوهش حاضر نیز هست.
دیگر اینکه فرضیه‌های مطرح‌شده و پژوهش‌های انجام‌شده عموماً درمورد کشورهایی با سابقۀ طولانی دموکراسی و نظام‌های ثابت سیاسی است. جوامعی با فضای سیاسی باز، جامعۀ مدنی فعال، رسانه‌های آزاد و انتخابات آزاد در جَو رقابتی سالم. پیش‌فرض نانوشتۀ این مطالعات این است که رسانه‌ها و ازجمله سایت‌های شبکۀ اجتماعی بدون محدودیت در دسترس همۀ شهروندان قرار دارد. شهروندان آزادانه و بدون ترس محتواهای سیاسی دلخواه خود را در این سایت‌ها پیگیری و تبلیغ می‌کنند و نظر سیاسی واقعی خود با دیگران به‌اشتراک می‌گذارند. همچنین احزاب، نهادها و سیاستمداران خود در این شبکه‌ها حضور رسمی دارند، با طرفداران خود در ارتباط‌اند و آن‌ها را بسیج می‌کنند. اما وضعیت در بسیاری از کشورهای دیگر، ازجمله ایران بسیار متفاوت است. در ایران فضای سیاسی عموماً بسته است، رقابت حزبی چندان معنادار نیست و گروه‌های منتقد امکان فعالیت رسمی و لذا معرفی کاندیدا در انتخابات‌ها را ندارند. افزون بر این، تلویزیون مستقل وجود ندارد و رسانه‌های دیگر هم تحت نظارت حکومت هستند. بسیاری از سایت‌های خبری، اجتماعی و سیاسی و بیشتر سایت‌های شبکۀ اجتماعی ازجمله فیس‌بوک، توییتر، گوگل‌پلاس، یوتوب و… فیلتر[۱۴۰] است؛ به‌طوری‌که از نظر آزادی اینترنت، ایران در سال ۲۰۱۴ رتبۀ آخر را در جهان داشته است[۱۴۱] (FreedomHouse, 2014). با وجود فیلترینگ سایت‌های شبکۀ اجتماعی، عضویت افراد در آن‌ها طبق قانون ایران جرم نیست، ولی دسترسی به آن‌ها نیازمند استفادۀ افراد از فیلترشکن است که این مسئله نوعی دورزدن قانون است و جرم محسوب می‌شود. این موضوع به‌اضافه دستگیری و صدور احکام سنگین برای تعدادی از فعالان سیاسی حوزۀ اینترنت طی سال‌های گذشته، افراد را در اظهارنظر سیاسی در فضای وب محتاط کرده است.[۱۴۲] موارد ذکرشده ازجمله مسائلی است که بدون درنظرگرفتن آن‌ها تحلیل رابطۀ اینترنت و سیاست در ایران دقیق نخواهد بود.
نکتۀ دیگر اینکه در همۀ این تحلیل‌ها به‌نظر می‌رسد آنچه مغفول مانده است، اطلاعاتی است که افراد را به عدم مشارکت تشویق می‌کنند. مسئله‌ای که درمورد کاربران ایرانی باتوجه به شکاف موجود بین مشارکت‌کنندگان و غیرمشارکت‌کنندگان جدی به‌نظر می‌رسد. بخش بزرگی از اطلاعات و بسیج قبل از انتخابات‌ها در ایران، افراد را به مشارکت‌نکردن فرامی‌خوانند و بسیاری از بحث‌های موجود به‌طور جدی درمورد مشارکت‌ یا عدم مشارکت است.
باتوجه به دو نکته اخیر و همچنین وقتی مقصود از مشارکت سیاسی فقط رأی‌دادن است، نمی‌توان گفت چون فیس‌بوک دسترسی به اطلاعات را ساده می‌کند، امکان بحث بین شهروندان را فراهم می‌کند و… مشارکت را لزوماً افزایش یا کاهش می‌دهد؛ لذا بیش از پیش نمایان می‌شود که دیدگاه‌های خوش‌بینانه و بدبینانه با نگاهی یک‌جانبه، فقط مسئله را ساده‌سازی می‌کنند. از همین رو است که در این پژوهش تفکیک مدل‌های مکانیسمی خوش‌بینانه و بدبینانه را مناسب نمی‌دانیم و فهم چگونگی تأثیرگذاری را به بخش تجربی پژوهش و از لابه‌لای گفته‌های خود افراد واگذار می‌کنیم.
مورد آخر هم این است که در مکانیسم‌های موجود تأثیر در سطوح خرد و کلان از هم مجزا نشده است. این درحالی است که به‌نظر می‌رسد با تمایز تأثیر اینترنت در سطح فردی از سطح جمعی که اولی به تغییر رفتار رأی‌دهی[۱۴۳] و دومی به تغییر میزان مشارکت می‌ انجامد، بهتر بتوان بحث‌ها را سامان داد.
فصل سوم: روش‌شناسی پژوهش
۱.۳. روش‌شناسی
روشی که برای انجام این پژوهش انتخاب کرده‌ایم، روش کیفی است. روش کیفی اصطلاحی است کلی و فراگیر برای رویکردهای مختلفی که پیش‌فرض همۀ آن‌ها این است که واقعیت، چندگانه و برساختۀ آدمیان است. بنابراین پژوهش کیفی درپی کشف معنای پدیدۀ اجتماعی است از منظر افراد یا آن‌گونه که افراد آن پدیده را تجربه می‌کنند. در این روش فهم پدیدۀ اجتماعی از نزدیک و در بافت طبیعی خود انجام می‌شود، از تکنیک‌ها و ابزارهای کمی استفاده نمی‌شود، یافته‌ها به‌صورت توصیفی است و هدف، اثبات و تعمیم و پیش‌بینی نیست. روش کیفی درحالت کلی در مقابل روش کمی قرار می‌گیرد. تفاوت این دو روش به‌سبب نشئت‌گرفتن آن‌ها از دو پایگاه نظری متفاوتِ پدیدارشناسی و پوزیتیوسم با هستی‌شناسی‌ها و معرفت‌شناسی‌های متفاوت است (پاتون[۱۴۴]، ۲۰۰۲؛ هوفل[۱۴۵]، ۱۹۹۷؛ استراوس[۱۴۶] و کوربین[۱۴۷]، ۱۹۹۸؛ لینکلن[۱۴۸]، ۱۹۹۵؛ مک[۱۴۹] و دیگران، ۲۰۰۵؛ مایکوت[۱۵۰] و مورهاوس[۱۵۱]، ۱۹۹۴؛ لینکلن، ۱۹۹۵؛ مریام[۱۵۲]، ۱۹۹۸؛ مروستی[۱۵۳]، ۲۰۰۴؛ فلیک[۱۵۴]، کاردورف[۱۵۵] و استینک[۱۵۶]، ۲۰۰۴).
در این پژوهش هدف، درک چگونگی تأثیر حیات فیس‌بوکی افراد در روزهای انتخابات بر رفتار انتخاباتی آن‌ها است، اما می‌خواهیم این موضوع را از منظر خود افراد بررسی کنیم. به‌همین جهت روشی که استفاده می‌کنیم، روش کیفی است. درواقع بخشی از جمعیت کشور در فیس‌بوک حضور دارند و در تب‌وتاب انتخابات فضای این شبکۀ اجتماعی بیش از هر زمان دیگر سیاسی می‌شود. افرادی هستند که اخبار را در صفحه‌های فیس‌بوکی دنبال می‌کنند و با دیگر شهروندان مخالف یا موافقشان درمورد نظرشان دربارۀ انتخابات بحث می‌کنند. قصد ما از این پژوهش کشف این است که آن‌ها این محیط را چگونه درک می‌کنند و فکر می‌کنند تجربۀ حضورشان در فیس‌بوک چه تأثیری بر آن‌ها و گرایش انتخاباتی‌شان می‌گذارد. در اینجا فرضیه‌ای برآمده از نظریۀ خاصی نداریم که بخواهیم آن را بیازماییم و همچنین مفاهیمی پیشینی که بخواهیم از خارج بر پژوهش تحمیل کنیم. آنچه هست یافته‌هایی است برآمده از روایت‌های خود افراد.
۲.۳. روش گردآوری داده‌ها
در این پژوهش درنظر داریم برای گردآوری داده‌ها از نتنوگرافی[۱۵۷] یا اتنوگرافی مجازی استفاده کنیم. اتنوگرافی را هنر توصیف یک فرهنگ می‌خوانند که نه اتفاقات غیرمعمول، بلکه زندگی روزمره و روتین مردم را مطالعه می‌کند. در بحث جمع‌ آوری داده‌ها، اتنوگرافی معمولاً به‌معنی مشارکت پژوهشگر به‌طور آشکار یا پنهان و برای مدتی طولانی در زندگی روزانۀ گروهی از مردم، مشاهدۀ روابط و تعاملات، مصاحبه با افراد و جمع‌ آوری هر دادۀ مرتبط با مسئلۀ پژوهش است. بنابراین مشاهدۀ مشارکتی، مصاحبۀ عمیق و مطالعۀ اسناد، تکنیک‌هایی هستند که معمولاً برای جمع‌ آوری داده‌ها در اتنوگرافی استفاده می‌شوند. (مروستی، ۲۰۰۴؛ فلیک، کاردورف و استینک، ۲۰۰۴؛ همرسلی[۱۵۸]، ۲۰۰۷)
با ورود اینترنت گونه‌ای از اتنوگرافی با عنوان اتنوگرافی مجازی یا سایبر یا آنلاین پدید آمد و اتنوگرافی غیرمجازی، اتنوگرافی سنتی خوانده شد. در سال‌های اولیۀ پیدایش اینترنت، جهان آفلاین و آنلاین مجزا از هم و لذا اتنوگرافی مجازی و سنتی متفاوت از هم دانسته می‌شد، اما پژوهشگران اخیراً دیگر به این دوگانگی قائل نیستند. اکنون اینترنت در زندگی اجتماعی درونی شده است و فضای آنلاین و آفلاین به‌طور درهم‌پیوسته‌ای، جهان اجتماعی واحدی را می‌سازند، بنابراین برای فهم پیچیدگی‌های زندگی اجتماعی، اتنوگرافی سنتی لازم بود با گسترش تکنیک‌های خود، زندگی آنلاین را در میدان مطالعۀ خود درنظر گیرد. ورود اینترنت به اتنوگرافی برمبنای این واقعیت است که اینترنت محصولی فرهنگی است، تعاملاتی در آن صورت می‌گیرد و لذا می‌توان میدان‌هایی را روی آن انتخاب و با روش اتنوگرافی مطالعه کرد. برای انجام اتنوگرافی روی اینترنت معمولاً دو استراتژی روش‌شناختی با دو عنوان «اتنوگرافی مشاهده‌ای»[۱۵۹] و «اتنوگرافی اطلاع‌دهنده»[۱۶۰] به‌کار می‌رود. در استراتژی اول پژوهشگر از افراد فاصله می‌گیرد و نوشته‌های آن‌ها را مشاهده و تحلیل می‌کند و تم‌های اصلی‌شان را درمی‌آورد. این استراتژی در فروم‌های اینترنتی یا جاهایی مثل صفحه‌ها یا گروه‌های فیس‌بوکی به‌کار گرفته می‌شود. در استراتژی دوم پژوهشگر با افراد تعامل دارد و از تم‌های برآمده از روش اول برای شروع مصاحبه و بحث‌های متمرکز استفاده می‌کند. در اینجا افرادی برای مصاحبه انتخاب می‌شوند که بیشترین تعداد پست یا کامنت را داشته‌اند (ویلیامز[۱۶۱] و کوپس[۱۶۲]، ۲۰۰۵؛ هین[۱۶۳]، ۲۰۰۰؛ تورس[۱۶۴] و دیگران، ۲۰۱۰؛ وبستر[۱۶۵] و مارکوس دا سیلوا[۱۶۶]، ۲۰۱۳؛ بیکر[۱۶۷]، ۲۰۱۳؛ بنیتو- مونتاگوت[۱۶۸]، ۲۰۱۱؛ اسکروتن[۱۶۹]، ۲۰۱۲؛ جانسون[۱۷۰] و هامفری[۱۷۱]، ۲۰۱۱؛ بیولیو[۱۷۲]، ۲۰۰۷؛ هالت[۱۷۳] و باربر[۱۷۴]، ۲۰۱۴، اوانس[۱۷۵]، ۲۰۱۰).
در این پژوهش از هر دوی این استراتژی‌ها استفاده می‌کنیم. در ابتدا بحث‌های انتخاباتی افراد را در پروفایل‌ها یا صفحه‌های فیس‌بوکی انتخاب‌شده (با معیارهای ذکرشده در ۴.۳)، مشاهده و تحلیل می‌کنیم و تم‌های اصلی آن‌ها را استخراج می‌کنیم. استراتژی اول را به این دلیل به‌کار می‌بریم که اولاً بفهمیم به‌طور کلی فضای انتخاباتی در صفحه‌های فیس‌بوکی چگونه و کلیت بحث‌ها عموماً حول چه موضوعاتی بوده است و ثانیاً تحول یا عدم تحول گرایش انتخاباتی افراد خاصی را دنبال کنیم. این صفحه‌ها بخش اعظم حوزۀ عمومی فیس‌بوک را تشکیل می‌دهند و اگر حیات سیاسی فیس‌بوکی تأثیری بر فرد داشته باشد، یکی از منشأهای آن بحث‌های درگرفته در این صفحه‌ها است. تم‌هایی که از تحلیل بحث‌ها به‌دست می‌آوریم، سرنخ‌هایی به ما می‌دهند تا بتوانیم مصاحبه با آن افراد را در استراتژی دوم بهتر هدایت کنیم. افرادی را که می‌خواهیم با آن‌ها مصاحبه کنیم، در این مرحله و از بین همان‌هایی انتخاب می‌کنیم که در بحث‌ها شرکت کرده‌اند (با معیارهای ذکرشده در ۴.۳). در مرحلۀ دوم مصاحبه‌هایی عمیق را با این افراد ترتیب می‌دهیم. در اینجا به این دلیل از تکنیک مصاحبۀ عمیق[۱۷۶] استفاده می‌کنیم که هدف رسیدن به درکی است که خود افراد از حیات فیس‌بوکی‌شان در ایام انتخابات دارند.
از لحاظ ساختار، هر مصاحبه از چند بخش کلی یا چند دسته سؤال تشکیل می‌شود. در ابتدا و پیش از شروع، برای مشارکت‌کننده روند مصاحبه و نوع سؤال‌ها را توضیح می‌دهیم و از او می‌خواهیم اگر سؤالی دارد بپرسد. سؤال‌های مصاحبه با این سؤال که «چقدر فیس‌بوکی هستید؟» شروع می‌شود و از مشارکت‌کننده می‌خواهیم بگوید که معمولاً هرچندوقت یک‌بار فیس‌بوکش را چک می‌کند، چقدر از زمانش را در فیس‌بوک می‌گذراند و چه کارهایی را در فیس‌بوک انجام می‌دهد. سؤال محوری بخش بعدی این است که «چقدر پیگیر اخبار و تحلیل‌های سیاسی هستید؟». در این بخش از مشارکت‌کننده می‌پرسیم که به‌طور کلی چقدر ذهنش درگیر سیاست است و اینکه آیا روزانه اخبار را چک می‌کند یا خیر. سپس از مشارکت‌کننده می‌خواهیم منبعی را که معمولاً اخبار را از آن دریافت می‌کند، عنوان کند و توضیح دهد که در این میان فیس‌بوک چه سهمی را به خود اختصاص می‌دهد.
پس از پرسش‌های اولیه، با این سؤال که «از حال و هوای فیس‌بوک در روزهای انتخابات بگویید» مشارکت‌کننده را به فضای انتخابات می‌بریم و از او می‌خواهیم فضای فیس‌بوک در آن روزها را توصیف کند. در اینجا سعی می‌کنیم به‌تدریج مشارکت‌کننده را به توضیح دربارۀ مسئلۀ مورد پژوهش، یعنی تأثیر فضای فیس‌بوک بر شکل‌گیری رأی انتخاباتی فرد که منجر به رفتار ویژۀ رأی‌دهی او می‌شود، سوق دهیم. با احساس اقناع از صحبت‌های مشارکت‌کننده، پایان سؤال‌ها را اعلام می‌کنیم و از می‌خواهیم اگر توضیح دیگری دارد که به پیشبرد پژوهش کمک کند، اضافه کند. درنهایت از مشارکت‌کننده سن، میزان تحصیلات و این مورد را که او داخل یا خارج از کشور زندگی می‌کند، می‌پرسیم.
این مصاحبه‌ها از لحاظ تکنیک، به‌طور کلی ذیل دو نوع مصاحبۀ نیمه‌استاندارد و مصاحبۀ روایی (فلیک، ۱۳۸۸) یا ترکیبی از این دو جای می‌گیرند. به این معنی که برای مشارکت‌کننده توضیح می‌دهیم که در پاسخ به سؤال‌ها محدودیت چندانی در وقت و تعداد کلمات ندارد؛ در عین حال مراقبیم اگر توضیحات او فراتر از موضوع رفت، به‌نحوی صحبت او را قطع کنیم و مصاحبه را به روند مدنظرمان هدایت کنیم. در این میان گاه لازم می‌شود منظور روش‌شناختی خود را از طرح سؤال‌ها برای مشارکت‌کننده بیان کنیم.
همچنین مصاحبه‌ها خود برحسب تفاوت در نوع توضیح‌های مشارکت‌کننده با هم متفاوت‌اند. به این معنی که در ابتدای هر بخشِ مصاحبه، از مشارکت‌کننده یک سؤال باز و کلی می‌پرسیم. برخی از مشارکت‌کنندگان توضیح مکفی می‌دهند و گاه نیازی به سؤال‌های جزئی‌تر نیست. توضیح برخی دیگر گنگ یا خارج از بحث است و لذا نیازمند سؤال‌های بیشتری است. طی مصاحبه، حسب نیاز، از سؤال‌های مواجهه‌ای و سؤال‌های مأخوذ از ادبیات پژوهش استفاده می‌کنیم. در آن بخش از مصاحبه که می‌خواهیم مشارکت‌کننده را به فضای انتخابات ببریم، سعی می‌کنیم مصاحبه بیشتر فرم روایی بگیرد. این بخش با یک سؤال مولد روایت شروع می‌شود و حسب توضیحات مشارکت‌کننده سعی می‌کنیم با سؤال‌های بعدی در روایتی که او نقل می‌کند، بیشتر کندوکاو کنیم.
۳.۳. روش تجزیه و تحلیل داده‌ها
در پژوهش پیشِ‌رو برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش تحلیل تماتیک استفاده می‌شود. تم‌ها، معناهای الگودار و تکرارشونده درون مجموعه‌داده‌ها هستند و حرفی مهم در رابطه ‌با سؤال پژوهش می‌زنند. تحلیل تماتیک روشی است برای تشخیص، آنالیز و گزارش این تم‌ها. این روش فراتر از کلمه‌ها و عبات‌های واضح می‌رود و هم ایده‌های واضح و هم تلویحی درون داده‌ها را توصیف می‌کند. برای سازمان‌دهی داده‌ها در این روش از کدگذاری استفاده می‌شود و تحلیل شامل حرکت رفت‌وبرگشتی مداوم بین مجموعه‌داده‌ها، خلاصه‌های کدشده و تحلیل‌های تولیدشده است (اگوینالدو[۱۷۷]، ۲۰۱۲؛ راس[۱۷۸] و گرین[۱۷۹]، ۲۰۱۱؛ فلورش[۱۸۰] و دیگران، ۲۰۱۰؛ بران[۱۸۱] و کلارک[۱۸۲]، ۲۰۰۶(
۴.۳. زمان پژوهش و منابع داده‌ها
این پژوهش در پاییز ۱۳۹۳ و برمبنای اطلاعاتی از تعدادی صفحۀ فیس‌بوکی، ثبت‌شده در بهار ۱۳۹۲، یعنی هفته‌های پیش از انتخابات ریاست جمهوری، انجام می‌شود. نمونه‌گیری پژوهش در چهار سطح انتخاب پروفایل‌ها یا صفحه‌ها، انتخاب پست‌ها، انتخاب کامنت‌ها و انتخاب افراد انجام می‌شود و در هرسه، از نمونه‌گیری غیراحتمالی تعمدی استفاده می‌شود. درخود ذکر است که در این پژوهش به پروفایل‌ها یا صفحه‌های عمومی افراد مراجعه می‌کنیم، چراکه کاملاً باز هستند و دسترسی به همۀ اطلاعات آن و مربوط‌به هرزمانی، برای همه امکان‌پذیر است، درحالی‌که پروفایل‌های خصوصی افراد معمولاً فقط برای دوستان بازند و امکان دسترسی به آن‌ها برای همه وجود ندارد.
انتخاب پروفایل‌ها یا صفحه‌های عمومی: برای انتخاب صفحه‌هایی از میان انبوه صفحه‌های فیس‌بوکی موجود نیز چند معیار داریم. معیار اول تعداد دنبال‌کننده‌های صفحه است. صفحه‌های با تعداد دنبال‌کننده‌های چندهزارنفر ارجحیت دارند، چراکه در این صفحه‌ها امکان یافتن بحث‌ها و افراد برای بررسی بیشتر است. معیار دوم وجود بحث‌های انتخاباتی بین دنبال‌کننده‌های صفحه در قسمت کامنت‌های گذاشته‌شده است، چراکه هدف بررسی بحث‌های انتخاباتی و سپس مصاحبه با افرادی است که در این بحث‌ها شرکت داشته‌اند و بحث در قسمت کامنت‌های مربوط به هر پست صورت می‌گیرد. معیار سوم تنوع پروفایل‌ها یا صفحه‌ها به لحاظ خط مشی سیاسی است، چراکه هر پروفایل یا صفحه‌ای قاعدتاً به روند فکری سیاسی خاصی نزدیک است، بنابراین ممکن است بیشتر دنبال‌کننده‌های آن را افراد موافق آن خط‌مشی تشکیل دهند و لذا بحث‌ها تنوع چندانی نداشته باشد.
انتخاب پست‌ها: معیار، انتخاب پست‌های مرتبط با اتفاقات انتخاباتی است، به‌ویژه آن‌هایی که حساسیت بیشتری را برانگیخته‌اند و بحث‌های بیشتری پای آن‌ها شکل گرفته است.
انتخاب کامنت‌ها: در انتخاب کامنت‌های پست انتخاب‌شده معیار اول قاعدتاً مرتبط‌بودن آن کامنت به موضوع انتخابات است. در اینجا سعی می‌شود همۀ کامنت‌های مرتبط بررسی شود تا در استخراج تم‌ها، کمترین خطای ممکن را داشته باشیم. معیار دوم، انتخاب کامنت‌هایی است که مستقیم یا غیرمستقیم در پاسخ به پست یا کامنت فرد دیگری گذاشته شده و بدین‌ترتیب بحثی درگرفته است.
انتخاب افراد: در انتخاب افراد برای مصاحبه هم معیار، افرادی است که با گرایش‌های انتخاباتی متفاوت در بحث‌ها شرکت کرده‌اند و دیدگاهشان را اعلام کرده‌اند یا سعی کرده‌اند دیگران را به پیروی از دیدگاه خود تشویق کنند. همچنین برای رسیدن به نتیجه‌ای با خطای کمتر، تلاشمان بر این است افرادی را انتخاب کنیم که به‌نظر با هویت واقعی و نه ساختگی در فیس‌بوک حضور دارند.
۵.۳. وثوق داده‌ها

نظر دهید »
دانلود پروژه های پژوهشی با موضوع تبیین وتحلیل رویکردتفکر انتقادی ...
ارسال شده در 17 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

پرهیز از تلقین، احترام به نظرگاه های کودکان و اعتماد به آنان از جمله ملاحظات ارزشی است که لیپمن در برنامه خود به آن تأکید دارد(لیپمن،۱۹۹۰)
پریچارد در این زمینه معتقد است: « چنین برنامه هایی به دانش آموزان کمک می کند تا به ارزش های مورد نظر خود آگاه تر شوند. بنابراین پیام زیرساختی برای کسانی که ارزش های خود را پذیرفته و مشتاقانه از آن طرفداری میکنند، نسبیت آن ارزشها است.» (پریچارد،۱۹۹۲: ۲۹). وی همچنین معتقد است که الگوی «اجتماع پژوهشی» که در برنامه فلسفه برای کودکان وجود دارد سرانجام به نسبیت گرایی خواهد انجامید. زیرا هر یک از کودکان دارای نظرگاه ها و محورهای ارزشی جداگانه و متفاوتی از یکدیگر هستند (همان ). هاینز نیز به وجود نسبیت گرایی در برنامه لیپمن اشاره می کند و دلیل آن را عدم استفاده از آزمون و نبود هنجارهای هدایت کننده، وجود سؤالات باز در کتاب های راهنما معرفی میکند. ( هاینز، ترجمه باقری، ۱۳۷۵:۲۷۰ ) از نظر موریس؛ دموکراسی، آزادی، تحمل عقاید دیگران، تفکرغمخوارانه، مسئولیت پذیری در اجتماع و احترام متقابل در گفتگوها، مؤلفه های ارزش شناختی این برنامه به حساب می آیند(موریس،۲۰۰۸: ۶۷۱). بدین سان در برنامه فلسفه برای کودکان، ارزش ها به میزان زیادی فردی اند و در نهایت در قالب ارزش های اجتماعی مورد توافق قابل شناسایی اند. در این برنامه ارزش ها چه فردی باشند و چه اجتماعی میتوانند دستخوش تغییر قرار گرفته و ثابت باقی نخواهند ماند. از این رو نسبیت در ارزشها و اصالت قرارداد در اخلاق می تواند به عنوان مبانی ارزش شناختی این برنامه شناسایی شود. نقاط قوت ارزش شناختی در این برنامه در ملاحظات اخلاقی هنگام بحث و گفت و گوی فلسفی کودکان، توجه به آرا و نظرات دیگران، و یادگیری آداب تعامل اجتماعی قابل ذکر است (ستاری، ۱۳۹۱). درفصل سوم به نقد مبانی لیپمن در حوزه تفکر انتقادی خواهیم پرداخت.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

۲-۱-۳-۲- مبانی روان شناختی
تفکر انتقادی، ریشه و بنیان نیرومندی در روان شناسی شناختی دارد. روان شناسی گشتالت یکی از نخستین نظریات شناختی است که با تکیه بر تمایل درونی افراد برای سازمان دهی اطلاعات و کل نگری، یک رویکرد انتقادی به مسألۀ شناخت ارائه داد (مامد_ نویز و فرناندز، ۲۰۱۱، به نقل از نیستانی ،۱۳۹۲) در واقع، یکی از مهم ترین خدمات روان شناسی گشتالت، دوری از رویکردهای ذره نگر و خردنگر رفتارگرایی بوده است. روان شناسان گشتالت بر این عقیده بودند که مغز به طور خودکار، تجربه را تغییر و سازمان دمی دهد و به آن کیفیت هایی می افزاید که در تجربۀ حسی وجود ندارد. ماکس ورتایمر، در سال ۱۹۱۲ با طرح نظریۀ گشتالت به این نکته اشاره نمود که آدمی نخست به درک کل یک پدیده دست می یابد نه به تک تک اجزاء آن. از دیدگاه پیروان روان شناسی گشتالت، ذهن انسان، قابل تجزیه نیست و کل همواره چیزی بیش از اجزاء تشکیل دهندۀ آن است. در نتیجه، تغییر در هر بخشی از کل باید به منزلۀ تغییر در کل واقعیت قلمداد شود. بنابراین روان شناسی گشتالت تلاش می کند تا به ادراک ساده و به تجربه های بی واسطه باز گردد. از دیدگاه ورتایمر، ادراک به چهارگونه تقسیم می شود: مشابهت، مجاورت، بستن یا تکمیل و پیوستگی.
مشابهت به این معناست که انسان ها، پدیده های هستی را نه بر اساس تفاوت ها، بلکه بر مبنای ویژگی های مشابه، گروهبندی می کنند. اصل مجاورت بیانگر آن است که آدمی پدیده ها را بر اساس نزدیکی مکانی آنها با یکدیگر گروهبندی می کنند نه بر اساس فاصله. بستن یا تکمیل بیانگر آن است که انسان ها علاقه مند هستند تا پدیده های ناقص را به طور کامل شده ادراک کنند و به جای اجزاء ناقص، یک کل بی نقص را ببینند. و در نهایت، اصل پیوستگی بر این واقعیت دلالت دارد که آدمی در اغلب موارد، پدیده ها را بر اساس الگوی کلی، درک می کنند. از این رو، برای گشتالتی ها، کسب شناخت، پدیده ای ادراکی است. ارگانیسم، نخست دربارۀ همۀ اجزای لازم برای حل مسأله فکر می کند و آنها را به طور شناختی کنار هم می گذارد. ابتدا به یک طریق و بعد به طریق دیگر، تا اینکه به راه حل مسأله می رسد.
اندیشۀ کل نگرانه به معرفت آدمی را باید یکی از یافته های اساسی روان شناسی در حوزۀ معرفت شناسی و تفکر انتقادی دانست. بسیاری از تهدیدها و بحران هایی که بشر امروز با آن روبه رو است، ناشی از عادت های جزء نگرانه در تفکر انسان است. در حقیقت، منشاء تمامی بحران های بشری در نحوۀ اندیشیدن و تفکر آدمی است که پاره پاره شده است.
نظریه های مهم شناختی دیگر در حوزۀ روان شناسی، نظریۀ رشد شناختی پیاژه و منطقه مجاورت رشد ویگوتسکی است که تأثیر شایانی در شکل گیری دیدگاه های موجود در تفکر انتقادی داشته اند که در ادامه به تبیین آنها می پردازیم(نیستانی و امام وردی،۱۳۹۲،ص:۶۸)
۲-۱-۳-۲-۱- دیدگاه شناختی ژان پیاژه
پیاژه پا برجاترین نظریۀ رشد شناختی را ارائه داده است. وی در نظریۀ خود بیان می کند که نوع انسان با گذر از چهار مرحله، مسیر رشد شناختی خود را می گذراند: مرحلۀ حسی - حرکتی، مرحلۀ پیش عملیاتی، مرحلۀ عملیات محسوس و مرحلۀ عملیات صوری.
در مرحلۀ حسی – حرکتی، رفتار فرد، غیر ارادی و هدف گرا است. کودکان در حدود هفت ماهگی به مهارت پایداری شی دست می یابند. این مهارت ذهنی، توانایی کودکان در درک این مطلب است که با وجود این که اشیای مختلف را در محیط خود نمی توانند ببینند، ولی از حضور آنها مطمئن هستند. در پایان این دوره، توانایی های سمبولیک (زبان) رشد می کند.
در مرحلۀ پیش عملیاتی، فرد مهارت تصویرسازی را می آموزد و قادر است تا از سمبل ها برای اشاره به مطلب خاصی استفاده کند. در این مرحله، زبان و خیال پردازی رشد می کند. با این حال، تفکر فرد در این دوره مبتنی بر خود محوری است و کودک دنیا را فقط از جانب خود می بیند.
کودک در مرحلۀ عملیات محسوس، مهارت های مختلف همچون اعداد، طول، مایع، حجم و وزن را به دست می آورد و تفکر وابسته به خود از بین می رود. در این مرحله، شخص می تواند مسایل عینی را درک کند، ولی قادر به تفکر در مورد مسایل انتزاعی و ذهنی نیست.
در مرحلۀ عملیات صوری(جوانی و بزرگسالی)؛ فرد توانایی تفکر در مورد مسایل انتزاعی را پیدا میکند؛ یعنی قادر است منطقی و نظام مند فکر کند. علاوه بر این در این مرحله، شخص می تواند به تصویر سازی احتمالات و امکانات مختلف بپردازد.
نظریۀ رشد شناختی پیاژه نشان می دهد که توانایی های شناختی کودکان همره با بلوغ آنها رشد می کند. همچنین این نظریه آشکار می کند که چرا کودکان قبل از ورود به دورۀ راهنمایی در درک مفاهیم انتزاعی دچار مشکل هستند. همسو با نظریۀ رشد مراحل شناختی پیاژه، نتایج برخی پژوهش ها نشان می دهد که نمرات آزمون تفکر انتقادی کودکان سن بالا به طور معنی داری بالاتر از نمرات آزمون کودکان سن پایین هم در سطح دبستان و هم دبیرستان است (یه، هیش و یه ۲۰۰۰،همان)
با این همه کم نیستند پژوهش هایی که نشان می دهند که نظریۀ شناختی پیاژه، توانایی ها و ظرفیت های کودکان را دست کم گرفته است. اگر چه تصور پیاژه از رشد در کل درست به نظر می رسد، با این حال شواهدی وجود دارد که بیانگر آن است که توانایی های ذهنی کودکان آن گونه که پیاژه تصور می کرد، محدود نیستند. چه بسا ممکن است که کودکان خردسال از اصل نگهداری شی یا بقای شی، درک اساسی داشته باشند و کودکان پیش دبستانی نیز بتوانند مهارت هایی را در رابطه با نگهداری عدد بروز دهند که نظریۀ پیاژه به کودکان با سن بیشتر نسبت داده می شود ( هرگنهان و السون، ۱۳۷۷: ۶۳۸)
یافته های تحقیق سودیان و همکاران(۱۹۹۱) نیز نشان داد که کودکان کلاس اول و دوم می توانند فرضیه ها را از مدارک و شواهد تمیز دهند. این کودکان همچنین می دانند که چگونه فرضیه های خود را مورد آزمون قرار دهند. این تحقیق نشان می دهد که کودکان کم سن و سال ظرفیت و توانایی به دست آوردن برخی از عناصر مهم تفکر انتقادی، نظیر فرضیه ها و شواهد را دارند.
به علاوۀ، نظریۀ مراحل شناختی پیاژه، که بر تغییر پدیده های رشد شناختی در کودکی تمرکز دارد، دارای محدودیت هایی است. این نظریه، شواهد کافی برای درک کامل این که چقدر بلوغ بر رشد شناختی نوجوان و بزرگسال تأثیر می گذارد در اختیار ما قرار نمی دهد. در یک پژوهش مقطعی ( پروفتو – مک گریس، ۱۹۹۹،همان)، ۲۲۸ نفر از دانشجویان دانشکده پرستاری را در ۴ گروه سنی متفاوت تقسیم کردند. نتیجه نشان داد که این چهار گروه تفاوت معنی داری در نمرات آزمون مهارت های تفکر انتقادی کالیفرنیا ندارند. پژوهش های بالا نشان می دهند که تفکر انتقادی به طور خودکار همراه با بلوغ رشد نمی کند.
در بررسی براون (۱۹۹۷) معلمان از سرمشق دهی، مشاوره تخصصی و تعامل متقابل به عنوان مداخله هایی برای آموزش مهارت هایی برای دانش آموزان کلاس دوم استفاده کردند. برای ارزیابی پیامدهای یادگیری از دانش آموزان خواسته شد تا طرح یک حیوان خیالی را کامل کنند. در این تکلیف، دانش آموزان باید پیوندهای مرتبط و منسجم مانند جیرۀ غذایی را تهیه می کردند. نتایج نشان داد که عملکرد دانش آموزان کلاس دوم به واسطۀ آموزش جفتی اندیشیدن، مشارکت و سرمشق گیری به خوبی دانش آموزان کلاس ششم بود(نیستانی و امام وردی، ۱۳۹۲،ص:۷۱)
از جمله نظریه های برجستۀ دیگر که دیدگاه معرفت شناسی پیاژه را مورد نقادی قرار می دهد، اندیشه های شناختی ویگوتسکی، روان شناس معروف روس است که در ادامه به تبیین نظریۀ او می پردازیم.
۲-۱-۳-۲-۲- دیدگاه ویگوتسکی
ویگوتسکی، روانشناس روسی، به جای تکیه بر عوامل بیولوژیکی بر تحول شناختی کسب معرفت، در نظریۀ خود به اهمیت بافت اجتماعی ـ فرهنگی در یادگیری و چگونگی تأثیر بافت بر آن تاکید می کند. ویگوتسکی بر این باور است که فهم ما از جهان، وابسته به فرهنگ، تاریخ و تجارب زندگی ما است و نمی توان تفکر اندیشیدن را امری صرفاً درونی و خارج از بستر فرهنگی و اجتماعی دانست. در واقع، نظریۀ او بر تعامل اجتماعی، عوامل فرهنگی، تاریخی و عوامل فردی بر رشد توجه دارد. از دیدگاه ویگوتسکی همۀ مسائل وابسته به افراد، تجربه و سابقۀ پیشین، مهارت ها و علایق در کنار روش ها و فعالیت هایی که مشوق انگیزۀ بالا هستند، بر یادگیری شخص تأثیر می گذارند. بنابراین در نظریۀ تحول شناختی ویگوتسکی، کنش متقابل میان یادگیرنده و محیط اجتماعی، اهمیت بسزایی دارد.
ویگوتسکی جنبه های فرهنگی، تاریخی و اجتماعی را در رشد شناختی بسیار با اهمیت می داند. او در توضیح عوامل سه گانۀ بالا، کارکردهای ذهن را به دو دستۀ زیر تقسیم می کند: کارکردهای نخستین و عالی ذهن. کارکردهای نخستین به توانایی های طبیعی و نا آموختۀ انسان مانند توجه کردن، حس کردن، و ادراک کردن اشاره می کند. در جریان رشد یا تحول، این کارکردهای نخستین ذهن به تدریج به کارکردهای عالی ذهنی، یعنی حل مسأله و تفکر، تغییر می یابند. تغییر از کارکردهای نخستین به کارکردهای عالی ذهنی عمدتاً از راه تاثیر فرهنگ و در زمینۀ تاریخی ـ اجتماعی میسر است (سیف، ۱۳۸۴: ۲۱۷).
با این حال باید توجه داشت که کارکردهای عالی ذهن، بر اثر تداوم مستقیم کارکرد مقدّماتی متناظر تحوّل نمی یابد، بلکه نوع جدیدی از ساخت روان شناختی را پدید می آورد. از دیدگاه ویگوتسکی، اجزای روانشناختی فعالیت هایی مانند نقّاشی کردن، شمردن و نوشتن که به عنوان مشتقّاتی از هوش یا تخیّل به حساب می آمدند، باید به طور کامل به عنوان کارکردهای عالی ذهنی تلقّی شوند. فرایندهای عالی ذهنی، تابعی از فعالیت معنی دار اجتماعی به شمار می روند، و نه ادامۀ سادۀ فرایند طبیعی که ریشه در زیست شناسی انسان دارد. کارکرد عالی ذهن از طریق فعالیت به وجود می آید و عینیّت یافتۀ عمل است. بدین ترتیب، فرمول خردگرایانۀ سنتی یعنی از فکر تا عمل برعکس می شود و به صورت از عمل تا فکر در می آید (کوزولین،۱۹۹۹: ۱۵۲ـ۱۵۳، به نقل از نیستانی،۱۳۹۲).
بنابراین از دیدگاه ویگوتسکی، کارکردهای عالی ذهن از طریق فعالیت های معنی دار اجتماعی به وجود می آید و عینیت می یابد. رشد و تحول، نتیجۀ انگاره هایی از پیش آماده نیست، بلکه شکل گیری آن در جریان فعالیت معنی دار اجتماعی، اتفاق می افتد. از این نظر، ویگوتسکی نیز بر این باور بود که تحول شناختی و شکل گیری تفکر در آدمی، در بستر محیط اجتماعی فرد تحقق می پذیرد.
از دیدگاه ویگوتسکی گفتار شخص از تفکر خویش، نمی تواند خارج از تعامل اجتماعی او باشد. گفتار درونی و اندیشیدن در شخص فقط زمانی وجود خواهد داشت که گفت و گو و مواجهه ای اجتماعی در کار باشد. او معتقد بود که پدیدۀ شناخت، از تجارب اجتماعی انسان سرچشمه می گیرد؛ تجاربی که در ابزار، نمادها، اشیاء و زبان فرهنگی و تاریخی بشر، تبلور یافته است. بنابراین رشد کارکردهای عالی ذهن در آدمی نه از طریق فعالیت های و کنش های درونی ذهن، بلکه به یاری کنش های فرهنگی و اجتماعی محقق می گردد. به عبارت روشن تر، شناخت آدمی در متن زندگی و واقعیت های جامعه شکل می گیرد، نه در آزمایشگاه ها و در محیطی دور افتاده از واقعیت های عینی.
ویگوتسکی معتقد است که هر کار کردی در رشد فرهنگی کودک دو بار و یا در دو سطح ظاهر می شود، ابتدا در سطح اجتماعی و بعد در سطح روان شناختی، ابتدا بین دو فرد و به عنوان یک مقولۀ بین فردی و بعد در درون کودک به عنوان یک مقولۀ درون فردی.
در اینجا عنصر اساسی در شکل گیری کارکرد عالی ذهن، فرایند درونی سازی است، چیزی که ابتدا به عنوان میانجی نشانه ای خارجی یا ارتباط بین فردی ظاهر می شود. بعد به فرایند روان شناختی درونی تبدیل می شود: هر کارکرد عالی ذهن در جریان رشد و تکامل خود، ضرورتاً از مرحله بیرونی عبور می کند، چون در اصل کار کردی اجتماعی است (همان : ۱۵۱ـ۱۵۵).
از این لحاظ می توان گفت که ویگوتسکی با ارائه نظریۀ شناختی خویش توانست به دوگانگی موجود درحوزۀ معرفت شناسی که عرصۀ شناخت و آگاهی را از عرصۀ فرهنگی و اجتماع از یکدیگر جدا می ساخت، به یگانگی و وحدت برساند. می توان نظریۀ ویگوتسکی را در باب تفکر، پیوند میان فعالیت های عالی ذهن و زمینه های اجتماعی و تاریخی اندیشه دانست. در واقع، ویگوتسکی تاکید می کند که هیچ تفکر، تحلیل، داوری و اندیشه ای بدون توجه به بافت تاریخی ـ اجتماعی، شکل نمی گیرد.
ویگوتسکی برای تشریح نظریۀ شناختی خویش از مفهوم «منطقه مجاورت رشدی» استفاده کرده و آن را چنین تعریف می کند: تفاوت بین سطح فعلی رشد (که به وسیلۀ حل مسایل مستقل مشخص می شود) و سطح بالقوۀ رشد (که از طریق حل مسایل در شرایط راهنمایی بزرگسالان یا با همکاری با افراد مستعدی که دارای توانایی بالا هستند مشخص می شود). از دیدگاه ویگوتسکی، فرایند اجتماعی که در آن یادگیری روی می دهد، نوعی ارتباط خلق می کند که باعث گسترش منطقۀ مجاورت رشدی می شود. در حقیقت، آنچه که فرد به تنهایی قادر به انجام آن نیست با مربیان و همکاران لایق تر می تواند به آن دست یابد. در این فرایند، همواره ارتباط مداومی بین فرایندهای اجتماعی و ساختار شناختی افراد وجود دارد(نیستانی و امام وردی،۱۳۹۲، ص:۷۴).
مفاهیم یاد شده و اصول مورد نظر ویگوتسکی، امروزه با تأکید بر ابعاد متفاوت الگوهای گوناگونی از آموزش مبتنی بر مشارکت و گفتگو را موجب شده است؛ مانند الگوی آموزش سکّوسازی برونر (۱۹۸۷) که با بهره گرفتن از مشارکت فرد ماهر، پرسش ها و نشانه های میانجی، ارتقاء فرد به سطح بالاتر را تسهیل نموده و به تدریج مسؤلیت بیشتری را به فرد واگذار می کند. الگو هایی دیگر از این قبیل نیز مانند: آموزش هم شاگردی، خودآموزی شناختی، اکتشافی هدایت شده، یادگیری مشارکتی و… همگی با تکیه بر تعامل در بافت اجتماعی و فرایندهای میانجی چون گفتگو بر نقش سازنده یادگیرنده تأکید نموده و معلمان را به عنوان جزیی فعال در مشارکت اجتماعی، سامان دهنده فرایند دیالکتیک و تسهیل گر تحول فرد به سطحی بالاتر قلمداد می نماید(حاج حسینی و مهران، ۱۳۹۰)
لذا بر خلاف دیدگاه معرفت شناسی پیاژه که گمان می برد، مرحله ای از رشد شناختی که شخص در آن قرار دارد، تعیین کننده ماهیت یادگیری اوست و نمی توان از طریق آموزش، فراتر از رشد شناختی پیش رفت، ویگوتسکی معتقد بود که فرد به کمک مربیان] و در بافت اجتماعی [ می تواند فراتر از مرحلۀ رشد شناختی پیش رود و به شناخت بالاتری دست یابد. درحقیقت او در نظریۀ خود با تاکید بر نقش واسطۀ اجتماعی در حوزۀ تفکر انتقادی، به تاثیر فرهنگ و تعاملات اجتماعی در شکل گیری تفکر تاکید می ورزید. (نیستانی و امام وردی، ۱۳۹۲:ص۷۵)
۲-۱-۴- مؤلفه ها، ویژگی ها و رویکردها
۲-۱-۴-۱- مؤلفه های تفکر انتقادی
برخی پژوهشگران، تفکر انتقادی را مفهومی محدود در نظر می گیرند. آنها بر این عقیده اند که تفکر انتقادی فقط فهرستی از توانایی ها و مهارت های خاص یا صرفاً مجموعه ای از نگرش هاست. از این نقطه نظر، تفکر انتقادی یا به عنوان مجموعه ای از مهارت ها و توانایی ها در نظر گرفته می شود که اندیشنده باید کسب کند و یا به عنوان مجموعه ای از تمایلات در نظر گرفته می شود که منجر به توسعۀ تفکر در شخص می گردد. با وجود این، بیشتر پژوهشگران مفهوم تفکر انتقادی را ترکیبی از مهارت ها و تمایلات می دانند. واتسون و گلاسر جزو نخستین کسانی هستند که تفکر انتقادی را ترکیبی از تمایلات و مهارت ها دانستند. از دیدگاه گلاسر (همان،ص:۹۱)در تفکر انتقادی، سه عنصر اساسی وجود دارد:
تمایل به بررسی مسایل و موضوع ها در یک چشم انداز فکورانه که در دامنۀ تجارب شخص رخ می دهد.
دانش روش های بررسی منطقی و استدلال
مهارت در به کار گیری این روش ها
نتایج مطالعۀ انجمن فلسفۀ آمریکا نیز که به روش دلفی به منظور رسیدن به یک اجماع نظر در مفهوم تفکر انتقادی صورت گرفته بود، به دو مؤلفه تفکر انتقادی اشاره می کند. نتایج این بررسی نشان می دهد که تفکر انتقادی را باید در دو بُعد مد نظر قرار داد: بُعد توانایی های شناختی و بُعد عاطفی یا تمایلی (فاشین و فاشین، ۱۹۹۴، همان) . بر اساس یافته های این پژوهش، در فرایند تفکر انتقادی، فرد مجموعه ای از مهارت های شناختی نظیر تجزیه و تحلیل، تعبیر و تفسیر، استنباط، تبیین، ارزیابی و خودگردانی را به کار می گیرد.در ذیل به توضیح مختصری از این مهارت ها می پردازیم:

 

    1. تفسیر :درک و بیان معنی یا اهمیت انبوهی از بیانات، موقعیتها، اطلاعات، وقایع، قضاوتها، قراردادها، گمانها، قوانین، رویه ها و معیار به کار می رود که شامل خرده مهارت های طبقه بندی، رمز گشایی امور و معنی کردن دقیق است.

 

    1. تحلیل : مشخص کردن روابط استنباطی واقعی قصد شده و میان گفته ها سؤالات مفهوم ها، توصیفات یا شکل های دیگر برای اظهار گمان، قضاوت، تجارب، دلایل، اطلاعات یا عقاید است.

 

    1. ارزشیابی : تعیین و برآورد اعتبار و صحت گفته ها یا دیگر اشکال بیانی که نشانگر درک و فهم، تجربه، موقعیت باور و اعتقاد شخص بوده و نیز به تعیین و برآورد رابطه منطقی بین گفته ها، توضیحات سؤالات و دیگر گونه های کلامی تأکید دارد.

 

    1. استنباط ::تشخیص عناصر و شواهد مطمئن برای نتیجه گیری است. خرده مهارتهای آن شامل پرسش از وقایع، حدس متناوب و ترسیم نتایج است.

 

    1. توضیح : توانایی بیان این که چگونه به یک قضاوت دست می یابیم و توانایی برای ارائه یک راه متقاعد کننده نتایجی از تفکر فردی است. خرده مهارت های آن شامل متدها و قوانین، روش های توجیهی، هدف داشتن با دلایل خوب و بیانیه های مفهومی از وقایع یا دیدگاه ها و ارائه کامل و خوب مدلل شده از بحث ها برای بیان بهترین فهم ممکن است.

 

    1. خود تنظیمی : عقاید قبلی خود را گسترش داده و اصلاح کنند. به عبارتی تجدید نظر و دوباره شکل بندی کردن، گام برداشتن به عقب و بررسی چگونگی فرایند انجام کار است. خرده مهارت های آن شامل ارزشیابی و تصحیح کردن خود می شود(فاشین و فاشین،۲۰۰۶ ، به نقل از علی پور،۱۳۹۲)

 

همچنین در این فرایند، هفت تمایل شناسایی شده است: ۱. بی تعصبی ۲. تحلیلی بودن ۳. حقیقت جویی ۴. بلوغ ۵. نظام مند بودن فکر ۶. کنجکاوی ۷. اعتماد به نفس.
تبیین مؤلفه های تفکر انتقادی در دو بُعد مهارت ها و تمایلات به وسیلۀ پژوهشگران دیگری همچون بایلین، کیس، کامبز و دانیالز (۱۹۹۹) مورد تاکید واقع شده است. همچنین در یک بررسی که به وسیلۀ جانسون در مورد تعاریف پائول (۱۹۸۹) انیس (۱۹۸۷، ۱۹۸۹) مک پک (۱۹۸۱)، سیگل (۱۹۸۹) و لیپمن (۱۹۸۸) به انجام رسیده، به خوبی نشان می دهد که در سه مورد، تمامی تعاریف شبیه هم هستند:
تفکر انتقادی نیازمند مهارت های شناختی زیادی است.
همۀ تعاریف به ضرورت دانش و اطلاعات اذعان دارند.
همۀ تعاریف شامل یک تمایل یا بُعد عاطفی هستند. ( همان )
۲-۱-۴-۲- ضرورت توجه به هر دو مؤلفۀ تفکر انتقادی

نظر دهید »
پایان نامه با فرمت word : منابع کارشناسی ارشد با موضوع بررسی تاثیر تماشای تلویزیون ماهواره‌ای ...
ارسال شده در 17 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

- بین متغیرهای زمینه ای(سن، جنس، تاهل، طبقه اجتماعی- اقتصادی ) زنان و میزان پایبندی آنان به هویت فرهنگی رابطه وجود دارد.
فصل سوم: روش شناسی
۳ـ۱ـ مقدمه:
ورود به مرحله تجربی پژوهش، به امکانات، ابزارها و روشهایی نیاز دارد که باید پیش از آغاز بررسی تجربی، اندیشیده شود. بدیهی است که عواملی چون موضوع، امکانات و اهداف تحقیق درگزینش ابزارهای اندازه گیری، شیوه های گردآوری اطلاعات و به طورخلاصه، روش تحقیق سهم عمده‌ای دارند و در هر پژوهش به ناچار باید شیوه‌های خاصی برای بررسی تجربی واقعیت برگزیده و ابزارهای اندازه گیری معینی مدد گرفته وآزمونهای خاصی به کارگرفته شود.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

در‌این فصل که به روش شناسی تحقیق اختصاص دارد، ابتدا به تعریف مفهومی‌و عملیاتی متغیرهای تحقیق پرداخته می‌شود سپس روش تحقیق و تکنیک جمع آوری داده‌ها، جامعه آماری، روش برآورد حجم نمونه و شیوه نمونه گیری بیان می شوند. سپس ابزار جمع آوری اطلاعات معرفی شده و سنجش اعتبار و روایی بررسی می شود. همچنین در‌این فصل نحوه تجزیه و تحلیل داده ها توضیح داده خواهد شد.
۳-۲- تعریف مفاهیم
در این بخش مفاهیم اصلی که در فرضیه های تحقیق آمده و می بایست سنجیده شوند بصورت نظری و عملیاتی تعریف می شوند. این مفاهیم شامل متغیرهای مستقل و متغیر وابسته می شوند که در ذیل به تعریف آنها پرداخته شده است:
۳-۲-۱- متغیرهای مستقل
۳-۲-۱-۱- پایگاه اجتماعی – اقتصادی
الف-تعریف مفهومی:
پایگاه اجتماعی – اقتصادی به تعبیری عبارت است از میزان دست یابی به منابع ارزشمندی مانند قدرت، مالکیت، ثروت، احترام، منزلت و غیره. بسیاری از جامعه شناسان تحت تاثیر ماکس وبر، موقعیت اجتماعی یک شخص را اکنون برحسب پایگاه اقتصادی-اجتماعی(ses) وی یعنی مجموعه ­ای از عوامل مانند درآمد، نوع شغل، سالهای تحصیل و گاه مسکن ارزیابی می کنند (رابرتسون، ۱۳۷۲: ۲۱۴).
ب- تعریف عملیاتی:
مقیاس های زیادی برای سنجش این متغیر ایجاد شده است، پرکاربردترین این مقیاس ها شاخص اجتماعی- اقتصادی دانکن است که عموماً در اکثر پیمایش های بزرگ از آن استفاده می شود. این مقیاس درآمد، تحصیلات و وجهه شغلی را به حساب می آورد(میلر،۱۳۸۰: ۳۸۴) برای رتبه بندی مشاغل از شاخص(HI) هولینگ شید[۱۳۱] استاندارد استفاده شده است. بنابراین سنجه های این متغیر عبارت اند از: میزان تحصیلات، شغل فرد و سرپرست خانوار و میزان درآمد و هزینه ماهیانه خانواده.
۳-۲-۱-۲- برخورداری از ماهواره
الف - تعریف نظری
به دسترسی پاسخگو به تلویزیون های ماهواره ای گفته می شود.
ب - تعریف عملیاتی
در این پژوهش، میزان دسترسی پاسخگویان به تلویزیون های ماهواره ای به پنج طبقه زیر تقسیم می شود:۱- اصلاً، ۲- گاهی اوقات، ۳- تا حدودی، ۴- اکثر اوقات، ۵- همیشه. که برای تعیین برخورداری آن را به یک متغیر دو شقی برخوردار و غیر برخوردار تبدیل می کنیم

 

متغیر گویه دامنه پاسخ سطح سنجش
برخورداری چقدر برنامه ­های شبکه ­های ماهواره­ای را تماشا می­کنم ۱( اصلاً)، ۲(گاهی اوقات)، ۳(تا حدودی)، ۴(اکثر اوقات)، ۵( همیشه) ترتیبی

۳-۲-۱-۳- میزان استفاده (مواجهه) از تلویزیون های ماهواره ای
الف - تعریف نظری
عبارت است از مدت زمانی است که پاسخگو به تلویزیون های ماهواره ای دسترسی دارد و از آن استفاده می کند.
ب - تعریف عملیاتی
در این پژوهش، مدت زمان دسترسی و استفاده پاسخگویان به تلویزیون های ماهواره ای رد کل و در شبانه روز طی سه سوال سنجیده می شود؟ که میزان استفاده را در طولانی مدت، کوتاه مدت و بصورت کلی اندازه می گیرد

 

متغیر گویه دامنه پاسخ سطح سنجش
نظر دهید »
منابع کارشناسی ارشد با موضوع فرهنگ بسامدی صورخیال در دیوان فرخی ...
ارسال شده در 17 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع
  •  با واژه‌ی رامش ۱ تشخیص ساخته شده است:

 

*دست رامش؛ تشخیص(اضافه‌ی استعاری):
دست رامش به من شده است قوی
کار شادی به من گرفته است قوام(۴۵۵۶)
ران

 

  • با واژه‌ی ران ۱ تمثیل ساخته شده است:

 

*ران گور خورد آن کس که رود در پی شیر؛ تمثیل برای مصراع دوم:

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

ران گور خورد آن کس که رود در پی شیر
درگه شاه پی شیرست آنگه درگاه(۷۰۷۲)
راه

 

  • با واژه‌ی راه ۳ تصویر شامل ۲ کنایه و ۱ صفت هنری ساخته شده است:

 

*راه به چیزی بردن؛ کنایه از پی بردن، دریافت کردن و رسیدن:
کسی که ره برد اندر حدیث‌های بزرگ
در این حدیث مر او را سخن بود بسیار(۲۲۱۹)
*راه به ده داشتن؛ کنایه از صورت معقولیت داشتن کاری یا سخنی، به مقصود رسیدن نتیجه گرفتن(قس. به ده در داشتن):
نه غریب است این از نعمت آن بار خدای
این سخن راهنمون است و به ده دارد راه(۷۲۷۵)
*ره بر؛ صفت هنری آن چه که راه را می برد و کنایه از پی برنده(دهخدا، ۱۳۹۰: راه):
زلزله در زمین فتاد و خروش
از تکاپوی آن که ره بر(۲۴۴۳)
رای

 

  • با واژه‌ی رای ۵ تصویر به صورت تشبیه ساخته شده است:

 

*رای و دولت نیک اختران؛ مشبهٌ‌به رای ممدوح(مسعود بن محمودغزنوی( از جهت متین بودن:
عزمش چو عزم و حجت پیغمبر درست
رایش چو رای و دولت نیک اختران متین(۶۷۹۷)
*رای عاشقان، مشبهٌ‌به ابر از جهت متغیر بودن:
برآمد پیل گون ابری ز روی نیلگون دریا
چو رای عاشقان گردان و چو طبع بیدلان شیدا(۱)
*رای ممدوح؛ مشبهٌ‌به لفظ ممدوح از جهت بدیع و موجز بودن :
لفظی بدیع و موجز، چون رای خواجه محکم
خطی درست و نیکو، چون روی خواجه در خور(۳۷۱۶)
* مشبهٌ‌به کاخ از جهت مهیا و استوار بودن :
باغی چو خوی خویش پسندیده و بدیع
کاخی چو رای خویش مهیا و استوار(۳۳۵۶)
* مشبهٌ‌به آفتاب به تشبیه مضمر از جهت روشنی:
گفتم چو رای روشن او باشد آفتاب
گفتا به هیچ حال چو آتش بود دخان(۵۳۹۰)
رایت

 

  • با واژه‌ی رایت و مترادف آن علم ۱۰ تصویر شامل ۳ تشبیه و ۴ استعاره و ۳ کنایه ساخته شده است:

 

*رایت رستم؛ مشبهٌ‌به رایت ممدوح(امیر ابو یعقوب سپهسالار غزنوی) از جهت پیشرو بودن:
به راه رایت او پیشرو بود هر روز
چو پیش رایت کاووس رایت رستم(۴۶۰۵)
*علم؛ مشبهٌ‌به لاله از جهت ایستادن و سرخی:
تا چون بخندد بهار خرم

نظر دهید »
دانلود پایان نامه با فرمت word : راهنمای نگارش پایان نامه و مقاله درباره بررسی ...
ارسال شده در 17 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

۳-۲-۳-۱-۴-۳- اقلیم
آب و هوای شهرستان شمیران تحت تاثیر عوامل جغرافیایی و بیش از همه ناهمواری هاست که در ناهمگونی اقلیم، حجم و نوع بارش ها و تفاو ت های دمایی تاثیر می گذارند. جهت ناهموار ی ها و شیب دامنه های کوهستانی، وسعت دره ها و دریاچه های کوچک نیز در به وجو د آوردن خرده اقلیم های محلی تاثیر بخشیده و در مجموع شرایطی بسیارمتفاوت با شهر تهران در جنوب و منطقه مرطوب و پرباران پیرامون شمالی خود دارد. بر پایه مطالعات اقلیمی و بزرگ مقیاس که در سطح منطقه صورت گرفته، تود ه های هوایی که منطقه مورد مطالعه را تحت تاثیر قر ار می دهند، عبارتند از: در زمستان، مدیترانه ای از سمت غرب، قطبی شمالی از سمت شمال، قطبی بری از شمال و شمال غرب و در تابستا ن ها بری حار ه ای از منشاء کویر ایران یا بیابان عربستان و جریانات شمال غربی از اروپای مرکزی است.غلبه نادر توده های بحری حاره ای (گرم و مرطوب) نیز در تابستا ن ها از جنوب شرق (جریان موسمی اقیانوس هند) گاه به گاه به وقوع می پیوندد. برخورداین توده ها باعوامل جغرافیایی مکا ن ها، آثار متفاوتی را به جا می گذارد که باعث پراکندگی های مکانی بار ش ها به لحاظ حجم و نوع ریزشها میگردد. به طوری که در زمستان ورود توده های مرطوب در پیرامون جنوبی این شهرستان، ممکن است هیچ گونه آثار بارش نداشته باشد و یا مقدار بارش آنها کم باشد اما در مواجهه با بلند ی های کوهستان و صعود تود ه ها بر حجم بارش ها افزوده گردد و نوع ریزش ها نیز بیشتر به صورت برف تغییریابد، به طوری که ضریب برفی (نسبت ریز ش های جوی به صورت برف به کل ریز شها) سالانه در ارتفاع ۲۵۰۰متری ۵۷ درصد محاسبه شده است. به عبارت دیگر سالانه بیش از ۵۷ درصد از سهم بار ش های این شهرستان به صورت برف ریزش می کند که سرچشمه رودخانه های منطقه بوده و به همین دلیل رودخانه ها دارای رژیم نسبتاً دائمی و پایدار هستند (اداره کل هواشناسی استان تهران، ۱۳۹۰).
۳-۲-۳-۱-۵- خصوصیات انسانی شهرستان شمیرانات
۳-۲-۳-۱-۵-۱- تقسیمات کشوری
شهرستان شمیرانات از دو بخش و سه دهستان با مشروح ذیل تشکیل شده است: بخش رودبار تهران شمال دهستان رودبار تهران و شهرهای تجریش و اوشان، فشم، میگون. بخش لواسانات که از شهر لواسان و دهستان های لواسان کوچک و لواسان بزرگ تشکیل گردیده است. مرکز این شهرستان شهر تجریش است که مقر فرمانداری شهرستان شمیرانات بوده و اکنون جز یکی از مناطق بیست و دوگانه به شمار می آید. نکته قابل توجه این است که منطقه یک و قسمت غربی منطقه چهار شهرداری تهران از نظر خدماتی تابع شهرداری تهران و از نظر سیاسی تابع شهرستان شمیرانات است(نجمی، ۱۳۸۸: ۶۰).
جدول (۳-۱) تقسیمات کشوری شهرستان شمیران

 

شهرستان شمیران مرکز شهرستان شمیران (تجریش)
بخش ها لواسانات شهرها لواسان
دهستان ها    - پورزند سفلی - پورزند علیا - - تاسیسات سدلتیان - جوزک - چهار باغ - رسنان - علایین - کلان - روستای لواسان (بزرگ) - مزرعه شاه نشین -  - هیزم دره
لواسان کوچک افجه - انباج - برگ جهان - بوجان - پشت لاریجان - راحت آباد - زیاد آباد - سینک - کردیان - کند بالا (علیا) - کند پایین (سفلی) - کیور - گندم مجد - مزرعه سادات - ناصرآباد - هنزک
رودبار
قصران
شهرها اوشان - فشم میگون (شهر قصران) - شمشک
دهستانهای
رودبار قصران
آبنیک - آهار - ایگل - امامه - امامه بالا - امامه پایین - امین آباد - باغ گل - پس قلعه - جیرود - حاجی آباد - حدادیه - دربندسر - درود - دره جوزار - روته - رودک - زایگان - زردبند - سفیدستان - شمشک بالا - شمشک پایین - کلوگان - کمرخانی - گرمابدر - لالان

۳-۲-۳-۱-۵-۲- جمعیت و توزیع جغرافیایی آن
براساس نتایج حاصل از سرشماری عمومی نفوس ومسکن سال ۱۳۸۵، در این شهرستان۳۰۳۹۸ نفر زندگی می کرده اند که از این تعداد ۱۷۳۴۹ نفر ( ۵۷ درصد) در نقاط شهری و ۱۳۰۴۹ نفر ( ۴۳درصد) در نقاط روستایی به سر می برده اند و شهرستان دارای جمعیت غیر ساکن نبوده است. حال آنکه در سال ۱۳۶۵ شهرستان شمیرانات دارای ۴۰۶۱۷ نفر جمعیت بوده است که ۱۱۳۸۰ نفر ( ۲۸ درصد) در نقاط شهری و ۲۹۲۲۳ نفر ( ۷۲ درصد) در نقاط روستایی به سر می برده اند و آمارجمعیت غیر ساکن هم ۱۴ نفر گزارش شده است (سرشماری عمومی نفوس و مسکن ۱۳۸۵). مقایسه نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سا ل ۱۳۸۵ و مقایسه آن با سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۶۵ حاکی از کاهش جمعیت شهرستان است که با توجه به نزدیکی این منطقه به تهران و نقش شهر تهران در جذب جمعیت، امری دور از ذهن نیست. اما نکته مهم دیگر در تحولات جمعیتی کاهش جمعیت روستایی و افزایش جمعیت شهری است و نشان دهنده اهمیت شهرهای لواسان و فشم در جذب جمعیت از نقاط روستایی شهرستان می باشد که چنین افزایشی می تواند پیامدهای منفی در محدوده شهرهای مذکور را به دنبال آورد(نجمی، ۱۳۸۸: ۷۱).هم اکنون براساس نتایج حاصل از سرشماری عمومی نفو س ومسکن سال۱۳۹۰جمعیت این شهرستان ۴۴۰۶۱ نفر است (سازمان آمار ایران،۱۳۹۰).
۳-۲-۳-۱-۵-۳- خصوصیات اقتصادی
آمارهای مربوط به وضع فعالیت ها و اشتغال جمعیت حکایت از این دارد که اقتصاد شهرستان بر فعالیت های خدماتی استوار است که ناشی از گردشگرپذیر بودن منطقه و در نتیجه گسترش فعالیت هایی است که خد مات مورد نیاز برای گردشگران را تامین می نماید. به طوری که ۵۵ درصد از شاغلین شهرستان در بخش خدمات مشغول به کارند و پس از آن صنعت و معدن با ۱/۲۸ در صد و کشاورزی با ۷/۱۵ در صد قرار دارند (نجمی، ۱۳۸۸: ۷۱).

( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

۳-۲-۳-۱-۵-۳-۱ فعالیت های اقتصادی
۳-۲-۳-۱-۵-۳-۱-۱- کشاورزی

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 156
  • 157
  • 158
  • ...
  • 159
  • ...
  • 160
  • 161
  • 162
  • ...
  • 163
  • ...
  • 164
  • 165
  • 166
  • ...
  • 185

مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

 پولسازی پنهان شبکه های اجتماعی
 بازسازی رابطه پس از خیانت زنان
 کسب درآمد تضمینی از یوتیوب
 اشتباهات فروش دوره های آنلاین
 طراحی صفحه فرود حرفه ای
 آموزش استفاده از Leonardo AI
 هشدارهای درآمدزایی طراحی گرافیک
 معرفی نژاد جک راسل تریر
 خطرات وابستگی عاطفی
 نشانه های سردرگمی رابطه ای
 دوره تربیت سگ حرفه ای
 انتخاب کلینیک دامپزشکی معتبر
 افزایش فروش آنلاین عصبی
 جلوگیری از ابهام در رابطه
 غذای خانگی سویا برای سگ
 انتخاب شامپوی مناسب گربه
 بادام زمینی در غذای سگ
 حمام کردن خرگوش خطرناک
 به روزرسانی تگ Alt تصاویر
 رضایت بیشتر در رابطه عاشقانه
 ویژگی های رابطه پایدار
 معرفی نژاد دوبرمن پینچر
 روانشناسی مرد پس از خیانت
 درآمدزایی از محتوای تخصصی یوتیوب
 سئو حرفه ای برای درآمد بیشتر
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • مقطع کارشناسی ارشد : نگارش پایان نامه درباره اصلاح رفتار رزین اپوکسی با ...
  • دانلود فایل ها با موضوع : بررسی-مسائل-استراتژیک-و-ترسیم-نقشه-استراتژی-برای-دفاتر-پیشخوان-دولت-با-استفاده-از-مدل-های-SWOT-و-BSC- فایل ۱۶
  • دانلود منابع دانشگاهی : منابع پایان نامه در مورد حق انسان در محیط زیست- فایل ...
  • راهنمای ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی در مورد : اصل صلاحیت تکمیلی دیوان کیفری ...
  • دانلود فایل پایان نامه با فرمت word : دانلود پژوهش های پیشین درباره بررسی عوامل خطر ...
  • راهنمای نگارش مقاله در رابطه با مدلسازی واکنش قلیایی ...
  • دانلود منابع پژوهشی : ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی در رابطه با روش شناسی مجمع ...
  • دانلود فایل ها با موضوع : بررسی عملکرد سیستم جامع یکنواخت ...
  • مقطع کارشناسی ارشد : منابع تحقیقاتی برای مقاله و پایان نامه : ...
  • دانلود مطالب پژوهشی درباره اندازه گیری دی کرومات در آب ...
  • مقطع کارشناسی ارشد : فایل های پایان نامه درباره کاربردهای نوین غذایی و ...
  • دانلود پروژه های پژوهشی درباره بررسی تاثیر سرمایه اجتماعی بر ...
  • دانلود پروژه های پژوهشی با موضوع یکپارچگی زنجیره تأمین با ...
  • پژوهش های کارشناسی ارشد درباره : بررسی حقوق مالکانه اشخاص ...
  • منابع کارشناسی ارشد در مورد بررسی کارایی واحدهای کنسانتره در ...
  • دانلود فایل های پایان نامه درباره راﺑﻄﻪ میزان اﺳﺘﻔﺎده از ...
  • دانلود فایل ها در رابطه با مقایسه متغیرهای ...
  • پژوهش های کارشناسی ارشد درباره بررسی روابط بین فرهنگ ...
  • ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی در مورد طراحی و بررسی روش ...
  • مطالب پژوهشی درباره بررسی تأثیر فن‌آوری اطلاعات و ...
  • دانلود منابع پژوهشی : منابع کارشناسی ارشد با موضوع بررسی و تحلیل ...
  • پروژه های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها با موضوع تاثیر مدیریت سرمایه در گردش ...
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان