مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
منابع علمی پایان نامه : منابع کارشناسی ارشد با موضوع جایگاه قاعده احسان ...
ارسال شده در 17 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

در سایه همین آیات و احکام و فتاوی است که در قانون مجازات اسلامی ماده ۳۴۴ می‌گوید: «هرگاه در معبر عام عملی به مصلحت عابران، انجام شود، که موجب جنایت یاخسارتی گردد، مرتکب ضامن دیه و خسارت نخواهد بود.» و نیز در ماده ۳۴۵ همین قانون آمده است که:‌ «هرگاه کسی کالایی را که به منظور خرید و فروش عرضه می شود، یا وسیله نقلیه ای را در معبر عام قرار دهد، و موجب خسارتی گردد، عهده دارد آن خواهد بود مگر اینکه مصلحت عابران ایجاب کرده باشد که آن ها را موقتاً در معبر قرار دهد.»
حقوق دانان اسلامی در اصل حکم و عدم ضمان بر اثر احسان اختلافی ندارند اما پیرامون ماهیت احسان ونیکوکاری و حدود قاعده احسان جای بحث و گفت وگو است. یافته هایی که این پژوهش بدست آورده است می توان در بندهای زیر خلاصه کرد.

 

    1. با مرور بر تعریف های از احسان درلغت و مصطلحات فقها در‌یافتیم که قدر متیقن از قاعده احسان در روابط حقوقی جائی است که شخص می‌خواهد به دیگری سودی رساند و یا از او دفع ضرر کند نه آنکه نفع به خود رساند. دقت نظر حاکی از این بود که قصد احسان هم در تحقق لفظ احسان معتبر است و فقط احسان واقعی که دفع ضرر بنماید، در تحقق لفظ احسان کافی نیست.

 

        1. برای اثبات قاعده احسان به چهار دلیل استدلال شده است، هم چنانکه ملاحظه شد مهم ترین مدرک این قاعده آیات شریفه‌ قران کریم، سنت و حکم عقلا و عقل است. آنچه که از عموم احسان و کلی بودن قاعده فهمیده می شود، احسان هم دفع ضرر را شامل می شود، و هم جلب منفعت را زیرا مفاد قاعده احسان یک حکم عقلی است و امور عقلی تخصیص پذیر نیستند.

      (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

 

    1. در مورد مصادیق و تطبیق این قاعده، نتایج فراوانی از باب دفع ضرر یا جلب منفعت از مالک و یا اقدام های انسان دوستانه عمومی حاصل شد که به نمونه هایی از بیان فقها اشاره شد.

 

    1. در موارد جلب منفعت و یا منع زیان از دیگری، عده ای معتقد بود که ضامن نبودن شخص در این موراد یا به جهت ثبوت اذن یا ایجاب تصرّف از طرف شارع است، نه قاعده احسان. و درنقد و بررسی آن گفته شد، اول آنکه، وجود اذن از طرف مالک یا شارع ثابت نیست. دوم آنکه، برفرض ثبوت اذن، عدم ضمان به خاطر تحقق احسان است و درنتیجه این مطلب (‌ثبوت اذن یا ایجاب تصرف از طرف شارع) قاعده احسان را مؤید است. و سوم اینکه، چنانچه به لحاظ قاعده اتلاف، مسئولیت اقدام کننده ثابت شود، در این صورت باتحقق احسان، ادلّه اتلاف تخصیص می خورد.

 

    1. در نقد نظریه برخی از فقها که معتقد بودند قاعده احسان فقط قاعده ” علی الید ” را تخصیص می زند نه قاعده اتلاف را گفته شد که قاعده احسان ناظر به هردو مورد است؛ زیرا اول آنکه قاعده اتلاف ازعبارت ” من اتلف مال الغیر فهوله ضامن” اخذ شده است و در روایت نیست تا به اطلاق آن تمسک شود و به اصطلاح از روایات اصطیاد شده است. و دوم آنکه جمله ” ما علی المحسنین من سبیل” چنانکه توضیح داده شد، عمومیت و اطلاق داشته و قابل تخصیص همانند حکم عقلی نیست.

 

    1. از دیگر موارد که نقض قاعده احسان پنداشته شده، یابنده مال گمشده و مجهول المالک بود که پس از تعریف ونومید شدن، از دسترسی به صاحب آن، از طرف صاحب ناشناس آن، در راه خدا صدقه دهد اما در برابر او ضامن است وبه نظر می رسد جواز قانونی صدقه دادن، مشروط به مسئولیت صدقه دهنده در صورت آمدن صاحب مال می باشد یعنی در این مورد قبول ضمان جزئی از کارنیک است.

 

    1. برخی از حقوق دانان مفاد ماده ۳۰۶ قانون مدنی ایران را مصادیق قاعده احسان دانسته اند، لیکن با دقت در این ماده، و مباحثی که در قاعده احسان بیان شد روشن می شود که از مصادیق قاعده احسان نیست زیراچنانچه در موردی عدم دخالت یا تأخیر در دخالت موجب ضرر به صاحب مال باشد و شخص با این فرض، دخالتی کرده باشد که به واسطه آن،‌ متحمل مخارجی گردد، صاحب مال ضامن پرداخت این مخارج خواهد بود. در حالی که گفته شد احسان از مسقطات ضمان است نه اینکه مخارجی را که متحمل شده، طلبکار است یا به عبارت دیگر، قاعده احسان مسقط ضمان است نه موجب آن.

 

    1. پزشک به موجب رأی مشهور فقهاء با وجود اذن در معالجه و رعایت کلیه موازین تخصصی، اگر اقدام وی اتفاقا موجب تلف شود، مسئول است اما گر بیمار، پزشک را پیش از اقدام به درمان ابراء کند، طبیب ضامن نیست. قانون گذار جمهوری اسلامی ایران نیز، پیروی از نظر مشهور حقوق دانان اسلامی در قانون مجازات نموده است.

 

گفتار چهارم : قصد احسان
کردار و رفتار آدمی در عرصه حیات زمانی می تواند از حیث نیکی و بدی نقش موثری بازی و موقعی را به اعتبار زشتی و زیبایی از جهت صفات پسندیده یا نکوهیده احراز کند و به مقتضای حال او را با حسنات یا سیئات دمساز سازند، نیکو و یا بد کارش جلوه دهند به بلندی های زیبا و فرح بخش اخلاق حمیده عروج و یا به منجلاب صفات دمیمه ساقطش نمایند که آن عمل در هر دو کفه نامبرده آیینه ی اراده عامل و مرات تمام نمای قصد و نیت فاعل باشند، و الا مادام که آلوده به رنگ اراده نشده اند عملی کم مقدار و یا عاری از اعتبار بیش نبوده و نمی توان برای آن عملی که فاقد اراده و نیت است، اهمیت و ارزش عمل مقرون به حسن نیت و یا زشتی و یا بی مقداری کار توام با سوء نیت را قائل و آن را از مواهب خوش نیتی برخوردار و یا به لوث بد دلی و سوء قصد لکه دارش نمود. عملی که بدون قصد و نیت انجام شود هر چند که به صورت بزه و جرم جلوه گر گردد، چون فاقد عنصر اخلاقی جرم است ، جرم تلقی نمی گردد و فاعل آن ضامن پرداخت خسارت حاصله نیست. زیرا از شرایط اولیه و عناصر متشکله جرم و ضمان سوء نیت و قصد است که آن عمل فاقد آن است. جرم وقتی مصداق پیدا می کند که مجرم با عزم و قصد ، با سوءنیت مبادرت به ارتکاب آن نموده باشد و اگر عملی شبیه جرم بدون قصد و اراده بوده جرم شناخته نمی شود و بزه تلقی نمی گردد و عامل آن ضامن نیست . خرد به این معنی حاکم است و مثال بالا و هزار امثله بالا که از شواهد باب احسان است سند این مدعا شمرده می شود. و محسن که به قصد احسان مبادرت به اقدام عملی مینماید ولی از عملش به حوادث غیر مترقبه عکس العمل ایجاد و عرض سود، زیان متوجه محسن الیه می گردد ، چون فاقد سوءنیت بوده است نباید ماخوذ به ضمان و مجلوب به کیفر و پرداخت اموال گردد. و اگر بگویید سوءنیت نداشته و حسن نیت داشته است در جواب می گوییم : با وجود حسن نیت پس به طریق اولی باید مبری گردد و ملاک در ضمان مجرم سوءنیت به شرح بالاست نه حسن نیت و هیچ گاه عقل سلیم به ضمان چنین شخصی حکم نمی دهد، چون این شخص قصد و نیت خیر داشته است و حوادثی که باعث می شود نتیجه عمل معکوس گردد قابل پیش بینی نیست . هر کس عملی انجام دهد طبق اصل اولی ضامن است و باید در صورت بروز خسارت نسبت به جبران آن اقدام کند . و لیکن بنابر مفاد قاعده احسان اگر این عمل با حسن نیت و انگیزه خیرخواهی در راستای جلب منفعت و دفع مفسده صورت گرفته باشد و به طور اتفاقی موجب زیان شود، یعنی نتیجه عکس بدهد، فاعل عمل مسئول نیست ، چون او به قصد و نیت خیر به چنین عملی دست زده. برای مثال اگر شخصی به قصد مراقبت از مال مالک و به انگیزه خدمت به او بر اموال او تسلط پیدا کند ضامن نیست . چون در این عمل قصد احسان داشته است. بدیهی است احسان از عناوین قصدیه است و بدون قصد تحقق پیدا نمی کند. بعضی از فقهاء همچون مرحوم اصفهانی معتقدند : صدق احسان به واقع لازم نیست و تنها قصد و اراده فاعل را لازمه یک عمل محسنانه می دانند. این بزرگوار در کتاب « اجاره » چنین آورده است : « الفعل اذا صدر بقصد عنوان حسن من العناوین الحسنه یتصف بالحسن و ان لم یتحقق مبداَ ذالک العنوان فی الخارج»( اصفهانی، محمد حسین، ۱۳۸۲، ص ۳۵) فعل هنگامی که به قصد عنوان نیکو از عناوین پسندیده، انجام می شود به حسن متصف می گردد، اگر چه مبدا آن عنوان در خارج از تحقق نیابد. ایشان در توجیه قاعده احسان موضوع را چنین بیان نموده است : « اگر فرد بیگانه ای ، یتیمی را به قصد ادب کردن کتک بزند، این عمل او قابل سرزنش نیست و پسندیده است. اگر چه آن طفل در واقع ادب نگردد» . این دیدگاه از جنبه های مختلف قابل نقد است که در مبحث قصد و واقیعت خواهد آمد. در این که قصد و نیت در احسان لازم است شکی نیست ولی آیا قصد و نیت عنصر کافی در تحقق قاعده احسان است و همین که شخص قصد احسان داشت عنوان محسن بر او صدق می کند. یا باید در واقع عمل او مطابق با عمل یک انسان متعارف در آن شرایط باشد. برای مثال اگر مغازه ای آتش گرفته باشد و فردی برای خاموش کردن آتش قسمتی از دیوار مغازه را خراب کند و امکانات هم در اختیار او بود . می توان او را محسن دانست ؟ آیا اگر شخص بگوید من نسبت به این موضوع جاهل بودم عمل او قابل تحسین است و ضمان از او برداشته می شود ؟ به نظر می رسد جهل افراد در ضمان آن ها تاثیری ندارد، زیرا خود شخص ملاک نیست بلکه روشی که به کار می برد می بایست متعارف باشد و ضرری که از مداخله شخص جاهل به وجود آمده به مراتب بیشتر از ضرری بوده است که در صورت عدم مداخله قرار بوده است به مالک وارد شود . در اینجا اگر چه شخص قصد نیت خدمت به دیگران را داشته ولی عمل او متعارف نبوده و حکم به عدم ضمان شخص جاهل به خاطر عدم آگاهی او دور از انصاف است. تنها در صورتی شخص ضامن نیست که هم قصد و نیت خیر و خدمت به غیر را داشته باشد و هم عمل او مطابق یک انسان متعارف در آن شرایط باشد ولی ناخواسته بر حسب اتفاق منجر به ضرر شود و در این صورت چون فاعل تعدی و تفریط نکرده و دفع ضرر هم از عهده او خارج بوده نه تنها ضامن نیست بلکه عنوان محسن بر او صادق است.
گفتار پنجم : وقوع ضرر از ناحیه احسان کننده
۱- اگر دکانی آتش بگیرد وخاموش کردن آتش و جلو گیری از گسترش آن مستلزم خراب کردن قسمتی از دکان باشد، خراب کننده ضامن نیست؛ هم چنان که اگر مردم اجناس مغازه را به منظور سالم ماندن از خطر با عجله از دکان بیرون بیاورند و در این بین ، بخشی از کالاها تلف شود و نیز اقدام کنندگان ضامن نخواهند بود. هم چنین هرگاه کسی ببیند لباس دیگری آتش گرفته و برای حفظ جان و دفع ضرر جانی از او راهی جز پاره کردن لباس های او نیست و چنین کند، ضامن قیمت لباس نخواهد بود؛ زیرا پاره کننده لباس محسن است و در این عمل قصد دفع ضرر داشته است. اگر منزلی در معرض سیل قرار گیرد، و اموال و اثاثیه فراوانی در آن باشد وافرادی به قصد جلو گیری از ورود آب به منزل، تعدادی از اموال را جلوی سیل قرار دهند و به این سبب بخشی از اموال تلف گردد، ضامن نخواهد بود. البته این نکته هم قابل ذکراست که، چنانچه ضرر دیگری به مالک وارد آید، در صورتی محسن ضامن نیست که ضرر دوم ( ضرری که وارد شده تا از استمرار ضرر اول جلوگیری شود) کمتر از ضرر اول باشد. بنابراین اگر ضرر وارده بیش از ضرری باشد که دفع و جلوگیری شد، این فعل نه فقط احسان به صاحب مال نیست بلکه اسائه وخیانت هم هست یاضرر وارد ه مساوی باضرری باشد که جلوگیری شده است، در این صورت هم فعل شخص یا اقدام او احسان در حق صاحب مال نبوده بلکه یک عمل لغو و بیهوده به حساب می آید.
۲- اگرکشتیران ببیند جان کشتی نشستگان در خطر است و باریختن اموال آنها به دریا می تواند جان مسافران کشتی را از خطر نجات دهد و این کار را بکند باید حکم به عدم ضمان کشتیران داد و او را محسن دانست.
اما اگر اموال متعلّق به برخی از آنان باشد و اقدام کننده به منظور حفظ جان خود، اموال دیگران را به دریا بریزند، نمی توان گفت ضمان ساقط است؛ چرا که قصد اقدام کننده فقط دفع ضرر از صاحب کالا نبوده؛ بلکه در درجه نخست، حفظ جان خودش ….منظور بوده است.
۳- اگر فرد ودعی بخواهد مسافرت کند و مالی نزد او به ودیعه باشد و امکان اعاده آن به مالکش نباشد، چنانچه احتمال عقلایی برای به سرقت رفتن مال وجود داشته باشد، او می تواند مال را در محل دفن کند و اگر از این اقدام تلفی حاصل شود، اقدام کننده ضامن نخواهد بود؛ زیرا او در این عمل محسن بوده است. البته این حکم در صورتی قابل توجیه است که تنها راه حفظ مال دفن آن باشد.( وسوی بجنوردی، محمد حسن، القواعد الفقهیه ، ج ۴، چاپ اول، ناشر دلیل ماه، قم ، ۱۳۸۲، صص ۱۲و ۱)
گفتا ر ششم : بررسی معیارهای احسان واقعی
مرحوم میرزا حسن بجنوردی بر این باور است که «‌ والظاهر انّه دائر مدار الاحسان الواقعی و ان لم یقصد به الاحسان لان الظاهر من العناوین و المفاهیم ـ الّذی اخذ موضوعاً للحکم الشرعی ـ هو واقعها و المعنی الحقیقی لها…» احسان واقعی شرط است، هرچند شخص فاعل، قصد احسان نکرده باشد؛ به دلیل اینکه هرجا عنوانی موضوع حکم شرعی باشد منظور، معنای واقعی آن است و قصد و اعتقاد دخالتی در مفاهیم اشیاء ندارد، مفاهیم اشیاء تابع واقعیت خودشان هستند، و عرف نیز از لفظ احسان، همان معنی واقعی را می فهمد. بنابراین ، قاعده ” علی الید یا ضمان ید که اثبات ضمان می کند، در موقع تخصیص به قاعده احسان می خوردکه فعل در واقع احسان باشد، چه قصد احسان وجود داشته یا وجود نداشته باشد.(خوانساری، جمال الدین محمد، شرح غرر الحکم و درر الکلم، چاپخانه دانشگاه، تهران، ۱۳۷۹ ص ۱۵)
گفتارهفتم : شرایط تاثیر احسان بر مسئولیت مدنی
الف) قصد احسان
کردار و رفتار آدمی در عرصه حیات زمانی می تواند از حیث نیکی و بدی نقش موثری بازی و موقعی را به اعتبار زشتی و زیبایی از جهت صفات پسندیده یا نکوهیده احراز کند و به مقتضای حال او را با حسنات یا سیئات دمساز سازند، نیکو و یا بد کارش جلوه دهند به بلندی های زیبا و فرح بخش اخلاق حمیده عروج و یا به منجلاب صفات دمیمه ساقطش نمایند که آن عمل در هر دو کفه نامبرده آیینه ی اراده عامل و مرات تمام نمای قصد و نیت فاعل باشند، و الا مادام که آلوده به رنگ اراده نشده اند عملی کم مقدار و یا عاری از اعتبار بیش نبوده و نمی توان برای آن عملی که فاقد اراده و نیت است، اهمیت و ارزش عمل مقرون به حسن نیت و یا زشتی و یا بی مقداری کار توام با سوء نیت را قائل و آن را از مواهب خوش نیتی برخوردار و یا به لوث بد دلی و سوء قصد لکه دارش نمود. عملی که بدون قصد و نیت انجام شود هر چند که به صورت بزه و جرم جلوه گر گردد، چون فاقد عنصر اخلاقی جرم است ، جرم تلقی نمی گردد و فاعل آن ضامن پرداخت خسارت حاصله نیست. زیرا از شرایط اولیه و عناصر متشکله جرم و ضمان سوء نیت و قصد است که آن عمل فاقد آن است. جرم وقتی مصداق پیدا می کند که مجرم با عزم و قصد ، با سوءنیت مبادرت به ارتکاب آن نموده باشد و اگر عملی شبیه جرم بدون قصد و اراده بوده جرم شناخته نمی شود و بزه تلقی نمی گردد و عامل آن ضامن نیست . خرد به این معنی حاکم است و مثال بالا و هزار امثله بالا که از شواهد باب احسان است سند این مدعا شمرده می شود. و محسن که به قصد احسان مبادرت به اقدام عملی مینماید ولی از عملش به حوادث غیر مترقبه عکس العمل ایجاد و عرض سود، زیان متوجه محسن الیه می گردد ، چون فاقد سوءنیت بوده است نباید ماخوذ به ضمان و مجلوب به کیفر و پرداخت اموال گردد. و اگر بگویید سوءنیت نداشته و حسن نیت داشته است در جواب می گوییم : با وجود حسن نیت پس به طریق اولی باید مبری گردد و ملاک در ضمان مجرم سوءنیت به شرح بالاست نه حسن نیت و هیچ گاه عقل سلیم به ضمان چنین شخصی حکم نمی دهد، چون این شخص قصد و نیت خیر داشته است و حوادثی که باعث می شود نتیجه عمل معکوس گردد قابل پیش بینی نیست . هر کس عملی انجام دهد طبق اصل اولی ضامن است و باید در صورت بروز خسارت نسبت به جبران آن اقدام کند . و لیکن بنابر مفاد قاعده احسان اگر این عمل با حسن نیت و انگیزه خیرخواهی در راستای جلب منفعت و دفع مفسده صورت گرفته باشد و به طور اتفاقی موجب زیان شود، یعنی نتیجه عکس بدهد، فاعل عمل مسئول نیست ، چون او به قصد و نیت خیر به چنین عملی دست زده. برای مثال اگر شخصی به قصد مراقبت از مال مالک و به انگیزه خدمت به او بر اموال او تسلط پیدا کند ضامن نیست . چون در این عمل قصد احسان داشته است. بدیهی است احسان از عناوین قصدیه است و بدون قصد تحقق پیدا نمی کند. بعضی از فقهاء همچون مرحوم اصفهانی معتقدند : صدق احسان به واقع لازم نیست و تنها قصد و اراده فاعل را لازمه یک عمل محسنانه می دانند. این بزرگوار در کتاب « اجاره » چنین آورده است : « الفعل اذا صدر بقصد عنوان حسن من العناوین الحسنه یتصف بالحسن و ان لم یتحقق مبداَ ذالک العنوان فی الخارج»( اصفهانی، محمد حسین، ۱۳۸۲، ص ۳۵) فعل هنگامی که به قصد عنوان نیکو از عناوین پسندیده، انجام می شود به حسن متصف می گردد، اگر چه مبدا آن عنوان در خارج از تحقق نیابد. ایشان در توجیه قاعده احسان موضوع را چنین بیان نموده است : « اگر فرد بیگانه ای ، یتیمی را به قصد ادب کردن کتک بزند، این عمل او قابل سرزنش نیست و پسندیده است. اگر چه آن طفل در واقع ادب نگردد» . این دیدگاه از جنبه های مختلف قابل نقد است که در مبحث قصد و واقیعت خواهد آمد. در این که قصد و نیت در احسان لازم است شکی نیست ولی آیا قصد و نیت عنصر کافی در تحقق قاعده احسان است و همین که شخص قصد احسان داشت عنوان محسن بر او صدق می کند. یا باید در واقع عمل او مطابق با عمل یک انسان متعارف در آن شرایط باشد. برای مثال اگر مغازه ای آتش گرفته باشد و فردی برای خاموش کردن آتش قسمتی از دیوار مغازه را خراب کند و امکانات هم در اختیار او بود . می توان او را محسن دانست ؟ آیا اگر شخص بگوید من نسبت به این موضوع جاهل بودم عمل او قابل تحسین است و ضمان از او برداشته می شود ؟ به نظر می رسد جهل افراد در ضمان آن ها تاثیری ندارد، زیرا خود شخص ملاک نیست بلکه روشی که به کار می برد می بایست متعارف باشد و ضرری که از مداخله شخص جاهل به وجود آمده به مراتب بیشتر از ضرری بوده است که در صورت عدم مداخله قرار بوده است به مالک وارد شود . در اینجا اگر چه شخص قصد نیت خدمت به دیگران را داشته ولی عمل او متعارف نبوده و حکم به عدم ضمان شخص جاهل به خاطر عدم آگاهی او دور از انصاف است. تنها در صورتی شخص ضامن نیست که هم قصد و نیت خیر و خدمت به غیر را داشته باشد و هم عمل او مطابق یک انسان متعارف در آن شرایط باشد ولی ناخواسته بر حسب اتفاق منجر به ضرر شود و در این صورت چون فاعل تعدی و تفریط نکرده و دفع ضرر هم از عهده او خارج بوده نه تنها ضامن نیست بلکه عنوان محسن بر او صادق است.
ب) احسان واقعی
می دانیم که قاعده احسان در باب مسقطات ضمان مورد بحث واقع شده است و موجب نفی مسئولیت از ناحیه محسن می گردد. حال اینکه قصد احسان در این مورد کفایت می کند یا احسان واقعی شرط است میان فقها اختلاف نظر است. تعدادی از فقها اعتقاد به قصد و نیت شخص نداشته تنها عمل وی را ملاک قرار می دهند و همین که فعل شخص منجر به دفع ضرر یا جلب منفعت گردید می کویند او محسن است(محمد حسن بجنوردی، ۱۳۸۲، ص ۱۲)
« و الظاهر انه دائر مدار احسان الواقعی و ان لم یقصد به الاحسان لان الظاهر من العناوین و المفاهیم الذی اخذ موضوعا للحکم الشرعی _هو واقعها و المعنی الحقیقی لها»( بجنوردی، محمد حسن، ۱۳۷۲،ص۱۰)
احسان واقعی شرط است . هر چند شخص فاعل قصد احسان نکرده باشد، به دلیل اینکه هر جا عنوانی موضوع حکم شرعی باشد منظور ، معنای واقعی آن است و قصد و اعتقاد دخالتی در مفاهیم اشیاء ندارد . مفاهیم اشیاء تابع واقیعت خودشان هستند و عرف نیز از لفظ احسان همان معنی واقعی را می فهمد. در این تعریف عمل شخص ملاک احسان واقعی قرار گرفته و قصد و انگیزه شخص هیچ تاثیری در آن ندارد و منظور از لفظ احسان همان احسان واقعی می باشد که فقط در عمل اشخاص می توان مشاهده کرد. حال اگر کسی قصد خدمت کردن هم نداشته باشد و از روی صدقه یا بی توجهی عملی انجام دهد در هر صورت پس از انجام عمل به این فرد محسن می گویند بنابراین « علی الید » در جایی تخصیص می خورد که فعل در واقع احسان باشد. چه اعتقاد به احسان وجود داشته باشد چه نداشته باشد همین که فعل بر حسب عادت ضرری را مانع شود یا موجب منفعتی شود، عنوان احسان بر او صادق است(موسوی بجنوردی؛ سید محمد، ۱۳۷۲، ص۲۷۷). در این دیدگاه قصد و انگیزه افراد موجب نمی شود تا عمل آنها موجه جلوه کند و همین که فعل شخص موجب دفع ضرر و یا جلب منفعت شد عنوان محسن بر او صدق می کند و اینکه شخص به چه منظور و هدفی این عمل را انجام داده و قصد و نیت او چه بوده است یا اصلا قصد و انگیزه او با فعل انجام شده هیچ ارتباطی دارد یا خیر ملاک نیست، زیرا بیشتر نتیجه عمل شخص مورد توجه قرار می گیرد تا انگیزه او و به محض اینکه عمل فردی متعارف جلوه کند و جلب منفعت یا دفع ضرر نماید او را محسن و مستحقق پاداش می دانند. ولی به نظر می رسد فعلی که بدون قصد و نیت صورت گیرد و یا قصد و نیت شر و نادرست از روی اتفاق باعث دفع ضرر دیگری شود قابل ستایش نیست چون شخص هرگز با انگیزه خدمت به دیگری اقدام نکرده است و بر حسب اتفاق چنین شده است ، پس نمی توان او را مستحقق پاداش دانست و در زمره محسنین قرارش داد. حال با یک سوال موضوع را پی می گیریم .
روش یک انسان متعارف در شرایط مورد نظر برای کمک رساندن به دیگری. برای مثال اگر جایی آتش گرفته باشد و یا فردی در حال غرق شدن باشد یک انسان متعارف در آن شرایط چگونه عمل می کند یا از چه روشی استفاده می کند؟ حال ممکن است نجات دهنده سفینه باشد، اما در موضوع نجات فرد یا خاموش کردن آتش از روشی استفاده کند که روش یک انسان متعارف است. پس خود نجات دهنده ملاک نیست ، بلکه روش او ملاک است و این روش نوعی است. یعنی زن ممکن است در خاموش کردن آتش از روشی استفاده کند که مرد از این روش استفاده نکند، ولی روش هر دو آنها طبق روش یک انسان متعارف باشد(ارسطا، محمد جواد، ۱۳۸۵، ص۱۰) در این دیدگاه خود شخص ملاک نیست ، بلکه روشی که او استفاده می کند ملاک است . اگر روش شخص مطابق روش یک انسان متعارف باشد ، عمل او ضمان آور نیست. برای مثال اگر خانه ای آتش گرفته باشد و فردی برای خاموش کردن آتش از مقدار زیادی آب استفاده کند و این عمل او باعث آب گرفتکی و تخریب قسمتی از خانه شود و بعد مشخص شود خاموش کردن آتش با یک پتو هم امکان پذیر بوده و بدون دخالت او ضرر کمتری متوجه شخص مالک می گردید و هیچ انسان متعارفی در این شرایط دست به چنین عملی نمی زده است . می توان گفت شخص دخالت کننده ضامن است، چون خسارت دخالت او بیشتر از عدمدخالت او بوده و همچنین از روش یک انسان متعارف استفاده ننموده است. سوالی که پیش می آید این است که آیا وقتی شخصی از روش یک انسان متعارف استفاده کرد عنوان محسن بر او صدق می کند یا اعتقاد به احسان و قصد و نیت هم لازم است ؟ یا اگر به طور واضح تر بخواهیم بیان کنیم باید این طور بگوییم که اگر انسان های پلید در راه رسیدن به مقاصد خود به طور ناخواسته از روش انسان متعارف استفاده کنند و در این راستا باعث جلب منفعت یا دفع ضرر از دیگری شوند عمل آنها قابل ستایش است.
برای مثال اگر شخصی شبانه وارد منزلی شود و قصد دزدی داشته باشد و برای ورود به ساختمان پنجره خانه که قیمتی هم باشد ، بشکند ولی موفق به سرقت اموال منزل نشود و همین شکستن پنجره موجب نجات جان ساکنین خانه از گاز گرفتگی شود آیا می توان گفت عمل او قابل ستایش است ؟ در اینجا با دو گزینه متفاوت رو به رو می شویم : اول قصد و نیت شخص که دزدی بوده است. دوم نجات جان اعضاء خانواده که یک عمل کاملا انسانی است. حال اگر بخواهیم صرفا فعل شخص را ملاک قرار دهیم ، باید گفت عمل او مطابق عمل یک انسان متعارف بوده، چون هر انسان عادی در چنین شرایطی اقدام به نجات افراد می کرد و عمل او باعث دفع ضرر از جان دیگری شده است و مسلما ضرری که وارد شده کمتر از ضرر در صورت عدم دخالت بوده است . چون سارق فقط پنجره ساختمان که قیمتی بوده شکسته ولی در مقابل کار بزرگی انجام داده ، برای اینکه همه اعضا خانواده را از مرگ نجات داده است . در اینجا اگر بگوییم خود شخص ملاک نیست و قصد و نیت هم در فعل او دخیل نمی باشد، حکم به مباح بودن عمل دزد داده ایم که عقلا صحیح نمی باشد. پس چنین نتیجه می گیریم که نه تنها روشی که شخص استفاده می کند باید مطابق روش یک انسان متعارف باشد، بلکه قصد و نیت او هم باید از روی خیر خواهی و نیکی به دیگری باشد. چون یک انسان پلید به طور نمی تواند قصد و نیت خیر داشته باشد . آیا اگر انسان های پلید به طور ناخواسته از روشی استفاده کنند که مطابق با روش انسان متعارف است و قصد و نیت آنها رسیدن به منافع خودشان باشد و خیر و مصلحت دیگری را در نظر نداشته باشند می توان آنها را تحسین کرد ؟ به نظر می رسد اگر چنین کنیم نسبت به کسانی که قصد و نیت خیر داشته اند اسائه شده است. مثال دیگری که موضوع را بهتر روشن می کند این است که اگر محلی آتش گرفته باشد و شخصی از روی دشمنی بخواهد آتش را شعله ور کند و اشتباها به جای ظرف سوخت ظرف آب را برداشته و باعث خاموشی آتش شود نمی توان او را محسن دانست ، چون قصد و نیت او شعله ور نمودن آتش و ضرر بیشتر بوده است و به طور ناخواسته آتش خاموش شده است .
گفتار هشتم :جلب منفعت برای متضرر
گروهی از فقها اعتقاد دارند که قاعده احسان به موراد جلب منفعت اختصاص دارد و موارد دفع ضرر را شامل نمی شود؛ زیرا معنای متبادر از لفظ احسان، جلب منفعت است نه دفع ضرر ونیز لفظ احسان حاکی از مفهوم اثباتی است نه سلبی که این معنی با جلب منفعت سازگاری دارد نه با دفع ضرر.
گویا شیخ طوسی تمایل به این نظریه داشته است؛ چه اینکه در تعریف احسان آورده است: ” الاحسان هو ایصال النفع الی الغیر لینتفع به مع تعرّیه من وجوه القبح.” یعنی احسان به معنی منفعت رساندن به غیر است؛ بدین معنی که منظور از آن، منتفع شود؛ مشروط بر آن که ا زهر گونه قبحی مبرا باشد. (طوسی (شیخ ) محمد حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، ج ۵، دار احیاء التراث العربی، بیروت، ۱۳۸۵- ۱۴۶۰ هق، ص ۲۷۹)
گفتار نهم : دفع خطر
بدیهی است که سرزنش شخص نیکوکار و ضامن دانستن او از آن جهت که نیکی و احسان نموده است کفران نعمت در حق اوست، مثل اینکه کسی حیوان دیگری را به جهت مراقبت و دفع خطر درندگان، به منزلش ببرد و آنگاه، دیوار برسر حیوان فرود آید و بمیرد، توبیخ و سرزنش این فرد به طور عقلی قبیح است؛ گرچه بدون اجازه صاحبش در حیوان تصرّف نموده است؛ ولیکن چون قصد احسان و دفع خطر داشته و به انگیزه خدمت به صاحب حیوان اقدام نموده است، ضامن نیست .یا اگر اگر دکانی آتش بگیرد وخاموش کردن آتش و جلو گیری از گسترش آن مستلزم خراب کردن قسمتی از دکان باشد، خراب کننده ضامن نیست؛ هم چنان که اگر مردم اجناس مغازه را به منظور سالم ماندن از خطر با عجله از دکان بیرون بیاورند و در این بین ، بخشی از کالاها تلف شود و نیز اقدام کنندگان ضامن نخواهند بود. .( - فیض الاسلام، نهج البلاغه، ترجمه دشتی، چاپ دهم، انتشارات تابان، قم ، ۱۳۸۰، نامه ۵۳، ص ۳۴۰)
گفتار دهم : وقوع افراط و تفریط از ناحیه احسان کننده
رد قاعدهٔ احسان به این استدلال که “مفاد قاعدهٔ احسان فقط ناظر به اسقاط ضمان شخص محسن است نه اثبات ضمان مالک در برابر مدیر، و در نتیجه کاربرد قاعدهٔ ‌احسان در ارتباط با ادارهٔ مال غیر تنها در عدم ضمان مدیر در قبال تلف بدون تعدی وتفریط اموال غیر می‌باشد مصادره به مطلوب است.
گفتار یازدهم :وجود تناسب بین ضرر دفع شده و ضرر وارد شده
اگر منزلی در معرض سیل قرار گیرد، و اموال و اثاثیه فراوانی در آن باشد وافرادی به قصد جلو گیری از ورود آب به منزل، تعدادی از اموال را جلوی سیل قرار دهند و به این سبب بخشی از اموال تلف گردد، ضامن نخواهد بود. البته این نکته هم قابل ذکراست که، چنانچه ضرر دیگری به مالک وارد آید، در صورتی محسن ضامن نیست که ضرر دوم ( ضرری که وارد شده تا از استمرار ضرر اول جلوگیری شود) کمتر از ضرر اول باشد. بنابراین اگر ضرر وارده بیش از ضرری باشد که دفع و جلوگیری شد، این فعل نه فقط احسان به صاحب مال نیست بلکه اسائه وخیانت هم هست یاضرر وارد ه مساوی باضرری باشد که جلوگیری شده است، در این صورت هم فعل شخص یا اقدام او احسان در حق صاحب مال نبوده بلکه یک عمل لغو و بیهوده به حساب می آید.( موسوی بجنوردی، محمد حسن، القواعد الفقهیه ، ج ۴، چاپ اول، ص۱۴)
فصل چهارم : مصادیق کاربرد قاعده احسان در فقه و حقوق موضوعه
مبحث اول : قاعده احسان و مقوله امر نامشروع و حسن نیت
اگر چه دخالت احسان در تمامی امور توسط عرف و قانون مشخص شده است ، ولی در بعضی مواقع بنابر ضرورت لازم است شخص دخالت کننده برای جلوگیری از ضرر مهمتر فعل حرامی را مرتکب شود که عرف و قانون این عمل را مجاز می داند و قاعده احسان به عنوان یک حکم ثانویه عمل احترام را مباح می گرداند . موضوع دیگر که ذیل این مبحث آمده مربوط به حسن نیت است که مهمترین رکن قاعده احسان را تشکیل می دهد . یعنی در صورتی که انگیزه شخص تنها خدمت به غیر باشد و هیچ منظور و غرضی غیر از این در ذهن نداشته باشد قاعده احسان بر او صدق می کند.
گفتار اول: قلمرو دخالت قاعده احسان در امر نامشروع
آن چه تاکنون مورد بحث واقع شد مربوط به دخالت شخص محسن در امور دیگران با نیت خیر همراه با عملی متعارف بود که باعث دفع ضرر و جلب منفعت می گردید و در صورتی بر شخص ، عنوان محسن صدق می کرد که قصد و نیت او صرفاً خدمت به دیگران باشد نه به دست آوردن نفع شخصی . ولی آیا در تمامی شرایط افراد می توانند به دیگران کمک کنند . حتی اگر در مسیر کمک به دیگری مرتکب معصیت شوند ؟ بدیهی است پاره ای اوقات اقدام محسن ملازم با ارتکاب معصیت است ، دراین صورت با توجه به قاعده (الضورات تبیح المحذورات ) و یا «دفه ما اضطروا» که جرم اضطراری را توجیه می کند ، عمل شخص محسن با حسن نیتی که دارد گناه تلقی نمی شود. برای مثال زن اجنبی به دریا افتاده و در حال غرق شدن است و خانواده او هم که با فن شنا آشنایی ندارند اگر بخواهند او را نجات دهند خود دچار حادثه می شود. در این میان مرد مسلمان که با فن شنا آشنایی کامل دارد ، برای نجات زن اجنبی و نامحرم اقدام می کند و او را نجات می دهد و به ساحل می رساند . در این جا دو عنصر قصد و نیت خدمت به دیگری و اضطرار و ضرورت موجب عدم مسئولیت شخص ناجی و صدق عنوان محسن بر او می گردد، اگر چه در حالت طبیعی تماس بدن فرد ناجی با زن اجنبی فعل حرام می باشد ولی با توجه به ضرورت امر و این که اگر فرد ناجی دخالت نکند ، موجب هلاکت یک انسان می شود و ضرری که از عدم دخالت شخص به وجود می آید بیشتر و مهمتر از ضرر اصلی است ، قاعده احسان به عنوان یک حکم ثانویه باعث برداشتن حکم حرام می گردد و بر فردی که فن شنا را می داند واجب است نسبت به نجات جان یک انسان دیگر اقدام کند و در این خصوص نه تنها به خاطر انجام این عمل انسانی سرزنش نمی شود ، بلکه عمل او قابل تحسین و پاداش است و هیچ گونه مسئولیتی بر عهده او نیست .
گفتار دوم : مقوله حسن نیت در قاعده احسان
با توجه به مباحثی که تاکنون در مورد احسان آمده مشخص شد یکی از مهمترین عناصر شکل دهنده احسان قصد و نیت شخص می باشد ؛ به طوری که اگر عمل شخص ، منجر به دفع ضرر یا جلب منفعت شود و نیت شخص با عمل او مغایر باشد ، عنوان محسن بر او صادق نیست . زیرا تنها در صورتی صدق عنوان محسن بر شخص صحیح می باشد که این دو عنصر در کنار هم موجودیت پیدا کنند و در این میان حسن نیت شخص است که او را وادار می کند به دیگری خدمت کند . چون اگر حسن نیتی در میان نباشد شخص اراده انجام عمل خیر نمی نمایند و هرگز عقل سلیم نمی پذیرد تمام اموری که ختم به خیر می شود از روی اتفاق و ناخواسته باشد . پس دو ویژگی مهم حسن نیت از قرار ذیل میباشد :
الف ) حسن نیت بدون شائبه [۱۷]غرض محسن در اقدام به امر مورد احسان
ب ) عدم تعارض نیت محسن با اغراض دیگر که آثار حسن نیت را از بین می برد .پس نتیجه می گیریم حسن نیت در صورتی مورد مورد قبول است که خالص و بدون هیچ منظور دیگر باشد و هدف شخص تنها خدمت به دیگری باشد بدون در نظر گرفتن هیچ منافعی برای خود . حال از مفهوم شروط بالا چنین استفاده می شود که محسن با خلوص نیت به هدف همراهی و کمک به محسن الیه به برادر دینی و هم نوع خود اقدام نموده و در بادی امر قطع داشته باشد که محسن الیه از آن امر برخوردار و جان و مال و یا متعلقاتش از ورطه هلاکت و خسران نجات خواهد یافت ، ولی اگر با توجه به شرط مستور باشد ؛ به طوری که او می خواسته از این اقدام در درجه اول خود بهره مند شود و ضمناً اگر شد گلیم محسن الیه را هم از موج حادثه برون آورد نمی تواند از عنوان محسن برخوردار شود و خود را از ضمان برهاند.
مبحث دوم : جریان قاعده احسان در مواردی از قانون مدنی
گفتار اول : عدم تعارض بین ماده ۳۲۸ قانون مدنی و قاعده احسان
«هر کس مال غیر را تلف کند ضامن آن است و باید مثل یا قیمت آن را بدهد؛ اعم از این که از روی عمد تلف کرده باشد یا بدون عمد و اعم از این که عین باشد یا منفعت و اگر آن را ناقص یا معیوب کند ضامن نقص قیمت آن مال است [۱۸].» ماده ۳۲۸ قانون مدنی که بر گرفته از فقه اسلامی است صراحت دارد کسی که باعث اتلاف مالی شود ضامن آن است و با توجه به صراحت این ماده و حکومت آن در جامعه ، اشعارآن به این که هرکس بدون عمد هم موجب تلف مال دیگری شود ضامن است و باید از عهده خسارت برآید با فقه اسلامی تناسب ندارد . در ظاهر چنین به نظر می رسد که این ماده معارض قاعده احسان است که محسن را ضامن نمی داند ، منتهی آنچه مسلم است تعارضی بین ماده ۳۲۸ قانون مدنی و قاعده احسان نیست ، زیرا در این ماده مزبور قید نیت احسان نشده و شرط قاعده احسان وجود نیت محسن است ، اگر چه در این ماده تلف از روی غیر عمد را موجب ضمان دانسته ولی نمی توان چنین تصور کرد که این قسمت مغایر با قاعده احسان است که محسن راضامن نمی داند . چون منظور از این ماده شخصی غیر از نیکو کار و غیر از محسن است و محسن کسی است که قصد و نیت خدمت و نیکوکاری به دیگران داشته باشد طبق مطالبی که در مباحث قبل آمد و دیدگاه اکثریت فقها که قصد احسان را لازمه تحقق احسان واقعی دانسته هرگز نمی توان شخصی که بدون قصد و نیت خیر اقدام به عملی نموده فعل او را مشمول قاعده احسان دانست . پس نتیجه می گیریم هیچ تعارضی بین ماده ۳۲۸ و قاعده احسان وجود ندارد و منظور از متلف در این ماده شخصی غیر از محسن است ، چون هیچ اشاره ای به قصد و نیت شخصی تلف کننده نشده است و مطمئناً هر جا شخصی از روی صدفه و بی توجهی و بدون داشتن قصد و نیت خیر مالی را تلف کند ، عنوان محسن بر او صدق نمی کند .
گفتار دوم : جریان قاعده احسان در ماده ۳۳۰ قانون مدنی
« اگر کسی حیوان متعلق به غیر را بدون اذن صاحب آن بکشد باید تفاوت قیمت و زنده و کشته آن را بدهد ، و لیکن اگر برای دفاع از نفس بکشد یا ناقص کند ضامن نیست [۱۹]. » در این ماده از قانون مدنی هیچ اشاره ای به نفس دیگری نشده است و منظور از دفاع از نفس ، دفاع از نفس خود است در صورتی که قاعده احسان در جایی معنا پیدا می کند که قصد و نیت شخص نیکی کردن به دیگری باشد نه خودش، اگر چه عده ای عدم ضمان کشنده حیوان از جهت قصد احسان او می دانند و این طور توجیه کرده اند که چون کشنده حیوان می خواسته نفس ناطقه ای را از مرگ نجات دهد و به این نیت اقدام به هلاکت حیوان کرده است شخص را محسن و فاقد ضمان می دانند ولی آن چه مسلم است دفاع مشروع ربطی به قاعده احسان ندارد . بلکه از باب تقدیم اهم بر مهم است و نیز به این دلیل که دفاع از نفس، عرفاً و عقلاً و شرعاً حق هر انسانی محسوب می شود از این باب که حفظ نفس واجب است . طبق تبصره ای که ذیل ماده ۶۱ قانون مجازات اسلامی آمده است در صورتی بر شخص عنوان محسن صدق می کند که او برای خدمت و نیکی به دیگران اقدام کند . آنچه از ماده ۳۳۰ قانون مدنی ، ماده ۳۵۸ و ۳۶۱ قانون مجازات اسلامی و ماده ۱۵ مسئولیت مدنی استنباط می شود این است که صرف این که ضمان از شخص برداشته شود عنوان محسن بر آن ها صدق نمی کند؛ چه بسا طبق همین مواد قانونی که ذکر شد افراد برای حفظ نفس خود اقدام می کنند و قانون آن ها را تبرعه می نماید و هیچ مسئولیتی بر عهده آن ها نیست و محسن هم محسوب نمی شوند. در مقابل تمامی کسانی که عنوان محسن بر آن ها صدق می کند فاقد ضمان بوده و عمل آن ها قابل تحسین است ، چون آن ها با قصد و نیت خدمت به دیگری اقدام کرده و خود هیچ منفعتی کسب نکرده اند و هدف آن ها صرفاً نیکی به دیگران بوده است . به نظر می رسد اگر موضوع را چنین مطرح کنیم به فهم مطلب کمک بیشتری می نماید .
الف ) همه محسنین فاقد ضمان هستند .

نظر دهید »
راهنمای نگارش مقاله دانشگاهی و تحقیقاتی درباره تحلیل فضایی ورودی شهر ...
ارسال شده در 17 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

خصوصی (مسکونی-تجاری)

 

۹/۱۵۷

 

۱۷/۳۶

 

 

 

دولتی (دستگاه های دولتی یا وابسته به آن)

 

۹۵/۱۱

 

۷۹/۲

 

 

 

عمومی (فضای سبز-تاسیسات وتجهیزات-شبکه معابر و. . . .)

 

۹۱/۵۴

 

۸۵/۱۲

 

 

 

زمین خالی ورودخانه

 

۴۲

 

۸/۹

 

 

 

زمین کشاورزی

 

۱۶۰

 

۵/۳۷

 

 

 

جمع

 

۴۲۷

 

۱۰۰

 

 

 

نقشه ۳-۷ کاربری اراضی شهر ماسال
فصل چهارم
نتایج ویافته های تحقیق
مقدمه
ورودی یک شهر شامل حوزه‎ای وسیع می باشد چون مکانی است که اتصال دوگستره طبیعی و مصنوع، بیابان وآبادی را امکان پذیر می سازد واز طرفی چون طیف وسیع تری از افراد را در بر می گیرد، می بایستی بر اساس تصویر ذهنی عموم افراد، ونه صرفا تصویر ذهنی شهروندان آن شهر، طراحی گردد.
اما امروزه شاهد آن هستیم که ورودی در حد یک روزن ویا تابلویی که ورود را اعلام می کند، تنزل پیداه کرده است ودر بسیاری موارد فاقد یک مفصل ورودی هستیم. طبیعی است که در این شرایط نمی توان انتظار داشت ورودی ویژگی های یک مکان را داشته باشد. شاید این امر ناشی از آن است که خواه ناخواه در محل تلاقی دو حوزه یا فضای مرتبط به هم ورود اتفاق می افتد وبدیهی بودن این مسئله در کنار اهمیت یافتن بیش از حد تک فضاها، باعث کم توجهی نسبت به کیفیت محل ورودی شده است. در حالیکه در گذشته هر فضا در ارتباط با سایر فضاها تکمیل می شد وتوجه به این رابطه، ناگزیر اهمیت ورودی را یادآوری می کرد.
آنچه که امروزه به عنوان ورودی با آن سروکار داریم، بیش از هر چیز باعث بهم خوردن نظام رفتاری افراد وبروز ناهنجاری های رفتاری نیز شده است. به این معنا که بی توجهی به طراحی این فضا به عنوان یک مفصل رابط، موجب ورود یکباره افراد به فضاها شده است به نحوی که فرصتی برای تغییر وهمساز کردن رفتار با فضای جدید وجود ندارند. این عدم سازگاری رفتار با محیط جدید تاثیری منفی روی محیط گذاشته وبه صورت یک ناهنجاری خود را نمایان می سازد.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

۴-۱ بررسی ورودی شهر ماسال
با توجه به تعاریفی که ذکر شد ورودی شهر ماسال واکثر شهرهای ایران از چنان وضعیت ناهنجاری برخوردارند که هیچ احساسی از رسیدن با شوق ورود در مسافر بر نمی انگیزد وتصویری مطابق با توقع وی از ورودی یک شهر در ذهن فرد ایجاد نمی کند. در مورد گونه بندی موجود در ورودی شهر ماسال با دو صحنه روبرو هستیم :
- صحنه ای خود جوش که توسط ساکنین به صورت غیر قانونی ایجاد شده واز هیچ الگویی تبعیت نمی‎کنند اما به دلیل تکرار زیاد به صورت الگو درآمده که این صحنه را در ابتدای ورودی بعینه می‎توان مشاهده نمود.
-صحنه ای که براساس الگویی نامعلوم که مدیران وبرنامه ریزان شهری آنرا طراحی کرده اند. به گونه ای که این طراحی مانند سایر شهرها اعم از کویری، کوهستانی، ساحلی تنها تابلوی خوش آمد گویی در ابتدای شهر قرار دارد و فرد مسافر را متوجه نزدیکی به شهر می کند.
۴-۱-۱ ورودی
یکی از موضوعاتی که در اکثر طراحی های معاصر، رواج دارد، عدم توجه به مفهوم ورودی در طرح فضاهاست. اساساً همه فضاها کاملاً مستقل و منتزع از تأثیرات جانبی اعم از همجواری ها، نوع رویدادهای پیرامون فضا و… طراحی می شوند. در این نوع طراحی بالطبع اولین مسئله مهمی که از دست می رود مفهوم ورودی به معنای فضای واسط بیرون و درون می باشد. در این فرایند، طراحی ورودی عملاً در آخرین مرحله و نهایتاً به صورت صرفاً منفذی برای ارتباط درون و بیرون صورت می گیرد.
این در حالیست که نحوه ورود به هر فضا، یا به عبارتی ورودی هر فضا، همواره در ذهن افراد جایگاه ویژه‎ای دارد. ورودی هر فضا، اولین مکانی است که با حضور در آن خصوصیات کلی فضا، آداب ورود، حد خصوصی و عمومی بودن و سایر ویژگیهای فضا کشف می شود. به واقع با تمهید ورودی برای یک فضا (خواه یک شهر خواه یک محله یا یک بنا) آن فضا برای ساکنانش هویت می یابد، تقویت می شود. نشانه گذاری شده و زنده تر نمایان می گردد. (Alexander، ۱۹۷۷، ۲۷۷)
ورودی مکانی است که گذار روانی از عمومی به خصوصی، از بیرون به درون در آن میسر می شود. لذا بدیهی است که هرچه عرصه های دو طرف ورودی گسترده تر و سرعت حرکت در آنها بالاتر باشد، مکان ورودی شامل حوزه ای وسیع تر خواهد شد و نیازمند اتکا، به اشتراکات ذهنی جمعی بزرگتر است. به عنوان مثال، ورودی یک شهر شامل حوزه ای وسیع تر می باشد چون مکانی است که اتصال دو گستره طبیعی و مصنوعی، بیابان و آبادی را امکان پذیر می سازد و از طرفی چون طیف وسیع تری از افراد را در بر می گیرد، می بایستی براساس تصویر ذهنی عموم افراد، و نه صرفاً تصویر ذهنی شهروندان آن شهر، طراحی گردد.
اما امروزه شاهد آن هستیم که ورودی در حد یک روزن و با تابلویی که ورود را اعلام می کند، تنزل پیدا کرده است و در بسیاری موارد فاقد یک مفصل ورودی هستیم. طبیعی است که در این شرایط نمی توان انتظار داشت ورودی ویژگی های یک مکان را داشته باشد. شاید این امر ناشی از آن است که خواه ناخواه در محل تلاقی دو حوزه یا فضای مرتبط به هم ورود اتفاق می افتد و بدیهی بودن این مسئله در کنار اهمیت یافتن بیش از حد یک فضاها، باعث کم توجهی نسبت به کیفیت محل ورودی شده است. در حالیکه در گذشته هر فضا در ارتباط با سایر فضاها تکمیل می شد و توجه به این رابطه، ناگزیر اهمیت ورودی را یادآوری میکرد.
آنچه که امروزه به عنوان ورودی با آن سرو کار داریم بیش از هر چیز باعث بهم خوردن نظام رفتاری افراد و بروز ناهنجاریهای رفتاری نیز شده است. به این معنا که بی توجهی به طراحی این فضا به عنوان یک مفصل رابط، موجب ورود یکباره افراد به فضا ها شده است به نحوی که فرصتی برای تغییر و همساز کردن رفتار با فضای جدید وجود ندارند. این عدم سازگاری رفتار با محیط جدید تأثیری منفی روی محیط گذاشته و به صورت یک ناهنجاری خود را نمایان می سازد.
۴-۲ توقعات موضوعی از ورودی

نظر دهید »
راهنمای نگارش مقاله با موضوع بررسی و مقایسه‌ی ...
ارسال شده در 17 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

وقفه

 

آماره

 

مقدار احتمال

 

 

 

۱

 

۶۵/۷۳

 

۱۹/۰

 

 

 

۲

 

۵۵/۵۰

 

۸۸/۰

 

 

 

۳

 

۶۸/۸۲

 

۰۵۸/۰

 

 

 

مأخذ: یافته‌های تحقیق
پویایی‌های کوتاه‌مدت
پس از بررسی پایایی متغیرها و تعیین وقفه‌ی بهینه، می‌توان الگوی خودتوضیح برداری را برای هر الگو برآورد کرد. ما به دلیل این‌که ضرایب در این مدل قابل تفسیر نیستند، از توابع عکس‌العمل و تجزیه واریانس برای بررسی پویایی‌ها و روابط کوتاه‌مدت بین بازده دارایی‌ها، تورم و تورم انتظاری استفاده شده است. توابع عکس‌العمل، نشان‌دهنده‌ی واکنش متغیر دورن‌زای سیستم (بازده دارایی‌ها) به شوک‌های ناشی از جملات خطا است. به عبارتی، اثر یک انحراف معیار شوک متغیر را بر متغیرهای دیگر در افق‌های زمانی نشان می‌دهد. تجزیه واریانس نیز سهم نوسانات هر متغیر در واکنش به شو‌ک‌های وارد شده به متغیرهای الگو را تجزیه می‌کند؛ به این صورت که سهم هر متغیر را روی تغییرات متغیرهای دیگر در طول زمان اندازه‌گیری می‌کند.

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

توابع عکس‌العمل
در این قسمت واکنش پویای متغیرهای الگو ناشی از شوک‌های ساختاری به اندازه‌ی یک انحراف معیار برای ۲۰ دوره‌ی آینده بررسی شده است. در این‌جا هدف بررسی تأثیر شوک‌های وارده بر متغیرهای مؤثر بر بازده‌های دارایی‌هاست.
همان‌گونه که در نمودار ۴-۱ مشاهده می‌شود شوک مثبت بر تورم در دوره اول اثری بر بازده سهام ندارد، در دوره‌ی دوم تا ششم اثر آن منفی و بعد از آن مثبت می‌شود. بنابراین می‌توان گفت که تقریباً در کوتاه‌مدت اثر شوک تورم بر بازده سهام منفی است، اما در میان مدت این اثر مثبت می‌شود. شوک بر بازار مسکن و دلار در کوتاه‌مدت بر بازده سهام به صورت منفی اثرگذار بوده است. اما شوک در بازار طلا در کوتاه‌مدت اثر مثبت بر بازده سهام داشته است. شوک بر نقدینگی نیز در کوتاه‌مدت بازده سهام را افزایش داده است.

نمودار ۴-۱: توابع عکس‌العمل مدل بازده سهام و تورم
نتایج توابع عکس‌العمل بازده سهام در مدل با تورم انتظاری در جدول ۴-۲ مشخص می‌کند که شوک مثبت نرخ تورم انتظاری تا سه دوره اثری بر بازده سهام نمی‌گذارد و بعد از آن به صورت منفی اثرگذار است. بنابراین در کوتاه‌مدت اثر شوک تورم انتظاری بر بازده سهام بی‌اثر است، اما در میان‌مدت این اثر منفی می‌شود.

نمودار ۴-۲: توابع عکس‌العمل مدل بازده سهام و تورم انتظاری
نمودار ۴-۳ توابع عکس‌العمل بازده مسکن را نشان‌می‌دهد. نتایج حاکی از آن است که پاسخ بازده مسکن به شوک نرخ تورم در کوتاه‌مدت و میان‌مدت مثبت است. شوک بر بازده سهام، سکه و دلار در کوتاه‌مدت به عنوان دارایی‌های جانشین، تأثیر منفی بر بازده مسکن داشته‌اند. تولید، نقدینگی و درآمدهای نفتی نیز در کوتاه‌مدت و میان‌مدت به صورت مثبت بر بازده مثبت تأثیر می‌گذارد.

نمودار ۴-۳: توابع عکس‌العمل در مدل بازده مسکن و تورم
بر طبق نتایج نمودار ۴-۴ شوک نرخ تورم انتظاری بر بازده مسکن تا دوره‌ی چهارم دارای اثر مثبت و فزاینده است و بعد از آن کاهش یافته و منفی می‌شود.

نمودار ۴-۴: توابع عکس‌العمل در مدل بازده مسکن و تورم انتظاری
با توجه به نمودار ۴-۵ که توابع عکس‌العمل بازده بازار سکه را نشان می‌دهد، می‌توان نتیجه گرفت که در نتیجه بروز یک شوک بر نرخ تورم در دوره‌ی اول تا سوم بازده سکه را افزایش داده است، اما به تدریج این اثر آن کاهش یافته و در دوره‌ی هفتم منفی می‌شود.

نمودار ۴-۵: توابع عکس‌العمل در مدل بازده سکه و تورم
همان‌طور که در نمودار ۴-۶ مشاهده می‌شود، اثر شوک نرخ تورم انتظاری بر بازده طلا در کوتاه‌مدت به صورت منفی است، که نشان دهنده‌ی اثر منفی تورم انتظاری بر بازده سکه در کوتاه‌مدت است.

نمودار ۴-۶: توابع عکس‌العمل در مدل بازده سکه و تورم انتظاری
در نمودار ۴-۷ ملاحظه می‌شود که یک شوک مثبت بر نرخ تورم تا سه دوره اثر مثبت بر بازده دلار دارد که این اثر نسبتاً بزرگ است. از دوره‌ی سوم اثر این شوک به تدریج کاهش یافته اما همچنان مثبت است. بنابراین می‌توان بیان کرد که اثر شوک بر نرخ تورم در کوتاه‌مدت بر بازده دلار مثبت است. براساس نتایج نمودار ۴-۸ اثر شوک تورم انتظاری بر بازده دلار تا دو دوره مثبت است، اما بعد از آن تقریباً بی‌اثر است.

نمودار ۴-۷: توابع عکس‌العمل در مدل بازده دلار و تورم

نمودار ۴-۸: توابع عکس‌العمل در مدل بازده دلار و تورم انتظاری
تجزیه واریانس

نظر دهید »
دانلود مقالات و پایان نامه ها با موضوع انتخاب وزن ...
ارسال شده در 17 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

۹۶
۹۶
۴-۴- روش گردآوری اطلاعات: ۹۶
۴-۵- روش تجزیه و تحلیل اطلاعات: ۹۶
۴-۶- فرایند ارزیابی عملکرد شعب در این تحقیق: ۹۷
۴-۶-۱- تعیین ورودی ها و خروجی ها: ۹۷
۴-۶-۱-۱ ورودی ها: ۹۸
۴-۶-۱-۲ خروجی ها: ۹۸
۴-۶-۲- محدوده زمانی ۹۸
۴-۶-۳- جامعه آماری ۹۸
۴-۶-۴- روش تحقیق ۹۸
۴-۷- انتخاب مدل DEA برای رسیدن به هدف: ۹۹

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

۴-۷-۱- روش پوششی CCR ورودی محور ۹۹
۴-۷-۲- روش پوششی CCR خروجی محور ۹۹
۴-۸- انتخاب نرم افزار برای حل مدل: ۱۰۰
۴-۹- تجزیه و تحلیل داده ها ۱۰۱
۴-۹-۱- تکنیک CCR 101
۴-۹-۲- آمار کلی: ۱۱۰
۴-۹-۳- نمودار کارایی ۱۱۲
فصل ۵- نتیجه گیری و پیشنهاد ۱۱۵
۵-۱- مقدمه ۱۱۵
۵-۲- پاسخ به پرسش های پژوهش ۱۱۶
۵-۳- پیشنهادات کاربردی بر مبنای نتایج ۱۱۶
۱۱۷
۵-۵- محدودیت ها: ۱۱۷

فهرست جدول‌ها
عنوان صفحه
۵۷
جدول ‏۳‑۲: کارایی ۵۹
۶۲
۶۴
۱۰۱
وزن های حاصل از اجرای مدل CCR 102
جدول شعب مرجع شعب ناکارا ۱۰۳
جدول الگو شعب ناکارا ۱۰۵
جدول ‏۴‑۵: جدول مقادیر کمبود و مازاد خروجی و ورودی ۱۰۶
جدول ‏۴‑۶: نقاط تصویرواحدهای تحت ارزیابی ۱۰۷
فهرست شکل‌‌ها و نمودارها
عنوان صفحه
۴۱
۵۸
۵۹
۶۱
۶۳
۶۵
۶۹

نظر دهید »
دانلود مطالب پژوهشی درباره بررسی تطبیقی قید در دستور زبان ...
ارسال شده در 17 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

_ با اتومبیل از تهران به اصفهان رفتم. برای دیدن برادرم به خانه اش رفتم. به گرمی و بامهربانی تمام از من پذیرایی کرد.» (۱۳۵۹: ۱۰۶- ۱۰۷)

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

۲-۳-۳ قید به اعتبار ساختار و لفظ

الف) قید ساده، که خیام پور آن را مفرد هم می‌نامد ؛ قیدی است که فقط یک جزء داشته باشد و قابل تجزیه به اجزای زبانی نباشد یعنی از جمله و حروف اضافه تشکیل نشده باشد. مانند: دیر، هرگز.
ب) مرکب: قیدی است که بیش از یک جزء داشته باشد که برخی از دستور نویسان ترکیب حرف اضافه و مفعول غیر صریح (متمم) را از این نوع دانستهاند. انوری و احمدی گیوی برای این نوع (حرف اضافه + متمم و وابسته‌هایش) دستهای جدا به نام گروه عبارت قیدی قائل شده است و ترکیب یا تکراری از صفات را قید مرکب می‌نامند. مانند: افتان و خیزان ¬ افتان صفت حالیه و خیزان معطوف به آن
امشب ¬ صفت اشارهای این + اسم اندک اندک ¬ صفت ساده (۱۳۸۹: ۲۲۹)
شریعت نیز قیود مرکب را به دو دسته‌ی باقاعده و بیقاعده تقسیم می‌کند. مرکب باقاعده همان حرف اضافه + متمم و وابسته‌هایش می‌باشد. مانند با خوشحالی، کاملاً، در خانه‌ی بزرگ ما
قید مرکب بیقاعده را هم دارای قاعده‌ی کلی نمی‌داند مانند: عاقلانه، دیوانه وار
شریعت همچنین کلمات تنوین دار را نیز قید مختص مرکب می‌شمارد، زیرا می‌توان به جای تنوین حرف اضافه قبل از آنها آورد مانند: سریعاً ¬ به سرعت (۱۳۷۱: ۲۹۹-۳۰۱)
جوادی پور گروههی قیدی را هم نوعی قید مرکب می‌نامد که آن مجموعه‌ای از کلمه‌های وابسته به هم است و این جمله را مثال میزند:” در حالت نیم خواب و نیم بیداری” کشتزار سبزی را که جلوش موج می‌زد تماشا می‌کرد.
برای ساختمان قید دستهی دیگری را هم نام می‌برد و آن جملهای است که برای فعل جمله‌ی دیگر حالت قیدی پیدا می‌کند مانند: مهناز در حالی که گریه می‌کرد به سوی مادرش رفت. (۱۳۶۸: ۶۱-۶۲)
عماد افشار بیان می‌کند، قید را باید از نظر ساختمان به دو نوع ساده یا مرکب تقسیم کرد. چرا که معتقد است، انواع کلمات اعم از اسم، صفت و فعل آن‌هایی که یک کلمه و بیجزء هستند بسیط یا ساده نامیده می‌شوند و آن‌هایی که از دو کلمه یا بیشتر ساخته شده باشند مرکب یا آمیختهاند. قید نیز از این قاعده کلی مستثنی نیست. (۱۳۷۲: ۱۸۸).
صادقی و ارژنگ، برای قیدهایی که بی نشانه می‌نامند پنج ساخت را قائل شده اند ؛«۱٫ ساده تند، آهسته؛۲٫ مرکب: دو روزه، همه ساله، یک شبه، دسته دسته؛ ۳٫ پسوندی:متاسفانه، خوشبختانه، مردوار؛ ۴٫ تنوین دار: اولاً، فوراً، احترماً ؛ ۵٫ قید گروهی: دست بر قضا، خواسته نخواسته، مو به مو، نو به نو، بی سروصدا، دست بر عصا.»(۱۰۷:۱۳۵۳).
وحیدیانکامیار قیود مرکب را متشکل از دو واژه می‌داند مانند: هیچگاه، ذره ذره. علاوه بر ساده و مرکب برای ساختمان گروه‌های قیدی، مشتق و مشتق – مرکب را هم در نظر می‌گیرد. حروف اضافه و متمم‌ها را قسمت مشتقات و ترکیباتی مانند افتان و خیزان را در دسته‌ی مشتق – مرکب قرار می‌د‌هد. (۱۳۸۶: ۱۱۱)
در دستورهایی که براساس علم زبانشناسی نوین نوشته شدهاند، واحد نحوی گروه است به همین سبب قید خود، هسته‌ی گروهی است که ممکن است وابسته‌هایی نیز داشته باشد. در دستور وابستگی براساس نظریه‌های خود گردان قیدهای ذاتی شامل پنج دسته‌ی کلی می‌شود: ۱) ذاتی ساده: آرام، هرگز ۲) ذاتی مشتق: دخترانه، لطفاً ۳) ذاتی مرکب: گا هگاه ۴)مشتق- مرکب: خوشبختانه ۵) ذاتی اصطلاحی: دست برقضا (طبیب زاده، ۱۳۹۰: ۳۰۱-۳۰۲)
مشکوه الدینی (۲۱۶:۱۳۷۳) چنین می‌نویسد:«سازه‌ی قید به صورت گروه قیدی و یا یکی از واژه‌های قیدی، گروه حرف اضافه ای، گروه اسمی و یا جمله‌ی وابسته‌ی قیدی به کار می‌رود»
در برخی از دستورهای جدید مانند، آزیتا افراشی، ارسلان گلفام، همچنین در بعضی از دستورهای سنتی مانند پنج استاد، شفایی به لحاظ ساختار اشارهای به قیدها نشده است.
پ) موؤل: جملهای است که با یکی از حروف ربط آغاز شود (جمله‌ی پیرو) و می‌تواند به مفرد تأویل یابد.
تا دل دوستان به دست آری بوستان پدر فروخته به (برای بدست آوردن دل دوستان)
حرف ربط یا پیوند کلمهای است که دو کلمه یا دو ترکیب یا دو گروه مرکب از چند کلمه یا دو جمله را بهم پیوند دهد. برخی از حروف ربط مانند: پس، سپس، کجا، نیز، هم، همیدون، با قید مشترک است. قیدهایی از قبیل: آخر، آنگاه، باری، چند، دگر، کجا، هنوز، در ربط جمله‌ها مانند حرف ربط عمل می‌کند؛ در این حال می‌توان آن‌ها را شبه حرف ربط خواند. [شبه حرف ربط بیشتر ترکیبی است از حروف اضافه و ربط یا کلماتی دیگر از قبیل ضمیر اشاره، اسم، قید و غیره. شبه حرف نیز مانند حرف ربط ساده دو جمله را بهم می‌پیوندد] (خطیب رهبر، ۱۳۷۹: ۳۱-۳۳)پیوندها از نظر ساختمان سه نوع ساده، مرکب و گروه پیوندی را شامل می‌شود. هر گاه دو یا چند کلمه بی آنکه ترکیب شوند و استقلال خود را از دست دهند کار پیوند را بکنند آن‌ها را گروه واژه پیوندی یا گروه پیوندی یا عبارت پیوندی می‌نامیم که بسیاری از پیوندها و گروه‌های پیوندی هم کار قید را می‌کنند و هم کار پیوند را. (قریب و همکاران، ۱۳۷۲: ۳-۴). در واقع جملهی پیرو به کمک این حروف ربط به جملهی پایه وابسته می‌شود و فعل جملهی پایه را به مفاهیم مختلفی مقید می‌سازند. فرشیدورد نیز در کتاب دستور مفصل امروز، درباره‌ی پیوندها و گروه‌های پیوندی که جمله واره‌ی قیدی می‌سازند چنین می‌نویسد: «اینها جمله واره‌ای را در حکم قید یا متمم قیدی جمله واره‌ی دیگر می‌کنند و عبارتند از: چون، اگر، تا، به منظور اینکه، به علت اینکه و دها نظیر آن… . این پیوندها و گروه‌ها بنا بر نوع قید یا متممی که می‌سازند، به اقسامی تقسیم می‌شوند از قبیل پیوندهای زمان، مکان، مقدار، کیفیت و حالت، شرط، مقصود، استثنا، تقابل، علت و غیره و گروه واژه‌های مربوط به آنها» (۱۳۸۲: ۵۸۲)
خطیب رهبر جمله‌ی موؤل را جمله‌ی تابع و جمله‌ی دیگر را جمله‌ی اصلی می‌نامد. به عنوان مثال

 

    1. جمله‌ی تابع موول به قید زمان

 

نبود نقش دو عالم که رنگ الفت بود زمانه طرح محبت در این زمان انداخت
یعنی زمان ایجاد رنگ الفت (حافظ، ۱۳۷۹: غ۱۶)

 

    1. جملهی تابع مؤول به قید عاقبت

 

عمر گران مایه در این صرف شد تا چه خورم صیف و چه پوشم شتا
(سعدی، ۱۳۲۰: ۶۷)
جملهی تابع مؤول به قید علت
تا عاشقان به بوی نسیمش دهندجان بگشود نافهای و در آرزو بببست
(حافظ، ۱۳۷۹: غ۳۰)

 

    1. جملهی تابع مؤول به قید حالت

 

در این بود درویش شوریده رنگ که شیری درآمد شغالی به چنگ
(سعدی، ۱۳۲۰: ۲۶۵)

 

    1. جملهی تابع مؤول به قید نتیجه

 

بدان کز زبان است مردم به رنج چو رنجش نخواهی زبان را بسنج
(فردوسی، ۱۳۸۶: ۱۶۲۳)

 

    1. جملهی تابع مؤول به قید کمیت

 

چندان که گفتم غم با طبیبان درمان نکردند مسکین غریبان
(حافظ، ۱۳۷۹: غ۳۸۳)

 

    1. جملهی تابع مؤول به قید شرط

 

چه کند کشتهی عشقت که نگوید غم دل تو مپندار که خون ریزی و پنهان ماند

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 151
  • 152
  • 153
  • ...
  • 154
  • ...
  • 155
  • 156
  • 157
  • ...
  • 158
  • ...
  • 159
  • 160
  • 161
  • ...
  • 185

مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

 پولسازی پنهان شبکه های اجتماعی
 بازسازی رابطه پس از خیانت زنان
 کسب درآمد تضمینی از یوتیوب
 اشتباهات فروش دوره های آنلاین
 طراحی صفحه فرود حرفه ای
 آموزش استفاده از Leonardo AI
 هشدارهای درآمدزایی طراحی گرافیک
 معرفی نژاد جک راسل تریر
 خطرات وابستگی عاطفی
 نشانه های سردرگمی رابطه ای
 دوره تربیت سگ حرفه ای
 انتخاب کلینیک دامپزشکی معتبر
 افزایش فروش آنلاین عصبی
 جلوگیری از ابهام در رابطه
 غذای خانگی سویا برای سگ
 انتخاب شامپوی مناسب گربه
 بادام زمینی در غذای سگ
 حمام کردن خرگوش خطرناک
 به روزرسانی تگ Alt تصاویر
 رضایت بیشتر در رابطه عاشقانه
 ویژگی های رابطه پایدار
 معرفی نژاد دوبرمن پینچر
 روانشناسی مرد پس از خیانت
 درآمدزایی از محتوای تخصصی یوتیوب
 سئو حرفه ای برای درآمد بیشتر
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • پروژه های پژوهشی درباره عوامل موثر بر وفاداری بیمه گذاران ...
  • دانلود منابع پایان نامه در رابطه با لذات ...
  • دانلود مطالب پژوهشی در مورد : بررسی عوامل اجتماعی-اقتصادی موثر بر ...
  • دانلود منابع دانشگاهی : دانلود مطالب پایان نامه ها در رابطه با بررسی ...
  • پژوهش های انجام شده در مورد سیستم های اطلاعاتی ...
  • منابع کارشناسی ارشد با موضوع : بررسی میزان ...
  • دانلود منابع دانشگاهی : منابع کارشناسی ارشد درباره بررسی تطبیقی سیاست های ...
  • منابع کارشناسی ارشد در مورد بررسی حقوق ...
  • دانلود فایل ها در رابطه با : مقایسه ...
  • منابع دانشگاهی و تحقیقاتی برای نگارش مقاله : بررسی تاثیر ...
  • فایل پایان نامه کارشناسی ارشد : راهنمای نگارش پایان نامه با موضوع تاثیر کیفیت سود ...
  • پایان نامه کارشناسی ارشد : دانلود فایل های پایان نامه با موضوع مطالعه تطبیقی ...
  • راهنمای نگارش پایان نامه و مقاله درباره بررسی ...
  • طرح های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها با موضوع پایش تابش پذیری ...
  • پایان نامه ارشد : دانلود فایل ها در رابطه با : مطالعه ...
  • پروژه های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها با موضوع بررسی و امکان سنجی استقرار صنعت بازیافت ...
  • پایان نامه های کارشناسی ارشد درباره :مبانی و اهداف ...
  • سایت دانلود پایان نامه: راهنمای نگارش پایان نامه با موضوع برآورد میزان و ...
  • منابع کارشناسی ارشد درباره : تدوین برنامه ...
  • پژوهش های پیشین درباره :مدل سازی کاهش ...
  • دانلود پایان نامه درباره مقایسه تحریف های شناختی وطرحواره ...
  • فایل پایان نامه کارشناسی ارشد : تحقیقات انجام شده در رابطه با تحلیل رابطه جوسازمانی و ...
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان